ریحانا؛🇮🇷
.
آره؛
راسته...
شاید تو اوج خستگی وقتی دیدیم ساعت ۲و نیمه و ۲ و ۴۵ حرکت اتوبوس؛
اصلا بهش فکرم نمیکردم
تا شد یه تلنگر
الان که فکر میکنم به خودم میخندم
اگه نمی رسیدیم به اتوبوس اصن راه برگشت نداشتیم
خدا میدونه سلام رو به حرمُ چجوری دادم:)))))
اون دویدنه بعد چند کیلومتر راه رفتنه زجر آور بود🦦
وسطاش اینقد دوییدیم خندم گرفته بود
بنده خدا میگه من گریم داشت در میومدتو مثل چی میخندیدی🤣
ولی خوب رسیدیم دیگه
مهم اینه که رسیدم
حقا و حقا🦕
لااقل تا چند وقت سناریو خندم جوره
883.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بنده خدا خانومه مسافر بود
با بچه کوچیک اومده بودواسه پیاده روی
دیگه پرسید با بچه کوچیک من میتونم بیام؟
زهی خیال باطل فعک کردم پسره گفتم پسرتون چند سالشه؟
یهو بچش از ماشین اومد بیرون:)))))))
میگم من ساعت خوابم بگذره رد میدما
میگما
هی میگن نه
والا🦦
ریحانا؛🇮🇷
بنده خدا خانومه مسافر بود با بچه کوچیک اومده بودواسه پیاده روی دیگه پرسید با بچه کوچیک من میتونم بیا
دیگه منم فیلمو یجوری گرفتم قیافه بچه معلوم نشه
(اجازه گرفتم )
این جانمازه تو کیفم بود قسمت این کوچولو شد
اینقدددد ذوقققققققق کرددددد
فک کردم طلایی ماشینی خونه ای چیزی دادم بهش🦕