هدایت شده از 𝓞𝓻𝓲𝓸𝓷 𝓟𝓪𝔁
تمنا میکنی که نفس بکشی
یعنی اون هم میفهمه؟ یعنی اون هم یه روز آرزو میکنه بیشتر ببینه؟
معمولا آدم ها میگن تا ابد ، اما وسط راه خسته میشن ، ادامه میدن و چند قدم بعد می ایستن ، میگن میخوان تمومش کنن ، و وقتی زمان به جای اون ها ادامه میده و به انتهای راه میرسن ، دلشون میخواد بیشتر برای تماشاش زمان داشته باشن...
هیچ تعجبی ندارد که نمیتوانیم از کار بزرگترها سردربیاوریم؛ چون خودمان تا حالا بزرگتر نبودهایم، ولی آنها که بچه بودهاند. نمیفهمم چرا ما را درک نمیکنند!
دن پرسید: «چرا همه توی قصهها خوشقیافهاند؟ چرا هیچ قصهای دربارهٔ آدمهای زشت نیست؟» فیلیسیتی گفت: «شاید برای زشتها هیچ ماجرایی پیش نمیآید.»
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
عـــَمـــیق
خب اقیانوسی که عمیق نباشه، اقیانوس نیست.