eitaa logo
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
156 دنبال‌کننده
627 عکس
29 ویدیو
2 فایل
جوانی نویسنده!
مشاهده در ایتا
دانلود
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
I was flying, but I was thinking about falling. For no reason, at 5 in the morning, I had a smile on my face, but I was scared I’d lose her. I wanted to live, to hold my dreams, but the clock stopped and I got stuck in time forever. I was setting hope on fire when I saw hopelessness crying. I had hit the end of the line, but it felt like I was just starting over. I wanted to write a book, but I erased myself and my words. I killed myself, but I stayed alive.
مدت ها بود که سکوت کرده بود، انگار حرف هایش تمام شده بودند، اما خودش بود که تمام شده بود.
به سمت کاغذ میروم، اگر کسی لبخند بزند، شخصیتم را نمیکشم، شاید هم خودم را، چه فرقی دارد، خون، خون است مگر نه؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
همه‌جا یهو باهم رعد و برق میزنه؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دبیر فیزیک چیزهای جالبی گفت و منم چیز های جالبی ساختم ازش اما یادم نمیاد چی بودن.