eitaa logo
زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
2.5هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
190 ویدیو
83 فایل
【﷽】 ꔷ‌ • ・ و حقیقتاً زیارت زیباسـت ؛ اگر زائر حریم دل باشے🫀> سحـٰاب ِجآن ؛ قلب ِ سفید ِ زیارٺ🤍↶ ⊱⸾ @Sahab_610 شنواییم‌ با گوش ِدل🌚↶ ⊱⸾ https://harfeto.timefriend.net/17223305921909 چکیده‌ای از شروط‌مان ↶ ⊱⸾ @Sharayet_Z
مشاهده در ایتا
دانلود
زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
ـ ـــــــــــــ رمضان شاخسارۍ از طوبے غرفه‌اى از بھشت رضوان است☁️🌱.
ـ ـــــــــــــــ رمضان رهنما و راه گشا بھر گم‌ گشتگانِ حیران است🪴🔗؛
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕊وجود نازنین امام رضا علیه‌السلام^^ هر کــس مــاھ رمــضان یـک آیه از ڪتاب خــدا را قــرائـت کنــد مثــل این اســت که کدر ماه‌هاى دیــگࢪ تمام قـرآن را بخواند✨ ▪کتاب بحار الانوار🌱‌
زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
ـ ـــــــــــــــ رمضان رهنما و راه گشا بھر گم‌ گشتگانِ حیران است🪴🔗؛
ـ ـــــــــــــــ رمضان چـشـمہ عطـاى خـدا ماه عفو و گذشت و غفـران است💚🐚'
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
[؛] بهترین درس‌ها را در زمان سختی آموختم و دانستم صبور بودن یک ایمان است و خویشتن داری یک عبادت ! فهمیدم ناکامی به معنای تاخیر است نه شکست و خندیدن یک نیایش . . .☁️🌱'
زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
ـ ـــــــــــــــ رمضان چـشـمہ عطـاى خـدا ماه عفو و گذشت و غفـران است💚🐚'
ـ ـــــــــ رمضان ماه شب‌زنده‌دارى عشاق مـاه بیـدار بـاش وجدان اسـت🕊🌿^^
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𓂅🌙🌍𓍼 ای ماه افتتاح! ای ماه جوشن‌کبیر! ای ماه ابوحمزه ثمالی! باتو سفره‌های افطارمان پر میشود از سوره قدر، و سحرهایمان را دعای سحر معطر می‌کند... ای ماه کریم! به واسطة تو خدا بر اهل قبور نشاط و سرور عطا می‌کند؛ فقیران را بی نیاز می‌گرداند؛ هر گرسنه‌ای را سـیر می‌کند؛ هر برهنه‌ای را جامـہ می‌پوشاند؛ هر مدیونی را از دینش می‌رهاند؛ هر غمگینی را دل شاد می‌سازد؛ هر غریبی را به وطن باز می‌گرداند؛ هر اسیری را آزاد می‌نماید؛ مفاسـد امور مسـلمانان را اصلاح می‌فرماید؛ و بیماران را شفا عنایت می‌کند؛ آری! او به هرکاری تواناسـت .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
؛ _ _ _ 🌿🌻 _ _ _ هـمان سال ۶۱، تیـر ماه، مـاه رمضان بود. مـن و خان‌ جون طبقه‌ی پـایین بـودیم. خان‌ جون بـرایشـان افـطاری می‌گذاشـت و بچه‌هـا هـم خودشـان می‌آمـدند و می‌بـردند بـالا و سـفره می‌انداختند. ڪارشـان که تمام می‌شـد، دائـم صدای شـوخی و خنده‌شان می‌آمد. سـربه‌سـر هم می‌گذاشتند و آنقدر بگو و بخند می‌کردند که شـک می‌کردیم ایـن‌هـا همان بچه‌هـای یک سـاعت قبل باشـند. بعد هم رخت‌خـواب‌ها را از راه پشـت‌بـام می‌کشیدند و می‌بـردند روی بام و زیر آسـمان می‌خوابیدند. گاهی سـحری می‌رفتند بیرون؛ به هـوای کله‌پاچه. اگر بـرای نماز صبح به مسـجد نمی‌رفتند، نزدیک سـحر صدای صـوت دعا و قرآن سعید می‌آمد. گوش می‌کردیم و لذت می‌بردیم. بعد بقیه‌ی بچه‌ها پشت سرش می‌ایستادند و نماز را به جماعت می‌خواندند. [شھیدغیاثوند،‌بہ‌روایتِ‌مادر🌱]