خاکستری من، دنیا کمرنگ شده نه؟
آخر رنگش تو بودی و حالا تو دیگر نیستی.
کتاب تست داشتن و خریدن بهانه بود، درس به درس، نکته به نکته، دنبال خودم بودم.
امروز یه جوری خوابیدم که انگار خودم رفته بودم کنکور داده بودم و حالا وقت استراحتم بود.
اینکه سال بعد دوازدهمم، خودش میتونه یه دور برام فروپاشی روانی بیاره.
من که هیچوقت نخواستم ۱۸ ساله بشم، همین ۱۶ سالگی هم از سرم زیاده، بالاتر نریم دیگه، مرسی.
نه سر از آشپزی در میارم، نه دوست دارم، ولی میشینم برنامه سراشپز رو میبینم✅✅✅
شاید نهنگ دیگه به خونه برنگرده اما اقیانوس هرگز اونو فراموش نخواهد کرد.
فکر کردم آدم جالبی نیستم، اما هستم، وقتی کسی نبود، من بودم، وقتی حتی تاریکی از خودش فرار میکرد من دنبال راهی بودم که اون بتونه به خودش برگرده، من آدم جالبی بودم ولی در جای نا جالبی قرار داشتم.