نمیتونم باور کنم که همش همین مدت کوتاه رو کنارت گذروندم؛ نمیتونم تصوّر کنم که دیدار بعدیمون میافته یکسال آینده _که همون هم شاید بشه و شاید نشه_؛ نمیتونم از نجفت دل بکنم.
عنایتی بکن و فاصلهی دیدارهامون رو کمتر کن... میدونی، یکسال دوری اندازهی هزارساله!
دوستت دارم مولاعلی💚
< My ME >
بچهها، عشقم؛ عشقم، بچهها! [آبطالبی]💅🏻
وایییییی یادش بخیر سال پیش تو گرمای جانسوززز کربلا تو مسیر باب البغداد تا حرم هر دو دقیقه بهمون ازینا میدادن:)))))
اصلاً جوری که میچسبهههه اون لحظهههه فوقالعادسسس
البته اینم بگم که من بینهایت خوشحالم از این که الان اینجام و بین زوار حسین، به سوی حسین قدم برمیدارم؛ ولی واقعاً گرمه.😭🤣
< My ME >
گرچه باور نمیکنم؛ امّا، منم و کربلا! خداراشکر! =)❤️🩹
حالا منم و چشم ترم و باران اباعبدالله =)💔