هدایت شده از حاشیههای یک کتاب باز
https://eitaa.com/Young_Writer/3261
پیام را روی صفحه میخوانم. لبخند آرامی زیر ماسک شکل میگیرد. گوشی را روی میز میگذارم و نگاهی به آلفرد میاندازم.
یقه کتم را مرتب میکنم.
ـ با کمال میل، آلفرد.
نگاهم را به پروانه میدوزم و لبخند کجی میزنم.
ـ تو هم میای؟
مکث میکنم.
+با کمال میل، باعت افتخاره
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
https://eitaa.com/Young_Writer/3261 پیام را روی صفحه میخوانم. لبخند آرامی زیر ماسک شکل میگیرد. گوش
آلفرد در حال فریاد زدن و دویدن از اتاق
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
آلفرد در حال فریاد زدن و دویدن از اتاق
ولی جدی تصور کنید اینو یهو شوکه میشید من اینو سرکلاس به یه نفر گفتم بعد خودم داشتم از خنده نابود میشدم
https://eitaa.com/106766177/5731 نه ندیدم میخواستم ببینم چیه و خب ماشالا ۱۵۵ قسمت داشت
خوبه ها ولی من یه فلش میخوام همه ی فیلم سریالا بدون دیدن بره تو مغزم
هدایت شده از انجمن گربه های مرده
هدایت شده از ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
دارم به این فکر میکنم که حالا دوبار نمره ریاضی بالا شده اگه بیاد پایین مثلا ۲۵صدم از اون فرد کم بیارم واکنشم چیه بعد خب اینجوریم که مهم نیست ولی خب اگه بشه چی
هدایت شده از ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
یعنی طرف تست میزنه ساعت مطالعه بالا داشته تو این دوروز بعد کلی سوال حل کرده بعد اصلا مهم نیست اخه من لوکی رو کشف کردم! والا اون دوباره که بالا شدم هنوز خودم تو شُکم
گریه کردم اونم دوتا اشک ولی واقعا بخاطر نمره نبود من کلی چیز دیگه دارم واسه گریه
هدایت شده از مشاور و نویسنده شگفتانگیز🗿✨
اگر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد یک نویسنده بود، ادگار آلن پو میشد؛ خالق قلب افشاگر
مرموز، خیالانگیز و کمی تاریک. از اون جهانهایی که هیچوقت نمیدونی پشت هر پنجره چه رازی پنهان شده و مرز بیت واقعیت و خیال دقیقاً کجاست! 🌘🕯️