ضحـیٰ²¹³
روح بلندت به اندازه وسعت اندوه ما شاد باد، رهبرشهیدم((:
باید نامهای برای رهبر حاضر سیدمجتبیخامنهای بنویسم و اینطور شروع کنم : سلام بر
آنان که دلگرمیِ دیگرانند درحالیکه
خود غرق غم هستند:))
امامغریبمن؛ این شبها فقط خدا شاهد است که چقدر تو را در حال رجز خوانی و پرچم گردانی تصور کردم و دست های تنها و خالی ام را به دیوار گرفتم و آب شدم ..
این روزها رو برای مفید گذر کردن از چرخه زمان مشغول خوندن کتاب شبیه مریم هستم، راجب زندگی خانومفضه. با خوندن این کتاب حس میکنم از اهالی شهر مدینهالنبی هستمُ مشغول تماشای حلاوتِ زندگی اهلبیتم((: این بانو خادمه حضرتمادر، اسمشون به معنای نقرهفام! از اسمهاییه که خیلی دوسش دارم و به نظرم از خوشبختترینِ انسانها حضرتفضه هستن (( :
وَچقدر به حال خوب این خادمه حسرت میخورم،
خوشا به حالشون بوده ها (( :
فکرشُ بکنین؛ تو خونهای زندگی میکردن و نفس میکشیدن که پیامبر و امیرالمؤمنین و حضرتزهرا و امامحسن و امامحسین و حضرت زینب و خیلی از اصحاب رفت و آمد داشتن و زندگی میکردن (( :
~احوالات . .
اگر که دختر ندارید ، به نظرم هنوز پدر نشده اید
من خودم زمانی طعم پدری را چشیدم که خداوند با رحمتش به من دختر عنایت کرد.
-ازفرمودههایرهبرشهید(:
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالا آقایعزیزم اکنون تا به ابد در جایجای مناسبهای تقویم جایخالیات درد میکند و ما بهیاد بودنت کمر خمر کردهایم ، روز دختر است و حالا نمیدانم این دخترکان که اینگونه گرد تو جمع شدهبودند اکنون و امشب را چگونه با بغض به سر میکنند و با یاد خاطراتشما عیدشان را میگذرانند. جمع، جمع فرشتگان است اما تنها فرشتهی جمع بالا شما بودی ، پرکشیدی ، رفتی.
برخیز و باز این روز را به دخترکانت تبریک بگو و در آغوششان بگیر اینبار اما به جای تمام ملت ایران که دلتنگی قوت قالبشان شده.
#قلمِدل
ضحـیٰ²¹³
حالا آقایعزیزم اکنون تا به ابد در جایجای مناسبهای تقویم جایخالیات درد میکند و ما بهیاد بودنت
بعد رفتنت جای خالیات در قلب هایمان همیشه درد میکند!
اما همیشه یادت در قلب هایمان زنده خواهد بود ..💔
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امشبم مثله تمام زیارت هام شکر بجا آوردمُ این مصرع رو زمزمه کردم؛
تمام فخرِ من اینه مجاورِ شما شدم:)
[مأمنمن]
؛
هفتهای گذشت تولدی بود که صاحبش هنوز مزاری ندارد… تریبون های مختلف تبریک گفتند و ابراز دلتنگی کردند اما برای من یادآور داستان غربت مدینه و پنهانی بودن مزار دختر رسول خدا بود
کسی که نبودنش را هنوز نمیشود لمس کرد،
چون جایی نیست سر بگذاری و بغضت را آرام کنی؛ اما همین بینشانی، همین بیمزاری، او را شبیه به جدّ عزیزش کرده؛
حاضر در قلب ها، اما دستنیافتنی.
تولدش که رسید نه شمعی داشتیم که قطره قطره آب شویم،
نه سنگی برای تکیه دادن…
فقط دلی ماند
که آرام زیر لب گفت و سوخت :
ایرهبرشهیدم تو نیز، مثل مادرت زهرا(سلاماللهعلیها)
جایی در خاک نداری چون مزارت درون دلهای ماست ...
#قلمِدل