eitaa logo
ضحـیٰ²¹³
471 دنبال‌کننده
355 عکس
71 ویدیو
0 فایل
#ابناء‌الحیدر [الٰهی؛ إِسْتَعْمِلْنیٰ لِماٰ خَلَقْتَنی لَهُ] به برگه شجره نامه ام نوشته شده: حلال‌زاده‌‌غلامی، زِ دودمان نجف.. نشر مطالب؟ باذکر استغفار . موقوفه‌ی؛مادرم‌،حضرت‌ِزهراء . فی‌آغوشِ‌الله .
مشاهده در ایتا
دانلود
؛ قلم شیئی‌ست متبرک، لمسش وضو لازم دارد. پس وضو کردم و رو به قبله بنشستم تا قلم بزنم از این روزهایی که عطر فراغ هزاران ساله‌ی یار گرفته.
جنگ و جنگ . دلتنگ میشوم گاهی برای آسمانی صاف و صدای گنجشگانِ کوچک روی درخت . برای دغدغه های بیخودی و اضطراب های همیشگی . برای پختن، شستن، خوابیدن و حتی برای غرغر کردن های دخترانه . دلتنگ میشوم برای شبی غرقِ در سکوت‌ برای هم وطنانم . خوابی عمیق و آرام و لذت بخش دلتنگ میشوم برای صدای هیاهوی آدمها در بازار و خیابان‌ها من از صدای گریه کودکان از ترس صدای داد و فریاد مردم و از صدای بمب و موشک بیزارم نه برای آنکه میترسم و نه برای آنکه از دست میدهم تنها و تنها برای آنکه زندگی را متوقف می‌کند گاهی ! صبح میشود دود و آتش ظهر میشود دود و آتش شب میشود دود و اتش و دود و آتش ‌. من حیات را دوست دارم و تازه انگار فهمیده ام که زندگی تا چه اندازه مهم است . گاهی چیزهای معمولی اوجِ آرزوی بشر میشود. که من دلتنگم. برای حاج قاسم‌- تا ابد . این متن رو صرفا به عنوان یک دلنوشته‌ی عصرانه بپذیرید .
چیزی به محرم نمونده اگه گفتن برید پناهگاه، ما میمونیم تو هیئتا(:
به قول مهدي رسولي : انا نباهي بفاطمه . ما به مادر مون فخر مي كنيم كجاي عالم خانومي مثل مادر ما داره؟
کم کم عمه جان میخونه: به سمت گودال از خیمه دویدم من .‌. شمر جلوتر بود . . دیر رسیدم من 💔 ته گودال هم . . مادرمون رو دیدم من . . که رفته بود از حال . . دیر رسیدم من . .
یه نکته که بهتره آگاه باشیم درموردش باشید تا بگم؛ این روزا سرصحبت ِبر: آتش بس..صلح..پایان جنگ.. چه عبارات آشنایی!
درسته که انسان فراموشکاره، ولی دفتر تاریخ دم دستمونه که کاری نداره، فصل هشت سال جنگ تحمیلی شو که وا کنیم میبینیم عه.. اونجا هم زمزمه‌ای صلح و اتمام جنگ وقتی بلند شد که ورق جنگ داشت به نفع ایران برمی‌گشت!
یا یکم عقب تر، مثلا جنگ صفین وقتی سپاه اسلام در دو قدمی پیروزیه و خدعه و مکر و فریب قد علم می‌کنه تا کفر لباس اسلام پوشیده رو از عمق هلاکت نجات بده درسته دست و پا زدن آخر سپاه باطله، ولی تو همون لحظات، اگر سپاه حق با علی علیه السلام بمونن، اگر با علی علیه‌السلام بمونن اگر با علی علیه السلام بمونن پیروزی حاصل میشه!
حالا ما وسط قصه‌ایم، شاید، خود قصه‌ایم.. قصه‌ی نزاع نور و ظلمت ظالم و مظلوم به وسعت تمام کره‌ی زمین!
اینکه این فصل از تاریخ،پایان تلخ یا شیرینی داشته باشه، به درست فهمیدن و درست عمل کردن و درست اقدام کردن آدم‌های این قصه وابسته است! یعنی (تک تک ما)