کسی چه میداند من چقدر تلاش کردهام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پُر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفهی انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد...
دوست دارمش
مثل دانهای که نور را
مثل مزرعی که باد را
مثل زورقی که موج را
یا پرندهای که اوج را
دوست دارمش …
شاید معنای عشق در پذیرش است...
آنگاه که قلبت را تقدیمش میکنی و اوست که باید با کمال عشق متقابل، احترام و آرزوی برآورده شده، آن را بپذیرد.