🍬شب چلہ میان بختیاریها ، دور هم نشینی
و جشن شبانہ همراه بیداری تا نزدیکی صبح و
تماشای طلوع خـورشید در اولین روز زمستان
است. لازمهی آن جمع شدن همہ افراد خانواده
در منزل بزرگترها و ریشسفیدان بہعنوان نماد
ڪھنسالی خورشید در آخرین روز نفس کشیدن
پاییز اسـت. نشستن زیر کرسی، بہ صـرف انواع
خوراکے همچون هندوانہ، انـار، انگورهای بستہ
با نخ بہ سقف خانہهای چـوبے، شاهدانہ، سنجد
و تنقلاتی کہ مادربزرگها از تابستان همان سال
فراهم کردهاند، از آیینهای مرسوم شب چلہی
بختیاریها است .
🍉پدربزرگ و مادربزرگها در استان خوزستان
بر اساس سنتے دیرینہ، شـب یلدا با پذیرایۍ از
فامیل با تنقلات محلی و آجیل، کانون گرم خانہ
را برای پذیرایی از فرزندان و نوههای خود مھیا
میکنند. در ایـن شـب، شاید بیشترین وانـتهای
حامل هندوانہ، شب یلدا در اهواز دیده شوند .
یلدا یعنے ...🍉؛ یلدا یعنے یـادمـان باشد زندگی آنقدر کوتاه است کہ تنھا یڪ دقیقہ بیشتر با هم بودن را، باید جشن گرفت. . . •꒰ 𝙴𝚒𝚝𝚊𝚊.𝚌𝚘𝚖.𝚣𝚒𝚊𝚛𝚊𝚝𝚝
بوۍ یلدا را میشنوی؟
انتھایۍترین خیابان پر پیچ و خم آذر . . .
باز هم قـرار عاشقانہۍ پاییز و زمستان؛ قراری
طولانے بہ بلندای یک شب؛ شب عشقبازی برگ
و برف. و پاییز چمدان بہ دست ایستادھ و عزم
رفتن دارد. آسمان، بغض کرده و سخت میبارد.
خدا هم میداند نوعروس فصلها چقدر دوست
داشتنیست. کاسہی آبۍ پشت پای پاییزِ دلتنگ
میریزد و تمام میشود . . .
پاییز،اۍآبستنروزهاۍعاشقےرفتنتبخیر🍁!'
زیارت زیباست _دانه انار!.m4a
زمان:
حجم:
2.1M
- یلدای خوبی میشود نه:)؟
[ کلیک^^ ]
بہ قلم عمار و نواے خادمالزهرا💆🏻♀️🌿
ــــــــــــــــــــــــــ ⏌☂⛄️⎾ ــــــــــــــــــــــــــ
و شبِ سرد زمستان بود؛ باد میپیچید با ڪاج،
در میان کومهها خاموش، گم شد او از من جدا
زین جاده باریک، و هنوزم قصه بریادست، وین
سخن آویزه لب: «که میافروزد؟ که میسوزد؟
چه کسی این قصه را در دل میاندوزد؟»
؛ 〖•••⊹❄️🧣☃⊹•••〗
زمستان را بـايـد با قنديل های آويزان لبہ پشـت
بـامش دوسـت داشـت. زمستان را بـايـد با تمام
سردی و سـرماخوردگیهايش دوسـت داشت. با
تمام گوشها و بينیهای سرخ و يخ زدھاش؛ با
شیشہهای پنہان شده پشت پردهی سردِ بخار و
تگرگهای نشستہ کنج پنجره؛ زمستان را باید با
آدم برفی ساختنها و شالهای بافتنی مادربزرگ
دوست داشت. زمستان را باید دوست داشت؛ با
تمام خاطراتی کہ یخبندان دلت را آب و جویبار
های آن را، روانہ جادههای احساس میکند . . .