⊰•🖤🕊•⊱
آن شب ستارهها غمگین به کوفه مینگریستند و
ماه از شرم، خود را با ابرها پوشانده بود. بغض
آسمان که باز شد، زمین به حال خود گریست.
از در و دیوارهای کوفه ناله میبارید و وحشت
سراسر آن را فرا گرفته بود. کوفه سراسر سکوت
است و خاك مرگ روی شهر پاشیدهاند. از آسمان
غم میبارد. نگرانی در عمق زمان و لحظهها موج
میزند. امشب علی❲؏❳ در بستر مرگ آرمیده است .
پیامبر اکرم❲ﷺ❳:
هرکس شب قدر را احیا بدارد،
تا سال آینده عذاب از او برداشتہ میشود.
•⇜ اقبال العمال،ج۱،ص۳۴۵
<🌪🌧>
شب قدر شب بیدار شدن است ،
نه بیدار ماندن ..
دعا کنیم بیدارشویم -"
اگر یادتان بود و باران گرفت ،
دعایی به حال بیابان دل ما هم بکنید:)!
زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
⊰•🖤🕊•⊱ آن شب ستارهها غمگین به کوفه مینگریستند و ماه از شرم، خود را با ابرها پوشانده بود. بغض آسما
⊰•🖤🍂•⊱
گوشها که ندای قُتِلَ امیرالمؤمنین را شنیدند،
تنها پای ایستادن نداشتند. مردم گیج و مبهوت
شدند و ناباورانه خبر را زمزمه میکردند، همان
مردمی که بارها امیر و امامشان، از بیوفایی و
پیمان شکنی و سست عهدی آنان شکایت کرده
بود، همان مردمی که دربارهشان فرموده بود:
«ای گروهی که جسمتان اینجا حضور دارد، اما
عقل و خرد شما پنهان گشته است»
زیارت زیباستAudioCutter_16198959680199581106094.mp3
زمان:
حجم:
6.1M
[؛] گوشہی خانہ دختری تنھا،
دارد اَمن یجیب میخواند🥀'
ــــــــــ 🌱📚 ـــــــــــ
کتاب «خاطرات سفیر» بهروایت خانم نیلوفر
شادمهری با نگارشی صمیمی و ساده، خواننده
را به خوابگاهی در پـاریس میبرد و او را بـا
رویدادها، تجربهها و خاطراتش شریک میکند.
خاطرات دختر مسلمانی که در ڪشور فرانسه،
هر چند برای ادامهی تحصیل در مقطع دڪتری
حضور دارد اما سفیری شده است برای دفاع از
حقیقت اسـلام. مواجهه او با آدمهای مختلف و
اتفاقات متفاوت این خاطرات را جذابتر میکند
از قبول نشدنش در بهترین دانشگاهفرانسه تنها
بهدلیل حجابش و دست ندادن با سرشناسترین
اساتید مرد تا برگزاری دعای عهد در خوابگاه و
خواندن دعای کمیل برای «یک سلیم النفس»☁️