ضحـیٰ²¹³
_
الحمدالله بابت رزق ُروزی های حضرات ،
امشب که شهید گمنام آوردن .
در به درِ یه جمع خلوت برا بغل گرفتنِ
تابوت شهید ، خودم رو با شهید تنها دیدم .
بالاسر شهید ، این جمله رو با خودم مرور کردم :
بخوان برایم فاتحهای !
تا زندهام کنی ...
تا عاقبت ، شهیدم کنی ، مثل خودت ؛
عزیزِ گمنام💔
با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد .. ؟
من به وسیله تو تسکین مییافتم ؛
بعد از تو با چه کسی آرامش یابم :) ..
ضحـیٰ²¹³
شبانه، بیسروصدا، آرام بغض مولا شکست
مردی سیساله را تصور کنید .
پرابهت ، رشید .
اوج جوانیاش است دیگر .
این مرد جوان با صورت برزمین خورد ،
وقتی گفتند همسرت چشم از دنیا فروبست .
تمام شد !
حالا ابوتراب نگارش را به دستانِ سرد خاک سپرد، او مانده و چادر ِخاکی محبوب که بوی دود میدهد💔