دردی که انسان را به سکوت وا میدارد
بسیار سنگین تر از دردیست
که انسان را به فریاد وا میدارد
و انسان ها فقط به فریاد هم میرسند
نه به سکوت هم…
کسی چه میداند من چقدر تلاش کردهام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پُر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفهی انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد...
دوست دارمش
مثل دانهای که نور را
مثل مزرعی که باد را
مثل زورقی که موج را
یا پرندهای که اوج را
دوست دارمش …