یاامیرالمؤمنین؛
مفلس، شکسته، دِلخون، خسته، پَریش، مَحزون
ما عده ای غَریبیم، گَردن بگیر ما را . .
حسن زیرشانههای پدر را گرفته بود
تا مباد آن عبایی که درکوچههای مدینه به پایش پیچید ، دوباره علی را زمینگیر کند
زمین شکافته ، سقف آسمان فرو ریخته
آه ، تهدمت والله ارکان الهدیٰ..
- رفتی با فرقِ خونین پیش بازوی کبود(: