ضحـیٰ²¹³
من سراغِ هرکسی رفتم دلم را زد شکست .. غالباً این لحظهها ؛ مادر به دادم میرسد
فقط شمایی که براش احتیاجی نیست هیچ توضیح بدم ..
ما که امام ندیدهایم کنارش زانو نزدهایم هم سفرهشان نشدهایم ما که آرزو به دلیم، ما که مردم آخرالزمانیم شاید عمرمان به ملاقات مهدی فاطمه(س) هم نرسد اما وصف العیش نصف العیش.. خیال رویِ تو در هر طریق همراه ماست. خیال بودن در منزل شما، کنار شما، سر سفرهی شما :)
امام حسین جانم
خودت برایِ ما آدمهایِ بال و پر شكسته و جامونده از مسیرِ عشقت مرهمی بفرست ..
پس از خدای پر زور ؛ این حُسیـن است که هربار به آدمی حیات میبخشد ! روح و جسم مُردهی آدمِ به بنبست رسیدهی دورهی آخرالزمان را میگیرد و بعد از محرم ترکیب خارقالعادهی دیگری تحویلش میدهد . حُسیـن مهربانانه دلهایمان را امانت میگیرد ؛ بهسان کفشی که به کفشداریهای حرم به امانت سپرده میشود ؛ دل شکستگیها ، غمها ، نرسیدنها ، نشدنها و دلتنگیها را در آغوش خویش به امانت نگهمیدارد و سرآخر امانتیمان را با رزقی که هرگز از دستمان نمیرود به ما برمیگرداند:))
آدم نمیداند برای تو چگونه
در ظرف تنگ واژه شوقش را بریزد..
-خانمشناوری-
اعیادتون خیلی مبارک
+ تو هم فکر میکنی 'ایران' یه آدمه؟
لبخند زد و به تایید سری تکون داد و گفت :
_ یه آدم با اقتدار و آینده نگر.
پلکی زدم و با لبخند ادامه دادم :
+ یه پیرْمرد مستحکم و با هیبت که ایستاده و تکیه بر عصاش داده و با غرور و اقتدار افق ها رو نگاه میکنه .
ضحـیٰ²¹³
[مأمنعزیزم]
+ دلم بهانهی نقارهخانه میگیرد(:
کریمهای، چه بگویم، که خودت میدانی ..