- انسان وقتی رنج میکشد، دنیا را واضحتر میبیند، اما دیگر توان تغییرش را ندارد
- اتاق شماره ۶؛ آنتوان چخوف
"خودم" را دوست دارم، همه جا همراهم بوده و یکبار نگفت حاضر نیستم با تو بیایم. مدام آمد و هیچ هم نگفت، حرف نزد، گفتم و او شنید، رنجش دادم و تحمل کرد.
واقعا من فقط خودم را داشتم...
به هرچیزی که از او مانده، دائم عشق میورزم؛
کجا دیدی که مجروحی ببوسد جای زخمش را؟!