eitaa logo
دانلود
اما ایرانی نیستم و برایت اشک ریختم، وطن. برایت فریاد آزادی سر دادم. فریاد رهایی، موعود و زندگی. برای سربازانت که هرکدام مشتی از خاکت را در آغوش کشیده اند و با خون و جان، ایستاده اند با لب‌های آغشته به یاد خدا با آمادگی برای آغوش خدا در روحشان؛ برایشان دعا کردم. گریه و قلبم شکست. اما نشد... گویا صدایم شنیده نشد. صدای ما شنیده نشد. ما قبل از مرگ، بارها جان داده ایم... و خواهیم داد؟
Off./ توقف نشانه‌ی به تعویق انداختن است نه پایان .
و هرکدوم از این شب‌ها ممکنه آخرین شب عمر ما باشه. آخرین بار که به ماه نگاه می‌کنیم... آخرین بار که پدرومادرمون رو می‌بینیم... خواهر و برادر یا رفیقمون رو... آخرین باری که میریم جلوی آینه. آخرین حمام. آخرین لبخند و پایانِ گریه‌ها. آخرین فصل و پایان فصل زندگی ما. آخرین نگاه. آخرین سخن... آخرین باری که گوشیمون رو دست میگیریم. آخرین شاتمون روی دوربین. آخرین غذا. آخرین آب و آخرین نفس... آخرین خواب؛ یک خوابِ جاودان و ابدی در حینِ بیداری و حیات.
هدایت شده از انتشارات‌یعقوبی
می‌دونی رفیق؟! شاید مشکل این بود که ما چشمان آبی و موهای بور نداشتیم. ما مدارک شناسایی‌مان صادره از آسیای‌مرکزی بود نه اروپا.