زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
[🖤🌔] شال و لباس مشکے ما را بیاورید؛ حے علیالعزا کہ ماه #محرم رسیده است .
〔 #محرم | منزلگاه اول🖤〕
ڪاروانِ ڪوچڪ حسین علیهالسـلام
بهـ دنبال سرنوشـتے محتوم، قـدم بهـ
راه مےنهد. خطے از غبار، دامان صحرا
را مےشکافد، و شیهہے اسبان، در هُرم
دشت، تهنشین مےشود. تا چشم ڪار
مےکند دشتِ عریان است و بوتههای
خار؛ آسمانِ خاڪستری با چشمانی به
وسـعت افق، مبھوت ایسـتاده اسـت و
خیره خیره نگاه می کند.🌿
؛🍂؎
روز ورود امـام حسـین❲؏❳ بهـ سـرزمین
ڪربلا مصـادف بود بـا روز پنج شنبهـ ،
دوم محرم سال ۶۱ هجرے قمرے؛ بدین
گونهـ، حرڪت امـام حسـین علیهالسلام
از مڪہی معظمهـ تا ورودش به ڪربلا،
مدت ۲۴ و یا ۲۵ روز بهـ طول انجامید .
امام حسـین(؏) روز دوم محرم سـال 61
ه-ق بهـ سرزمین کربلا وارد شد. بهـ خاطر
همین روز دوم محرم، روز ورود به ڪربلا
نامگذاری شدهاست. روزدوم نماد پایدارے
اسـت. اباعبداللهالحسـین(؏) از همان آغاز
حرڪت بـا حـوادث گوناگونے روبهرو شد.
از بےوفایےکوفیان گرفته تا تعقیبشدن از
سوی سپاهیان دشمن. با این حال از ادامه
راه منصرفنشد و همچنان استواریورزید.
حسین(؏) آموزگار بزرگ پایداریست🤍!
< سیدالشھداء امام حسین❲؏❳:
هیـچ ڪس روز قیـامت در امـان نیسـت ،
مگر آن ڪهـ در دنیـا خـدا ترس باشـد✨.
ــ ـــــــــــــــــــــــــــــ
ڪسے کہ بخواهـد از راه گنـاه بہ مقصـدے
برسـد، دیرتر بہ آرزویش مےرسـد و زودتـر
بہ آنچه مےترسد گرفتار مے شـود 🌿 . .
〔 #محرم | منزلگاه دوم🖤〕
سفرشان به پایان رسیده بود و اکنون
به ڪربلا رسیده بودند، ولی ایـن سفر
مانند سفرهای گذشـته نبود، ایـن سفر،
بازگشتی نداشت و حسین؏ نیز این را
میدانست ولی با این حال اهلبیتش را
راهی این سفر کرد و قدم بر روی خاکی
گذاشت که روی همان خاک تکه تکهاش
میکنند و سَرش را از بدنِ مطھرش جدا
میکنند. زینب دل نگرانتر از همیشه بود
گویا به دلش افتادهبود که قراراست چه
بهروز خود و خانوادهاش بیاید، به دلش
افتاده بود که جوانِ هجدهسالهشان قرار
است چگونه شهید شود ؛
30.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بہ نالہ شد زمین و آسمان، ولولھ . .
┈─────────┈
❥︎[ ᴢɪᴀʀᴀᴛᴛ ] ֶָ࿐
زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
بہ نالہ شد زمین و آسمان، ولولھ . . ┈─────────┈ ❥︎[ ᴢɪᴀʀᴀᴛᴛ ] ֶָ࿐
برگرد بابا حسین(:
اینجا قرار است دردانه دخترت رقیه
یتیم شود، قرار است خیمهها بر سرتان
بسوزانند و سرهایتان را بر نیزه بگیرند
برگرد مولای من؛ برگرد و نگذار داغت،
سالها برمردم جهان بماند؛ انگارحرمله
دارد نزدیکتر میشود، انگار قرار اسـت
همهی ما یتیم شویم؛ برگرد پسرِ فاطمه
کاش میشد آنروز و آنسال این سخنان
به گوششان میرسـید و بـاز میگشتند؛
ولی نرسید و رفتند بی آنکه هیچ کدام
حتی جرعهای آب بنوشند . .☁️🥀>
>• قمر 𓏲