؛ ⇔⇔⇔⧼🌧☂⧽⇔⇔⇔
نزدیکت میشوم بوۍ دریا میآید
دور کہ میشوم صدایِ باران !
بگو تکلیفم با چشمهایت چیست ؟؟
لنگر بیندازم عاشقے کنم
یا چتر بردارم و دلبری کنم ؟!
ـ ـــــــ|🌊🐚|ـــــــ ـ
اول دریا، آرام بود
و شبها راھ نمیرفت
تا تو هوای شھر بہ سرت زد
حالا هزار سال است
دریا گیج، هی میرود
هی برمیگردد . . .
30.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ـ ـــ اگر قلبم صدف باشد
میان آن تو دریایی 🐚(:
نذر کردهام يڪ روز که خوشحالتر بودم، بيايم
و بنويسم کهـ زندگی را بايد بـا لـذت خـورد؛ کهـ
ضربههـای روی سـر را، بـايـد آرام بـوسـيد و بعد
لبخند زد و دوبـاره بـا شـوق راه افـتاد؛ يڪ روز
که خوشحالتر بودم میآيم و مینويسم که اين
نيز بگذرد مثل هميشه که همه چيز گذشته است
و آب از آسياب و طبل طوفان از نوا افتاده اسـت
يک روز که خوشحالتر بـودم يک نقاشی از پاييز
میگذارم که يادم بيايد زمستان تنها فصل زندگی
نيست؛ زندگی پاييز هم میشود؛ رنگارنگ، از همه
رنگ، بخر و ببر! یڪ روزی که خوشحالتر بـودم،
نذرم را ادا خواهم کرد تا روزهايی مثل امـروز که
خستگی و ناتوانی میان دسـت و پاهايم پيچيدھ
اسـت، آنها را بخوانم و يـادم بيايد که هيچ بھار
و پاييزی بیزمسـتان مـزه نمیدهد و هيچ آسياب
آرامی بیطوفان . . .🌊🍁
به یڪ جایى از زندگى که میرسی،
مىفهمى رنـجهـا را نباید امتداد داد...
باید مثل یک چاقو کہ چیزی را میبُرَد و
بعد از میانَش میگذرد، از بعضى رنـجهـا
بگذرۍ و بـراى همیشه تمامشان کنى🌱(((:
[؛🫀🕸]
قلب خانه ایست با دو اتاق خواب
در یکی رنج و در دیگری شادی زندگے میکند
نباید خیلی بلند خندید
وگرنه رنج در اتاق دیگری بیدار میشود