eitaa logo
ضحـیٰ²¹³
471 دنبال‌کننده
355 عکس
71 ویدیو
0 فایل
#ابناء‌الحیدر [الٰهی؛ إِسْتَعْمِلْنیٰ لِماٰ خَلَقْتَنی لَهُ] به برگه شجره نامه ام نوشته شده: حلال‌زاده‌‌غلامی، زِ دودمان نجف.. نشر مطالب؟ باذکر استغفار . موقوفه‌ی؛مادرم‌،حضرت‌ِزهراء . فی‌آغوشِ‌الله .
مشاهده در ایتا
دانلود
الحمدالله که هیئت شد پناهگاه ما : )
یادمون نمی‌ره آقا سید. یادمون نمی‌ره که چقدر درد ملت داشتی. که چقدر به دور از خودنمایی و ریا بودی. یادمون نمی‌ره چشم‌های خسته‌ت رو. خستگی‌های تو رو امام رضا خرید آقا سید. تو شب تولدش تو رو خرید. چقدر خاطرخواهت بود امام‌ رضا.
نوشتن، همیشه تنها راه فرار از سر و صداهای ذهنمه
_
ضحـیٰ²¹³
_
این زاویۀ دید منه، همینه فقط از پشت پردۀ اشك. این کتیبه همۀ زندگیمه. گریه‌ی منه، لبخند منه، شادی و خوشحالی منه. وقتی تو بازارچه کنار حرم تنها قدم می‌زدم، یهو کشیده شدم سمت یه دکه کوچیک و بدون مقدمه گفتم: آقا یه کتیبه میخوام که روش اسم حضرت‌زهرا باشه. ساده‌ترین و قشنگ‌ترین کتیبۀ مغازه‌شو جلوم گذاشت و من لبخند زدم. تو روضه ها اون شب دستم رو گرفته بودم جلوی دهنم تا صدای گریه‌م بلند نشه. بعد با خودم گفتم اینجا گوشۀ تاریک اتاقت نیست من اونجا به آرزوم رسیدم. فقط برای چند لحظه حس کردم اینجا قم نیست؛ مدینه‌اس، بقیعه، حرم حضرت زهراست. من اون‌شب حرم مادر بودم، قطعا و بدون شك. اما من اون لحظه خوشحال‌ترین بودم. حالم از همۀ مردم اونجا بهتر و قشنگ‌تر بود. من حاضرم برای این حب* بمیرم. دلم میخواد فقط جونم رو برای شما بدم. با تمام وجودم، میخوام که فدای شما بشم. اصلا فرقی نمی‌کنه چجوری؛ مهم اینه برای شما باشه. یه‌شب بین این شب‌ها وقتی که گوشه‌ی اتاق سعی می‌کنم صدای گریه‌م بلند نشه، بیا و من از دیدنت قلبم از حرکت بایسته. ناخالصی زیاد دارم، تنها وقتی که قلبم زلاله، بی‌ریاست، خود واقعی‌شه، وقتیه که وجود شما رو حس می‌کنم. اصلا فرقی نمی‌کنه فاطمیه باشه یا نه، من خودم رو یه مادر از دست داده می‌دونم. و ذوب شدن قلبم رو حس می‌کنم. که اینم باز لطف خودتونه، و الا من هیچم. شما خانوادۀ منی خونواده‌ای که همیشه هست، کنارته، تو رو در آغوش می‌گیره؛ مخصوصا وقتی که زاویه‌ی دیدت اینه، منتها از پشت پردۀ اشك..
دیدید بعضی‌‌ از ما یکی از اهل‌بیت رو بیشتر دوست داریم؟! دلیلش رو داشتم می‌خوندم؛ خیلی به دلم نشست> ازش بی نصیب نمونید؛ که در عالمِ قبل از دنیا، یعنی عالم ذَر، ما با اون حضرت بیشتر زندگی کردیم و بیشتر باهاشون اُنس داشتیم :) حضرتِ‌مادر
...
صحبتای امروز حضرتِ‌آقا شنیدنیه گفته هاشون یکی درمیون تکبیر داشت .. وظیفه خودم دونستم گوش کنم پس پیشنهاد میکنم حتماً بشنوید؛ حفظه‌الله
بخشی از نقل روضه‌خون امشب؛ گویی آقاسید روضه‌خون جدّشون بودن، روضه آقاسیدشهید شباهت عجیبی به مادرشون داره، این خاندان سادات عادت دارن به پژمرده شدن میون آتش. به آقاسید‌شهید خیلی ارادت دارم چون روضه‌شون شباهت عجیبی به مادرشون داره، و هرشخصی که محب مادر باشه و من رو به یاد مادرم بندازه قدردانش هستم، آقاسیدشهید محضر مادرتون دعامون کن و به یاد منم باش(: