eitaa logo
نابغه؟
106 دنبال‌کننده
361 عکس
45 ویدیو
1 فایل
23.06.1404 - نبوغ یا دیوانگی ؟! نویسنده|عکاس|دکتر در آینده|Entj
مشاهده در ایتا
دانلود
میدونید چرا به اینجا رسیدم؟ من چهارپنج ماهه دارم با بیماری می‌جنگم... بخدا خسته شدم. همین الان که گوشی دست گرفتمو این متن رو براتون می‌نویسم دستام توان ندارن و گوشیو تکیه دادم ب کیفم که جلومه... آزمایش دادم.. دارو خوردم سرم زدم... فراوان... دکترای مختلف... از این بیمارستان ب اون یکی... سخته بچه ها خیلی سخت:) امشب خودکار دست گرفته بودم از دستم میفتاد... اوایل فکر میکردم یه بیماری ساده ست و مثل همیشه بعد چند روز خوب میشم.. اما شد هفته، ماه... مدتهای زیادیه که درگیرم... و از این درگیری داره یه جنازه در میاد... تاحالا برای درد مریض بودنم اشک نریختم... گریه ای ک میکنم بخاطر دلایل دیگه ایه... خستم. واقعا خستم. دلم میخواد شب ک می‌خوام بخوابم قبلش با دارو خوردن نباشه. روزم رو با دارو خوردن شروع نکنم. دردمو با سرم آروم نکنم اونم برای لحظه ای کوتاه... خیلی خسته و شکستم
جسم و روح و روانم و درسام... درسام.. همشون آسیب دیدن.. از زندگی عقب افتادم انگار یکی از درون داره آروم آروم لِه و نابودم می‌کنه
فقط میخوام نجات پیدا کنم... نمی‌دونم تهش چی میشه.. مرگ دست خداست... اما ازتون می‌خوام دعا کنید.. خیلی دعا کنید برام:) لطفاً
فکر نمی‌کردم با هفده سال سن مجبور بشم موقع راه رفتن از دیوار کمک بگیرم...
ضعف و درد بدنم...
میشه خواهش کنم برام دعا و آرزو کنید؟
خیلی خسته ام... خیلی
یا مرگ یا زندگی... اما امان از بودن در مرز میان این دو..
فردا برای هزارمین بار دوباره بوی بیمارستان... قیافه دکترای خشن و پرستارای مهربون... دوباره صف صندوق و پذیرش... آدمای مریض، خسته و بی‌جان. ای غم...
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود...