اندکی گریز به مصائب کوچه های بنی هاشم تا شب شهادت حضرتمادر ؛
به دنیا بگویید امشب سکوتش را بشکند.
کسی نباید صدای گریه از خانه علی بشنود.
صدای گریه ها باید بلندتر از صدای حیدر باشد هنگام تغسیل عمرعلی.
ضحـیٰ²¹³
اندکی گریز به مصائب کوچه های بنی هاشم تا شب شهادت حضرتمادر ؛ به دنیا بگویید امشب سکوتش را بشکند.
امشب اگر زمان، محکوم به سکوتی ابدی شود و زمین از صبح ازل چیزی به یادش نیاید و به نسیان دچار شود،
حق تحیرخاکی که بعد از فاطمهجان از دست علی تکانده شد را ادا نخواهد کرد.
اندکی گریز به مصائب کوچه های بنی هاشم ؛
این روزها علی چشمش به چادر نیمه سوخته فاطمهاش میخورد به بستر خالی فاطمهاش، چشم میچرخاند خانومش را در خانه ببیند یادش میآید اورا با هزار خواهش و تمنا و سفارش به خاک سپرده است.
هرچی میگذره به این گفتهی علامه امینی میرسم که میفرمان؛
دلم میخواهد از همه کناره بگیرم
در گوشه بیابانی چادر بزنم و آنجا ساکن شوم و تا آخر عمر بر مظلومیت
علی ‹علیهالسلام› گریه کنم.