eitaa logo
قلم‌نَورد
394 دنبال‌کننده
825 عکس
83 ویدیو
3 فایل
از گذران زندگانی می‌نویسم و عکس می‌گیرم. + http://nskhat.ir/send?public_token=zy2008-5243e4 + https://abzarek.ir/service-p/msg/4117744 + https://eitaa.com/joinchat/560596573Cf4fff730f1 لطفاً کپی نکنید. 23.06.1404
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش بیشتر نگاهش میکردم کاش به دستاش بیشتر خیره میشدم کاش به حرفاش با دقت بیشتری گوش میدادم کاش فقط بهش گوش میدادم فقط نگاهش میکردم فقط براش صبر میکردم تا فقط اون باشه.. در من. در زندگیم. تصویری که می‌بینم، صدایی ک میشنوم، اشکی ک میریزم...
داشتم نقاشی می‌کشیدم و دایی زنگ زد و صداش رو بلندگو بود. گفت تو به رحمت خدا رفتی... تو رفتی... تو رفتی.. صبح بود. یه صبحِ سیاه و سیاه و سیاه. کاش هیچوقت اون روز از خواب بیدار نمی‌شدم.. کاش قبل از تو می‌مردم. کاش این روزای دور از تو رو نمی‌دیدم. کاش تو بودی... کاش نمیرفتی.. بخاطر مامان. بخاطر بابا. بخاطر من؟ کاش نمیرفتی. بخاطر گریه های مامان. بخاطر بابا که من فقط یکبار اشک بابا رو دیدم و اون سر قبر تو بود... بابایِ قهرمانِ ما اشک ریخت... مرد قهرمان! اشک ریخت.. هنوزم تو شوک اون تصویرم ک از چهره ی غمگینِ بابا دیدم... تو نبودی ک ببینی چطور برای از دست دادنت شکست... ای داغِ بر دل نشسته که هرگز سرد نخواهی شد... دلم برایت از دل‌تنگی مُرده است.
هنوزم صدای گریه های مامان تو گوشمه.
هنوزم تصویرت روی تخت بیمارستان جلوی چشمامه
هنوزم ترسِ از دست دادنت رو دارم
هنوزم یاد اون شبام که فکر میکردم برمی‌گردی خونه؟ یه روز دوباره برمیگردیم خونه؟ خونه خودمون؟ همگی باهم؟ من، تو، مامان.. بابا؟
ولی مامان برگشت از بیمارستان اما بدون تو...
تو رفتی پیش خدای مهربون
دستمو میگیری تا منم ببری؟ خواهش میکنم ازت :)