مرا از خود بیرون بکش و بگذار ببینم کراهت خواهشهای نفسانی با وجودم چه کرده؛
الهی، هیچ در بیرون نیست، مرا از خودم برهان..
به این فکر میکنم که
امشب حضرتزهرا اولین احساس مادری رو تجربه کرده((:
و باید گفت که؛
ای به قربان اون مادری که مادر شدنش اینهمه برای هستی خیر و برکت آورده ..
هرچی بیشتر میگذره بیشتر به این نتیجه میرسم که اگه در اسرع وقت نرم نجف ، نمیتونم زندگی کنم .
حرم ِامیر مؤمنان هم سیاه پوش شدُ
رنگ نور ها قرمزیِ خون را گرفتند
نزدیک است، سجاده خونینُ
فرق شکافته شدهُ غم های
دوباره زینبساداتُ یتیمی دوباره و ..
ضحـیٰ²¹³
حرم ِامیر مؤمنان هم سیاه پوش شدُ رنگ نور ها قرمزیِ خون را گرفتند نزدیک است، سجاده خونینُ فرق شکافت
غم بی مادری کم بود مگر !؟.
این مصیبت جراحتِ پدر
جان زینبسادات را دوباره ذره ذره میبلعد ..
اما باید بماند هنوز باید بماند
تا حسین در کربلا تنها نباشد
تا رقیه نیمه شب مرهمی داشته
باشد و عباس دلگرم به حضور
خواهر باشد هنوز باید بماند تا
یزید را رسوا کند باید بماند تا
عبیدالله را رسوا کند و به همه
دنیا ثابت کند اگر حیدر نیست
دخترش کار پدر میکند و نفس
های حیدری اش هنوز در سینه
هست و غیرت حیدری زینب
کم از عباس ندارد. (: