eitaa logo
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
155 دنبال‌کننده
631 عکس
28 ویدیو
2 فایل
جوانی نویسنده!
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌گویند پیش از آنکه زمان به دو نیمه‌یِ روز و شب تقسیم شود، خورشید و ماه در آغوشِ هم در آسمانی واحد می‌زیستند. آن‌ها نه دو پدیده، که یک روح بودند که در دو کالبدِ آتش و نقره، تنها یک ضربان داشتند. اما تقدیر، که از کمالِ مطلق می‌هراسید، حکم به جدایی داد. به آن‌ها گفته شد: «تنها زمانی می‌توانید جهان را به تعادل برسانید که هرگز هم‌زمان در یک افق دیده نشوید.» از آن روز، خورشید در جاده‌ای از آتش گام برمی‌دارد تا جهان را از تاریکی حفظ کند، و ماه در سکوتی ممتد، میانِ ستاره‌ها می‌لغزد تا ویرانه‌هایِ به جا مانده از سوزشِ خورشید را با مرهمِ سردِ نقره‌ای‌اش بپوشاند. افسانه می‌گوید که آن‌ها برایِ دیدنِ یکدیگر، ترفندی زیرکانه ابداع کردند: «خسوف». هر هزار سال یک‌بار، وقتی اشتیاقِ این دو به اوج می‌رسد، خورشید از شکوهِ خود می‌کاهد و ماه از خنکایِ خود دست می‌کشد تا برای لحظه‌ای کوتاه، در یک هم‌سوییِ ممنوعه، بر لبه‌یِ آسمان به هم تکیه کنند. می‌گویند در آن لحظه که جهان در سایه‌ای عجیب فرو می‌رود، زمان می‌ایستد. نه روز است و نه شب؛ تنها آن‌قدر زمان باقی می‌ماند که آن‌ها بی‌کلام، یکدیگر را لمس کنند و دوباره، با زخمی از آن دیدارِ کوتاه، به تبعیدِ ابدیِ خود بازگردند. به همین دلیل است که خورشید همیشه در غروب، سرخ و سوخته به نظر می‌رسد؛ او رنگِ خونِ دلتنگیِ خود را بر افق می‌پاشد، به این امید که شاید ماه در آن سویِ زمین، سرخیِ عشقِ او را ببیند و در تاریکی، به یادش بتابد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از الف‌هیم🪞
می‌گویند خورشید و ماه عاشق هم بودند، اما سرنوشت آن‌ها را از هم جدا کرد. تنها هنگام طلوع و غروب، برای لحظه‌ای کوتاه یکدیگر را می‌دیدند. ستاره‌ها هر شب در آسمان می‌درخشند تا ماه در تنهایی‌اش تنها نماند و هر سحر، پیش از محو شدن، خبر دلتنگی او را به خورشید برسانند. ✨🌙☀️ Ꮺ@Elfhame_7🦢
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چطور به او فکر نکنم، مگر میشود؟ مگر چشم هایش میگذارند، در چشم هایش آتش خورشید را یافتم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
جایزهٔ نوبل یکی از معتبرترین جوایز جهانی است که هر سال به افراد یا نهادهای برجسته در حوزه‌های **فیزیک، شیمی، پزشکی، ادبیات، صلح و اقتصاد** داده می‌شود. این جایزه طبق وصیت **آلفرد نوبل**، دانشمند و مخترع سوئدیِ دینامیت، ایجاد شد. او در سال ۱۸۹۵ بیشتر ثروتش را وقف کرد تا از کسانی تقدیر شود که «بیشترین سود را به بشریت رسانده‌اند». نخستین جوایز نوبل در سال **۱۹۰۱** اهدا شدند.
دلیل اصلی ایجاد این جایزه، تلاش برای اصلاح میراث و پاک کردن نام آلفرد نوبل از یک تصویر منفی بود. داستان از اینجا شروع شد که در سال ۱۸۸۸، برادر بزرگ‌تر آلفرد نوبل به نام «لودویگ نوبل» درگذشت. اما یک روزنامه‌نویس فرانسوی به اشتباه فکر کرد که خودِ آلفرد نوبل مرده است! این روزنامه تیتر نوشت: «مرگ یک فروشنده مرگ!» در متن مقاله نوشته شده بود که آلفرد نوبل با اختراع «دینامیت»، راهی پیدا کرده بود که راحت‌تر و سریع‌تر آدم‌ها را بکشد و ثروتمند شود. دیدن این تیتر، آلفرد نوبل را شوکه کرد. او از اینکه پس از مرگش به عنوان کسی که ابزارهای کشتار را ساخته، در تاریخ ثبت شود، بسیار ترسید و رنجید. او نمی‌خواست به عنوان یک «تخریب‌گر» در یادها بماند. بنابراین، تصمیم گرفت تمام ثروت عظیمی که از طریق صنعت دینامیت به دست آورده بود را وقف ایجاد جایزه‌ای کند که به جای «تخریب»، از «سازندگی، دانش و صلح» تقدیر کند. در واقع، جایزه نوبل راهی بود تا او نام خود را از دنیای جنگ و مرگ، به دنیای علم، فرهنگ و صلح تغییر دهد.
«میراثی از جنس نور» آلفرد نوبل ثابت کرد که هیچ‌وقت برای تغییرِ داستانی که از ما در ذهن جهان باقی می‌ماند، دیر نیست. او که با اختراع دینامیت، سایه‌ای از ترس بر نام خود افکنده بود، به جای فرار از حقیقت، آن را با ثروتش به چراغی برای آیندگان تبدیل کرد. جایزه نوبل، صرفاً یک تقدیرنامه یا پاداش مالی نیست؛ بلکه بزرگ‌ترین عذرخواهیِ تاریخ از بشریت است. نوبل به ما یاد داد که می‌توانیم از آوارِ اشتباهات گذشته‌مان، سکویی برای پروازِ علم و صلح بسازیم. او موفق شد مرگ را به نامی جاودانه در مسیر حیات گره بزند.