از مردم مدینه تا روز قیامت گِله دارم.
برای آزار رساندن به امیرِ بعد از نبی(صلیاللهعلیهوآله). برای اذییت دادنِ دخت وِی.
برای بستن دست های مولایمان، هنگامی که بانوی دو عالم را در محضر ایشان به ضرب سیلی زمین میزدند.
برای محسنبنعلی ای که پدرش از گفتن اذان در گوش وی تا ابد محروم ماند.
برای امانتی که خوب به دست پدرش باز گردانده نشد. برای همهٔ رنجی که بر خاندان امیرالمومنین علی (علیهالسلام) وارد شد.
از بی ادبانی که از ادب مادرمان سو استفاده کردند، از آنهایی که پشتِ در آمدنِ مادرمان را طعمه دیدند. از همۀ کسانی که سلام علی(علیهالسلام) را جواب نمیدهند. از همهٔ مدینه، جز به تعداد اندکی. که شامل خانوادهی این مَرد عزادار میشود و چند تَن دوست.
چه بی وفایانی هستند مردم این شهرِ بی لیاقت :)💔
بعدمدتها . . #قلمِدل
در دفاع از نظام اسلامی تقیه نباید کرد !
چون منجر به توهین به ائمه و اهلبیت میشه نتیجش !
در وضعیتی قرار داریم که
نه میشه جنگید با آدمها
نه میشه سکوت کرد
نه دلیل قبول میکنن
نه با دلیل حرف میزنن
نه حرفت رو میفهمن
نه از حرفشون کوتاه میان
غم انگیز تر از همه اینکه
هم از خودی میخوریم
هم از غیر خودی!.
؛
میدانید؟ من مثل آن بچهای که قدش به میز نمیرسد هستم. دستهایم را بارها به زور به لبهی میز رساندهام. خودم را بالا کشیدم اما هر بار سر و چانهام خورده به تیزی لبهی میز. افتادهام پایین و از درد دست و پا مدتها به خودم پیچ خوردم. اشکهایم روی کثیفی صورتم رد انداخته. یک مدت ترسیدم و بیخیال آنچه روی میز هست شدهام. اما باز خوردهام به آدمهایی که آن بالا را دیدهاند. دوباره و دوباره آمدهام و میآیم سمتش. امیدم به روزیست که خودتان بلندم کنید. مثل بچهی بیپدری، رحمتان را بخرم. بنشانیدم روی صندلی که ببینم چه خبر است. روی این میز جادویی چیست؟
من به قد کوتاهم امید ندارم. به قدرت دستهای شما فقط ایمان دارم.
میلادتان مبارک پدر خوبِ ما..
بازم باید بگم عیدتون بسیااار مبارک باشه
و امیدوارم گِره باز کن ظهور باشیم، نه خودِ گره.
ما با امیدِ صبح وصال تو زندهایم
ما را ز هولِ این شب هجران نگاهدار!