شهيد سید مجتبی علمدارAlamdar (19).mp3
زمان:
حجم:
1.6M
مناجات شهید علمدار با یاران شهیدش.
در نهایت شهید علمدار سال ۷۵ به درجه رفیع شهادت نائل میشود.
هدیه شب جمعه ی من به شما!
تو خلوت گوش بدید!
@a_ebrahimiii
هدایت شده از محمدرضا حدادپور جهرمی
در این خصوص 👆مطلب زیر از آقای انصاری (با اندکی تلخیص) بسیار قابل توجه است😔 👇
🔺چه کردید با اتحاد مومنین؟!
اینکه میگفتم کاش جلیلی نیاید و کاش قالیباف ثبت نام نکند این روزها را میدیدم.
با تخم نفرتی که بعضیها کاشتند، انتظار اجماع هم دارید؟!
خوشا بحال جهانگیری و لاریجانی و سایرین که چه رقبای هُلویی دارند. کار از این آسانتر؟!
اینکه ایام انتخاباتِ مجلس چند بار نوشتم دامنه این اختلافات فقط به قالیباف و مجلس ختم نمیشود و به ریاست جمهوری خواهد رسید این روزها را دیده بودم. واقعا چه کسانی {به جز بعضیها در جبهه خودی} میتوانستند این سطح از تفرقه را ایجاد و این حجم از نفرت را بپراکنند؟!
یکی از آنها بپرسد شما الان با چه رویی توییت میزنید که محسن رضایی میخواهد اجماع بسازد؟
با دسته گلی که به آب دادید کدام اجماع دیگر ممکن است؟
در گناه تک تک تهمت ها و اهانت هایی که این جوانان به #قالیباف و #جلیلی میزنند شریکید. دنیا انقدر ارزش داشت که با تهییج یک سری جوان پرشورِ انقلابی و مؤمن آنها را به وادی تهمت و افترا و ادعاهای اثبات نشده بکشید؟!
#رنجی_که_میبریم
#انتخابات
نمیخواستم بگم
ولی میگم ،
امان از آقای رائفی پور!!!
سالهای سال پیش ، استاد گرانقدرم ، گفتند که ضرر این آقا از منفعتش بیشتره!
@a_ebrahimiii
*ملعون مَن باعَ آخِرَتَهُ بدُنيا غَيرِهِ*
همیشه استادم در ایام انتخابات و بحث های سیاسی این روایت از پیامبر صلوات الله علیه و آله و سلم رو برامون می خوندن.
ملعونه ، کسی که آخرت خودشو به دنیای دیگران بفروشه.
برای هر ادعایی باید حجت شرعی داشته باشیم.
حتی درباره ی آقای پزشکیان که اختلاف نظر و نگاه جدی هم داریم باید با احتیاط صحبت کنیم. و هر سخنی رو به زبان نیاریم.
چه برسه به جبهه خودی.
بلاخره انتخابات هم تموم میشه و ما می مونیم یه عالمه حرف زده شده. بخاطر انتخابات آخرت خودمونو خراب نکنیم.
انشاالله که انقلابی ها هم به اجماع برسند و همه یکدل برای پیروزی در انتخابات تلاش کنیم.
#انتخابات
@a_ebrahimiii
یک هفته مونده به انتخابات!
به نظرم در کنار فوروارد کردن پیامهای کانال های انقلابی ایتا ، به گروه های انقلابی دیگر و تایید همگانی!😁
بریم کف خیابون و بامردم حرف بزنیم.
چی بگیم ؟
اول دعوت به مشارکت و اهمیت مشارکت در انتخابات.
بگیم مهمه رای بدیم و مهمه کی رأی بیاره.
من افتخار میکنم سه سال پیش برای آقای رییسی تبلیغ کردم و الآن سربلندم.
دوم روشنگری که به کاندیدای جبهه انقلاب رأی بدن.
اگه طرف تصمیم قطعی شو گرفته بود به آقای پزشکیان رأی بده ،
بحث و مجادله نکنیم. با احترام زیاد به انتخابش ، گفتگو رو تموم کنیم.
ولی اگه مردد بود ، با گفتن نقاط قوت آقایان جلیلی و قالیباف ،
و نقاط منفی و البته مستند آقای پزشکیان ، قانع شون کنیم.
چطوری وارد گفتگو بشیم ؟
خیلی راحت ، صمیمی ، بدون تکلف.
حرف دلتونو بزنید.
یکبار وارد صحبت بشید ، برای بار دوم خیلی راحتتر میشه براتون.
#انتخابات
@a_ebrahimiii
وقتی عیدی میلاد امام هادی جان ،
یکی تو محله ساندویچ کلاب نامی نو نذری میده 🥰😍😍😍😋
آقا فقط بیزحمت حساب کنید ما چهار ،پنج نفریم،
یه ساندویچ رو کی بخوره کی نیگا کنه ؟ 😅😩🤭
عیدتون مبارک ❤️❤️
@a_ebrahimiii
وقت کمی باقیمانده.
باور کنید تعداد زیادی از افراد هنوز تصمیم نگرفتند به کی رأی بدن.
یه گفتگوی کوتاه میتونه نظرشونو جلب کنه به کاندیدای انقلابی .
فرقی هم نداره یا آقای جلیلی یا آقای قالیباف.
اگه سخت تون هست ، به مکانهای مذهبی مثل امامزاده ها برید.
مردم ساده و عادی.
@a_ebrahimiii
پیام هامو پاک کردم.
رأی مو دادم.
خداوند از هممون بپذیره.
این وقتی رو که برخی عزیزان گذاشتند تا رای قالیباف رو جلیلی کنند یا برعکس ،
اگه می ذاشتند روی آرای پزشکیان تا به کاندیدای انقلابی رأی بدن ، والا ثواب تر بود.
الحمدالله ،
این مدت هییییچ تخریبی از دو کاندیدای انقلابی نکردم.
هیچ تلاش نکردم رأی جلیلی رو قالیباف و رأی قالیباف رو جلیلی کنم و این کشمکش بی معنا بین دو سبد رأی رو که قطعا باعث یأس مردم میشه رو انجام ندادم.
دست و پای تمام عزیزانی که به که آقایان جلیلی و قالیباف رأی دادن رو میبوسم و ایمان دارم همه مآجورند.
چون هردو عزیز در جبهه انقلاب هستند.
واقعا انتخابات سخت و پیچیده ای بود!
و به نظر من حقیر کمترین ،
آزمایش این نبود که به آقای قالیباف رأی بدیم یا آقای جلیلی ،
آزمایش این بود که دعوا راه نندازیم ،
تکفیر نکنیم همو ،
متهم نکنیم همو ،
به نظرات هم احترام بذاریم.
#انتخابات
@a_ebrahimiii
هدایت شده از محسن عباسی ولدی
محسن عباسی ولدیچند تذکر مهم.mp3
زمان:
حجم:
2.6M
📣 بچههای انقلاب! به گوش‼️
♨️دود این اختلافات به چشم خودمون و انقلاب میره😔
🤲 استغفار و تضرع و توسل فراموش نشه...
✅ بچههای انقلاب، همین الان نیاز به شنیدن این صوت دارند. تا دیر نشده، این صوت رو منتشر کنید.
❌ این صوت حاوی تبلیغ هیچ نامزدی نیست.
🎙#محسن_عباسی_ولدی
🗳#انتخابات
@abbasivaladi
شبهای تابستان ۱۳۸۸. بالکن خونه ، شهرک غرب
بیست سالم بود، شبها حدود ساعت نه ، ده ، که فتنه گرا که مدعی تقلب در انتخابات بودن ، می اومدن الله اکبر و شعارهای دیگه میدادند ، یادش بخیر ، اون موقع ها الله اکبر میگفتند! بعدا تبدیل شد به مرگ بر جمهوری اسلامی و بدتر از اون!!!
گاهی شبها ، با گفتن خامنهای رهبر بعد الله اکبر اونا! حسابی می نواختم شون! 🤭
بعضی شبهای دیگه هم با ویولن زدن ، حواس شونو پرت میکردم ،
ویولن تو فضای باز ، طنین صدای بلندی داره ، مخصوصا اونجا که تعدادی ساختمون دور هم بودند و وسط حیاط بزرگ بود!
هم صداشون تو صدای ویولن گم میشد تا حدی ، هم چون تاریک بود و معلوم نبود کیه داره می زنه، از سر کنجکاوی هم که شده کمی آروم می گرفتند!
(خیلی سال پیش ویولن میزدم،
ولی از همون سال فتنه، بدلایل مختلف کامل گذاشتم کنار)
۱۶آذر ماه 1392 - دانشگاه شهید بهشتی (ره)- میدان مرکزی
سال اول دوران تاریک ریاستجمهوری آقای روحانی بود و حال و هوای خاص خودش! اومده بود دانشگاه برای سخنرانی روز دانشجو.
طبق معمول بسیجی ها رو داخل تالار ابوریحان راه ندادند و ماهم بیرون بودیم. بخاطر دست نوشته های انتقادی نسبت به رییس جمهور که دست بعضی دانشجو ها بود ، درگیری بین دانشجو ها اتفاق افتاد ،
ایام ماه صفر و شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها هم بود ، دانشجو نماها ، بهمراه کف و سوت ، و پرت کردن آشغال و سکه روی سر مون ، شعارهای ساختار شکنانه می دادند.
و چه صحنه ای تاریخی بود.....
اردیبهشت1400، خیابان های وردآورد
توی پارک روی صندلی نشستم،
چقدر خوبه تنهام.
بادی خنک میاد و شبیه پاییزه. کاش پاییز بود!
دارم به حرفهای پیرمرد فکر میکنم.
ورودی پارک، با پیرمرد نگهبان پارک صحبت کردم.
پیرمردی سیه چرده است ،از بس زیر آفتاب برای دو میلیون حقوق ناقابل زحمت کشیده، یا به اصطلاح خودش جنگیده!!
پیرمرد شش فرزند داره، میگفت خستم. برای چی رأی بدم، میگفت من که عمر مو کردم، و بیشترشو داشتم جون میکندم برای یه لقمه حلال، بخاطر بچه هام میگم.
رأی بدم، پشیمون میشم، کسی کاری برای ما نمیکنه،
میدونم رأی هم ندم، فایده ای نداره، ولی حداقلش دلم نمیسوزه.
به همه حرفها و دردل هاش گوش دادم، دلم گرفته بود و مثل همیشه شرمنده بودم.
به پیرمرد مهربون که سعی میکرد یقه شو ببنده تا زیر پیراهنی کهنه اش معلوم نشه، از لزوم تغییر اوضاع گفتم، از اینکه اگه وضع موجود بخواد ادامه پیدا کنه، آینده همون بچه ها تباه میشه.
از برنامه و کارنامه آقای رییسی گفتم. تا گفتم رییسی گفت آره، دلم باهاشه، کارخونه ها رو راه انداخت، از این کارش خوشم اومد.
درنهایت گفت رأی میدم بهش، به امید زنده ام، امیدوارم بتونه اوضاع رو بهتر کنه...
رو صندلی پارک نشستم هنوز،
تو فکرشم، چطوری پنج تا از بچه هاشو عروس و داماد کرده بود؟ چقدر خسته بود ،صورتش و دستانش.
تو فکرم.
کاش پاییز بود...
۹ تیر ۱۴۰۳ - ساعات پایانی رأی گیری ریاستجمهوری
این مدت خییلی فکر کردم ، خیلی تحلیل خوندم ، حرف های خیییلی ها رو شنیدم ،
یکی از بدترین انتخابات ها بود برام ،
بعد شهادت شهید رییسی و اون یک دلی و اتحاد، این دو دستگی و تکفیر و تخریب دو طرفه ی بچه حزب الهی ها خیلی ناراحت کننده بود.
من تلاش مو کردم ، تخریبی نکردم ، دوقطبی نساختم ، درعین حالی که تبلیغ کردم ، به انتخاب افراد احترام گذاشتم،
خداوندا ، شاهد باش ، با همه ی کم و کاستی هایم ، در بزنگاه ها ، پشت این نظام و انقلاب بودم ، و در حد توان خودم که همان را هم تو لطف و عطا کردی ، از این نظام مقدس و خون شهدا و ساحت ولایت دفاع کردم.
اینبار هم تمام نیتم همین بود ، و رأی دادم ،
این کم را از من بپذیر ،
و دلهای مومنین را بهم نزدیک و آنها را پیروز بگردان.
والسلام علی من تبع الهدی
عارفه ابراهیمی
۹ تیر ماه ۱۴۰۳
@a_ebrahimiii