ضحـیٰ²¹³
[مأمنِعزیزِدل]
دارم آروزها و دعاهایی رو که از حضرت معصومه خواسته بودم میبرم نشونش بدم((:
بالاخره دادن بهم . .((:
ما آدمهای دل سپردنیم .
دلسپردگان، صدرنشین عشرت دنیایند و دلهایشان مدام در تپش است
اما بانو! هیچکس، هرگز نمیگوید شما این تپش را خوش نمیداشتید .
از منظر چشمانتان جز زیبایی روایت نمیشود((:
درکدام کتاب بخوانم ؟
چه کسی به من میآموزد ؟
که توانم چنین دلداده باشم. .
عشق در من و با من است ،
هرکجا میروم.
من طریقهی عشقبازی میجویم.
چگونه میتوان دل در تپش ماند ؟ چگونه میتوان میان صفا و مروهی وادی طف، با دل نگریست ،
به دل گریست ، و جز زیبایی چیزی ندید ؟
من دلدادگی را از شما مخدرات آموختم
دلدادگی رکن اصلی حیات طیبه است انگار من آمدهام بیاموزم
"زینب سلام الله علیها" بودن را . .
#قلمِدل
#فور
ضحـیٰ²¹³
از امروزی که میگذرد بر احوال ِما . .
ای آرزوی ِهر شب دلهای ما ، بیا :)) .
السلامعلیکیابقیهالله
دوستی میگفتن که: یکی از قشنگترین اتفاقایی که بعد از چندین بار رفتن به نجف و کربلا میافته و تو یهو به خودت مییای و حسش میکنی، اینه که میبینی خیابون ها رو بلد شدی.. تهش یه نگاهِ خیره به فرشِ نمازخونهی دانشگاه مینداخت و لبخند محوی میزد که حاکی از یادآوری خاطراتِ عراقش بود..اون درست میگفت..
جنابِ عزیز، مولای کائنات، اِی سید بزرگِ عرب؛ لطفا ما رو ولگردِ کوچهپَسکوچههای نجفتون کنید . .