eitaa logo
زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
2.5هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
190 ویدیو
83 فایل
【﷽】 ꔷ‌ • ・ و حقیقتاً زیارت زیباسـت ؛ اگر زائر حریم دل باشے🫀> سحـٰاب ِجآن ؛ قلب ِ سفید ِ زیارٺ🤍↶ ⊱⸾ @Sahab_610 شنواییم‌ با گوش ِدل🌚↶ ⊱⸾ https://harfeto.timefriend.net/17223305921909 چکیده‌ای از شروط‌مان ↶ ⊱⸾ @Sharayet_Z
مشاهده در ایتا
دانلود
چہ فرقی می‌کند چہ ساعت از شبانہ روز باشد ؟! آن هنگام کہ تو بہ دیدنم میایی، جھان هم مانند من بہ سکوت می‌ایستد؛ خوشبختی در آن است کہ لحظہ را دریابیم میدانی همانند یک آینھ است سکوت جهانم! من و او، او و تو، نگاه در نگاه . . اکنون با من بگو، جھان از دریچہ نگاه تو چگونہ است؟
؛ ᨒᨒᨒᨒ【🐚💜】ᨒᨒᨒᨒ دلم برای دخترانہ‌های وجودم تنگ شدھ . برای آن احساسات مھارنشدنی؛ اما حالا، دخترك‌‌ سربہ‌هوای درونم چہ بی‌هوا بزرگ شده، طاقتِ بی‌قرار و عجول وجودم، چہ قدی کشیدھ ، چہ شیشہ‌ای بودم روزی . ‌. حالا اما، بہ سخت شدن هم رضا نمی‌دهم؛ بہ سنگ شدن می‌اندیشم؛ میدانی، این‌گونہ اطمینانش بیشتر است . . .
؛ ⇔⇔⇔⧼‌🌧☂⧽⇔⇔⇔ نزدیکت می‌شوم بوۍ دریا می‌‌آید دور کہ می‌شوم صدایِ باران ! بگو تکلیفم با چشم‌هایت چیست ؟؟ لنگر بیندازم عاشقے کنم یا چتر بردارم و دلبری کنم ؟!
شبیہ ساحل، آغوش باز کن تا خیالِ دریا بودن کنم . . .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ـ ـــــــ|🌊🐚|ـــــــ ـ اول دریا، آرام بود و شب‌ها راھ نمی‌رفت تا تو هوای شھر بہ سرت زد حالا هزار سال است دریا گیج، هی میرود هی برمی‌گردد . . .
30.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ـ ـــ اگر قلبم صدف باشد میان آن تو دریایی 🐚(:
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نذر کرده‌ام يڪ روز که خوشحال‌تر بودم، بيايم و بنويسم کهـ زندگی را بايد بـا لـذت خـورد؛ کهـ ضربه‌هـای روی سـر را، بـايـد آرام بـوسـيد و بعد لبخند زد و دوبـاره بـا شـوق راه افـتاد؛ يڪ روز که خوشحال‌تر بودم می‌آيم و می‌نويسم که اين نيز بگذرد مثل هميشه که همه چيز گذشته است و آب از آسياب و طبل طوفان از نوا افتاده اسـت يک روز که خوشحال‌تر بـودم يک نقاشی از پاييز می‌گذارم که يادم بيايد زمستان تنها فصل زندگی نيست؛ زندگی پاييز هم می‌شود؛ رنگارنگ، از همه رنگ، بخر و ببر! یڪ روزی که خوشحال‌تر بـودم، نذرم را ادا خواهم کرد تا روزهايی مثل امـروز که خستگی و ناتوانی میان دسـت و پاهايم پيچيدھ اسـت، آن‌ها را بخوانم و يـادم بيايد که هيچ بھار و پاييزی بی‌زمسـتان مـزه نمی‌دهد و هيچ آسياب آرامی بی‌طوفان . . .🌊🍁
به یڪ جایى از زندگى که می‌رسی، مى‌فهمى رنـج‌هـا را نباید امتداد داد... باید مثل یک چاقو کہ چیزی را می‌بُرَد و بعد از میانَش می‌گذرد، از بعضى رنـج‌هـا بگذرۍ و بـراى همیشه تمامشان کنى🌱(((:
به تنهایی دیوارها آیینه بخشیدم تا انعکاس رنج‌هایم هویدا باشد .