پیام آقا رو خوندین؟
آخرش اونجا که نوشتن " و سلام ویژهی من به شما فرزندان عزیزم، جوانان سلحشور لبنان ..." انگار که میگن من هستم.
یتیم نشدین هنوز :)
شما بودین عاشق چنین رهبری نمیشدین؟
#حفظکمالله
؛
بخش عربی را سپرده بود به من. زبانم نچرخید بگویم: نه؛ من آدم صدا و دوربین نیستم! رفتم توی اتاق مخصوص صدابرداری. از اینها که یک شیشهی قطور دارد و یک درب ضدصدا. میکروفن را کشیدند جلو، متن را دادند دستم: بسم الله! «خدایا چه کنم؟ من که بلد نیستم.» یکی_دوبار گفتم. آمد داخل اتاق. رو کرد به من و با جدیت گفت:«فکر کن ذاتاً عربی! خوب تلفظ میکنی اما محکم بگو. داری توی دهان صهیون میکوبی به سلامتی! اصلا.. اصلا دیدی سیدحسن نصرالله چطوری صحبت میکند؟ چگونه محکم و با صلابت، صدایش را مُشت میکند و با تمام قوا هدف را میزند؟! سید را در نظرت بیاور و بگو!» درحالی که مثل تو، انگشت اشارهاش را بالا برده بود. رد انگشتش را گرفتم تا خیال...
میدانی سیّدنا؛ من هنوز هم میگویم خوب نشد. آنطور که باید نشد. اصلا هیچوقت صدای خودم را گوش نکردم. هرچقدر بین همه پیچید و از من میپرسیدند:«اصالتاً عربی؟» میخندیدم. اما خودم میدانم من هیچوقت نتوانستم نصراللهوار بگویم. هیچوقت هم نمیتوانم. من میگویم آدم باید شجاع باشد، شیر! مثل تو.. تو که از پشت تلویزیونهای بزرگ یک کلام میگفتی و جمعیت شورانده میشد. موج اقیانوس از جا بلند میشد و یکصدا میریخت توی رسانهها. پیشتاز مقاومت" را نشان میدهد:
« لبیک یا نصرالله! »
~ اندر احوالت
#قلمِدل
تو دنیایی زندگی میکنیم که اگه بلاگر باشی و زندگیتو بزاری تو کانال جذبت توپه همه واست سر و دست میشکونن ..
ولی اگه برای مخاطبات ارزش قائل باشی و زندگیتو نزاری تو کانال ، مطالبِ مفید بزاری جذبت کمه ، ویوت کمه ..
ضحـیٰ²¹³
اوقاتی خوش تر نیست که بگذره با رفیق جماعت🤍 📍طریقالمهدی
من شیفتهی شیوهی بینظیرِ رفاقت با شمام،
چطور تا به این اندازه بلدید تو رفاقتت سنگ تمام بزارید و چطوره که انقدر باهاتون خوش میگذره؟!
رفیقِ روزهای شاد و غمگین
همدیگه باشیم:)
دوسالگی رفاقتمون مبارک
آخرین روزای ماه شعبانه..
خدا هرجا خواست بندهاش باهاش آشتی کنه پای تو رو کشید وسط. شب قدر؟ افضل اعمال زیارت حسین"علیهاسلام". عید فطر؟ افضل اعمال زیارت حسین"علیهاسلام". عرفه؟ افضل اعمال زیارت حسین"علیهاسلام". نیمهٔ شعبان؟ افضل اعمال زیارت حسین"علیهاسلام".
تو کی هستی؟ تو چی هستی؟ تو چقدر هستی که انقدر از پر زیارتت خیر و برکت میباره؟
گفته بودم باران دوست میدارم؟
غمهای دلم را میشویَد. مثل دیوار برجهای دوداندود شهر. دلهایمان هم شلوغ شده، هم روغن سیاه از آن چکّه میکند. دور از جان شما اهالی خانههای کوچک و باصفای چوبیِ پایین جنگل.
الهی همیشه اطراف خانههایتان باران ببارد. میگفتم.. باران را دوست میدارم. غمهای دلم را میشویَد..
مداح میگفت : ۱۱ ماه نبودی ، نیومدی در خونش ، این یه ماهِ رمضان رو خودش صدات میزنه ، میگه بیا بندهِ من ، بیا شیطانی در کار نیست ؛ خودمم و خودت ، بیا بگو درداتو ، منِ خدا دلتنگتم ..
خداکنه غافل نباشیم ..