eitaa logo
نهج البلاغه و صحیفه سجادیه
1.4هزار دنبال‌کننده
536 عکس
86 ویدیو
7 فایل
📚حکمتهای نهج البلاغه ✔️هر روز یک حکمت بهمراه شرح انشالله https://eitaa.com/a_fatemi24/652 ✔️نکات قرآنی https://eitaa.com/a_fatemi24/660 @a_f_133
مشاهده در ایتا
دانلود
ترجمه و شرح حکمت 221 نهج البلاغه: نکوهش ظلم و ستم بر مردم وَ قَالَ (علیه السلام): بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ، الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ. و فرمود (ع): بدترين رهتوشه روز رستاخيز، دشمنى با بندگان خداست. توضیحات https://eitaa.com/a_fatemi24/2206
بدترين توشه راه آخرت: امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به يكى از آثار سوء ظلم و ستمكارى اشاره كرده مى فرمايد: «بدترين توشه براى آخرت ستم بر بندگان (خدا) است»; (بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ، الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ). مى دانیم دنیا سرایى است که همگان از آن براى رفتن به سوى آخرت توشه بر مى دارند و هر کسى به فراخور حال و اعمال خود توشه اى تهیه مى بیند. قرآن مجید مى گوید: بهترین توشه ها توشه تقواست «(وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى); و زاد و توشه تهیه کنید، و بهترین زاد و توشه، پرهیزکارى است».(1) ولى گروهى به جاى آن ظلم و ستم بر بندگان خدا را توشه این سفر سرنوشت ساز قرار مى دهند که به گفته امام(علیه السلام) بدترین توشه هاست. زیرا گناهانى که جنبه معصیت الله دارد و یا به تعبیر دیگر ظلم بر خویشتن است با توبه آمرزیده مى شود و حتى بدون توبه امید عفو الهى و شفاعت درباره آن وجود دارد، همان گونه که قرآن مجید مى فرماید: (قُلْ یَا عِبَادِى الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَّحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ)(2) زیرا او بخشنده مهربان است. ولى آنجا که پاى ظلم بر دیگران به میدان مى آید نه با آب توبه شسته مى شود و نه با عنایت شفاعت و جز با رضایت صاحب حق نجات از عواقب آن ممکن نیست و به همین دلیل امام(علیه السلام) آن را بدترین زاد و توشه قیامت شمرده است. شک نیست که زاد و توشه چیزى است که در راه سفر و به هنگام رسیدن به مقصد به انسان کمک مى کند و به یقین ظلم چنین موقعیتى را ندارد، بنابراین انتخاب این لفظ در اینجا نوعى کنایه بلیغ است، درست مانند این است که انسان در سفرهاى دنیا به جاى حمل مواد غذایى مشتى از سموم با خود ببرد به او مى گوییم بدترین توشه آن است که به جاى غذا سموم با خود حمل کنى. امام(علیه السلام) در خطبه 176 نهج البلاغه بعد از آن که ظلم را به سه بخش تقسیم مى کند مى فرماید: «وَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی لاَ یُتْرَکُ فَظُلْمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً. الْقِصَاصُ هُنَاکَ شَدِیدٌ، لَیْسَ هُوَ جَرْحاً بِالْمُدَى وَلاَ ضَرْباً بِالسِّیَاطِ، وَلکِنَّهُ مَا یُسْتَصْغَرُ ذلِکَ مَعَهُ; اما ظلمى که هرگز رها نمى شود ستمى است که بندگان بر یکدیگر مى کنند که قصاص در آنجا شدید است این قصاص مجروح ساختن با کارد یا زدن تازیانه (مانند قصاص در دنیا) نیست بلکه چیزى است که اینها در برابرش ناچیز است». درباره آثار سوء ظلم در آیات قرآن و روایات اسلامى بحث هاى بسیار وسیع و گسترده اى آمده است. قابل توجه این که در آیه 45 سوره «انعام» درباره اقوام ظالمى که به سرنوشت دردناکى مبتلا شدند مى خوانیم: «(فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعَالَمِینَ); و (به این ترتیب،) ریشه گروهى که ستم کرده بودند، قطع شد و ستایش مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است».(3) در اینجا خداوند به موجب ریشه کن کردن ظالمان حمد و ثناى خویش مى گوید و در آن روز که اعمال انسان اعم از خوب و بد هر کدام به صورت مناسبى مجسم مى شوند ظلم به صورت ظلماتى که اطراف وجود ظالم را فرا مى گیرد تجسم مى یابد همان گونه که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در حدیثى فرمود: «اِتَّقُوا الظُّلْمَ فَإِنَّهُ ظُلُماتٌ یَوْمَ الْقِیامَةِ».(4) مرحوم کلینى در اصول کافى در حدیثى از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند که هنگامى که رحلت پدرم على بن الحسین فرا رسید مرا به سینه خود چسبانید، سپس فرمود: «فرزندم من تو را به چیزى وصیت مى کنم که پدرم در آستانه شهادت مرا به آن توصیه کرد و گفت این چیزى است که پدرش (على (علیه السلام)) به آن حضرت توصیه کرده است فرمود: «یا بُنَىَّ إیّاکَ وَظُلْمَ مَنْ لایَجِدُ عَلَیْکَ ناصِراً إلاّ اللهُ; از ستم کردن بر کسى که هیچ یار و یاورى جز خدا ندارد بترس»(5). (6) * پی نوشت: (1). بقره، آیه 197 . (2). زمر، آیه 53 . (3). مرحوم علامه مجلسى این مضمون را در حدیثى از رسول خدا نقل کرده که مى فرماید: «إِنَّ اللهَ یُمْهِلُ الظّالمَ حَتّى یَقُولُ قَدْ أهْمَلَنی ثُمَّ یَأْخُذُهُ أَخْذَةً رابِیَةً إنَّ اللهَ حَمِدَ نَفْسَهُ عِنْدَ هَلاکِ الظّالِمینَ فَقالَ فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذینَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمِینَ». (بحارالانوار، ج 72، ص 322، ح 52). (4). کافى، ج 2، ص 332 . (5). همان، ص 331. @a_fatemi24
ترجمه و شرح حکمت 222 نهج البلاغه: 📤چشم‌پوشى از خطای دیگران وَ قَالَ (علیه السلام): مِنْ أَشْرَفِ [أَفْعَالِ] أَعْمَالِ الْكَرِيمِ، غَفْلَتُهُ عَمَّا يَعْلَم. و فرمود (ع): از بهترين كارهاى مرد بزرگوار، چشم پوشى اوست از آنچه مى داند. توضیحات https://eitaa.com/a_fatemi24/2208
بهترين اعمال كريمان: امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به نكته مهمى درباره آداب معاشرت اشاره كرده، مى فرمايد: «يكى از باارزش ترين كارهاى كريمان تغافل از چيزهايى است كه از آن آگاهند (و سرپوش گذاشتن بر آن لازم است)»; (مِنْ أَشْرَفِ أَعْمَالِ الْكَرِيمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا يَعْلَمُ). كمتر كسى است كه عيب پنهانى يا آشكارى نداشته باشد و كمتر دوستى پيدا مى شود كه درباره دوستش كار نامناسبى، هرچند به عنوان لغزش انجام ندهد. افراد بزرگوار و باشخصيت كسانى هستند كه عيوب پنهانى افراد را ناديده مى گيرند و از لغزش دوستان چشم پوشى مى كنند و هرگز به رخ آنها نمى كشند. اين كار، اولاً سبب مى شود كه آبروى مسلمان محفوظ بماند; آبرويى كه ارزش آن به اندازه ارزش خون اوست. ثانياً سبب مى شود فرد خطاكار يا صاحب عيب جسور نگردد و از همه اينها گذشته سبب مى شود رابطه مسلمان ها با يكديگر محفوظ بماند. در اسلام، غيبت از بزرگ ترين گناهان شمرده شده و اين همه تأكيد براى حفظ آبروى مسلمانان است. اميرمؤمنان على(عليه السلام) در عهدنامه مالك اشتر مخصوصاً بر اين معنا تكيه كرده، مى فرمايد: «بايد دورترين رعايا نسبت به تو و مبغوض ترين آنها در نزد تو آنهايى باشند كه بيشتر در جستجوى عيوب مردمند، زيرا در (غالب) مردم عيوبى وجود دارد (كه از نظرها پنهان است و) والى از همه سزاوارتر است آنها را بپوشاند، بنابراين لازم است عيوبى را كه بر تو پنهان است آشكار نسازى». از سويى ديگر مى دانيم خداوند ستار العيوب است و دوست دارد بندگانش نيز ستار العيوب باشند و تغافل يكى از طرق پوشاندن عيوب مردم است. در حديث معروفى نيز از امام موسى بن جعفر(عليه السلام) مى خوانيم: مردى خدمتش آمده، عرض كرد: فدايت شوم از يكى از برادران دينى كارى نقل كردند كه من آن را ناخوش داشتم، از خودش پرسيدم انكار كرد، در حالى كه جمعى از افراد موثق اين مطلب را از او نقل كرده اند، امام فرمود: «كَذِّبْ سَمْعَكَ وَبَصَرَكَ عَنْ أَخِيْكَ وَانْ شَهِدَ عِنْدَكَ خَمْسُونَ قَسامَةً وَقالَ لَكَ قَوْلا فَصَدِّقْهُ وَكَذِّبْهُمْ، وَلا تُذِيْعَنَّ عَلَيْهِ شَيْئاً تَشِيْنُهُ بِهِ وَتَهْدِمُ بِهِ مُرُوَّتَهُ، فَتَكُونَ مِنَ الَّذِيْنَ قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ; گوش و چشم خود را در مقابل برادر مسلمانت تكذيب كن، حتى اگر پنجاه نفر سوگند خوردند كه او كارى كرده و او بگويد نكرده ام از او بپذير و از آنها نپذير، هرگز چيزى كه مايه عيب و ننگ اوست و شخصيتش را از ميان مى برد در جامعه پخش مكن، كه از آنها خواهى بود كه خداوند درباره آنها فرموده: كسانى كه دوست مى دارند زشتى ها در ميان مؤمنان پخش شود عذاب دردناكى در دنيا و آخرت دارند».(1) ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه خود در ذیل این گفتار حکیمانه چند شعر از «طاهر بن الحسین» شاعر معروف عرب آورده است، وى مى گوید: وَیَکْفِیکَ مِنْ قَوْم شَواهِدُ أَمْرِهِمْ * فَخُذْ صَفْوَهُمْ قَبْلَ امْتِحانِ الضَّمائِرِ فَإنَّ امْتِحانَ الْقَوْمِ یُوحِشُ مِنْهُمْ * وَما لَکَ إلاّ ما تَرى فِی الظَّواهِرِ وَإنَّکَ إنْ کَشَفْتَ لَمْ تَرَ مُخْلِصاً *** وَأبْدى لَکَ التَّجْریبُ خُبْثَ السَّرائِرِ براى شناخت هر جمعیتى به ظاهر کار آن ها قناعت کن. خالص آنها را برگزین پیش از آنکه ضمیر آنها را آزمایش کنى. زیرا امتحان کردن اقوام (و جستوجوى بواطن آنها) سبب وحشت از آنها مى شود. تو تنها به آنچه در ظاهر مى بینى قناعت کن. زیرا اگر اصرار بر کشف باطن افراد داشته باشى فرد خالص و مخلصى را نخواهى یافت و این کار آلودگى باطن بسیارى از افراد را بر تو آشکار مى سازد. روشن است زندگى انسان ها بر خلاف کارهایى است که انجام مى دهند، هرگاه انسان بخواهد جزئیات زندگى دیگران را با کنجکاوى و دقت پیدا کند و آنها را مورد بازخواست قرار دهد زندگى براى او تلخ خواهد شد و دوستانش از گرد او پراکنده مى شوند. در حدیث جالبى که مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار آورده است از امیرمؤمنان(علیه السلام) مى خوانیم: «وَعَظِّموُا اقْدَارَکُم بِالتَّغَافُلِ عَنِ الدَّنِّىِ مِنَ الاُْمُورِ ... ولاَ تَکوُنوُا بَحَّاثِینَ عَمَّا غَابَ عَنْکُمْ، فَیَکْثُرُ عَائِبُکُمْ ... وتَکَرّموُا بِالتّعَامِى عَنِ الاِْسْتِقْصَاءِ; قدر و منزلت خود را با «تغافل» درباره امور پست و کوچک بالا برید ... و زیاده از امورى که پوشیده و پنهان است تجسس نکنید که عیب جویان شما زیاد مى شوند ... و با چشم برهم نهادن از دقت بیش از حد در جزئیات، بزرگوارى خود را ثابت کنید».(2)
از این حدیث و پاره اى دیگر از احادیث این نکته روشن مى شود که موارد تغافل مربوط به امور سرنوشت ساز زندگى یک انسان نیست، زیرا که در آنها دقت و جستوجو به یقین لازم است. این دستور منافاتى با مسئله امر به معروف و نهى از منکر ندارد، زیرا وظیفه امر به معروف و نهى از منکر مربوط به واجبات و محرمات است که از محدوده تغافل بیرون است.(3) * پی نوشت: (1). بحارالانوار، ج 72، ص 214 . (2). بحارالانوار، ج 75، ص 64، ح 157 . @a_fatemi24
ترجمه و شرح حکمت 223 نهج البلاغه: 📤حیا، عامل پوشش عیوب وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ كَسَاهُ الْحَيَاءُ ثَوْبَهُ، لَمْ يَرَ النَّاسُ عَيْبَهُ. و فرمود (ع): هر كه حيا جامه اى بر او پوشاند، كسى عيبى در او نبيند. 📤توضیحات https://eitaa.com/a_fatemi24/2211
بسم الله الرحمن الرحیم شرح حکمتها 💢 حکمت ۲۲۳ 💢 ♦️وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ كَسَاهُ الْحَيَاءُ ثَوْبَهُ، لَمْ يَرَ النَّاسُ عَيْبَهُ. كسى كه حيا، لباس خود را بر او بپوشاند، مردم عيب او را نخواهند ديد. 📕در کتاب کافی داریم: مَنْ کَساهُ الْحَیاءُ ثَوْبَهُ خَفِىَ عَلَى النّاسِ عَیْبُهُ کسی که لباس حیا را بر خود بپوشاند عیبش بر مردم مخفی میشود از تعبیر " مَنْ كَسَاهُ الْحَيَاءُ ثَوْبَهُ" استفاده میشود که انسان باید به یک مرتبه ای برسد، یک راهی را طی کند تا به مرتبه حیا برسد و این لباس که لباس فاخری است برازنده هر کسی نیست بله باید به آن جایگاه رسید تا مشمول این فیض شد. ⏪ معنای حیا: حیا به معنای حالتی درونی است که باعث خودداری از انجام دادن کار‌های زشت به سبب ترس از سرزنش شدن میشود. منشا پیدایش این حالت، درک حضور در محضر ناظری آگاه، محترم و گرانمایه است. لذا حیا وقتی معنا میدهد که این توجه و علم وجود داشته باشد، کسی که میداند در محضر خدا و فرشتگان ناظر بر اعمال ایستاده، و از قبح فعل خود خبر دارد، حیا میکند و مرتکب عمل خلاف نمیشود. آیه شریفه : 《 أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللّهَ یَری ؛ علق - ۱۴》  آیا نمیداند ‌که‌ ‌خدا‌ اعمال‌ ‌او‌ ‌را‌ می نگرد. در واقع زیر بنای اعتقادی حیا است. چون خدا می بیند و آگاه است، انسان باید از ارتکاب زشتی ها دست بردارد. ⛔️ درست است که انسان به صرف وجود ناظری از او حیا میکند برخی امور را انجام نمی دهد، حتی اگر آن ناظر یک کودک باشد که خیلی از امور را تشخیص نمی دهد. ولی بالاتر از حیا از مخلوق، حیا از خالق است. درغرر الحکم فرمود: أَفْضَلُ اَلْحَيَاءِ اِسْتِحْيَاؤُكَ مِنَ اَللَّه برترین حیا آن است که از خدا حیا کنى. خدایی که همیشه هست، همیشه می بیند، بالاترین و شریف ترین ناظر است و بر اساس دانسته ها مواخذه میکند. ❌حیا و خجالت هر دو به معنای شرم، ناراحتی و ترس از سرزنش نسبت به کاری است. با این تفاوت که؛ حیا قبل از عمل است، و خجالت بعد از عمل. حیا بازدارنده است، و خجالت ترس از رسوا شدن، یا خود رسوا شدن. ⏪تشبیه حیا به لباس: حضرت در این حکمت حیا را به لباس زیبایی تشبیه میکند که اگر بر تن کسی نشست عیوب او را پنهان میکند. به طوری کلی وقتی صحبت از لباس میشود؛ لباس کارکردهایی دارد: ◀️الف. باعث پوشیده شدن عیوب انسان میشود. ◀️ب. باعث زینت و زیبایی انسان میشود (لذا انسان ها برای پوشش و لباس وقت و هزینه زیادی میگذارند تا زیبا شوند) ◀️ج. لباسها در موقعیت های مختلف متفاوت اند لباس کار، لباس مهمانی، لباس کوهنوردی، لباس آتش نشانی و ... انسان هم در شرایط مختلف باید لباس های مختلف بپوشد. گاهی لباس حیا، گاهی لباس حسن خلق، گاهی لباس جود و بخشش، گاهی لباس سکوت و... ◀️د. باعث حفظ انسان از عوارضی مثل سرما و گرما و ... میشود. (کفش باعث حفظ پا از خار و خاشاک میشود) @a_fatemi24
🔻نکته: اینکه قرآن میفرماید : 《هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ؛ بقره - ۱۸۷》 زن و شوهر لباس یکدیگر اند. دارای معنای بلندی است. ۱. زن و شوهر باید عیوب یکدیگر را بپوشانند. ۲. زینت یکدیگر بشوند به یکدیگر افتخار کنند. ۳. در عین رفاقت، محبت و قرابتی که با یکدیگر دارند در جامعه حریم ها را حفظ کنند و هر موقعیتی را بشناسند. ۴. همدیگر را از عوارض و خطرات راه آگاه کنند و حفظ کنند. 💮وقتی پیامبر از امیرالمومنین پرسید فاطمه را چگونه یافتی فرمود: نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّه‌ در اطاعت از خدا بهترین کمک کار است. در طاعت انسان باید خطرات را بشناسد و از آنها دوری کند و مشوق و محرک بر مسیر بندگی باشد. ⏪جایگاه رفیع حیا در روایات: امام صادق علیه السلام در مورد فواید و آثار حیا خطاب به مفضل مى فرمايد: انْظُرْ يَا مُفَضَّلُ إِلَى مَا خُصَّ بِهِ الاِنْسَانُ دُونَ جَمِيعِ الْحَيَوَانِ اى مفضل! نگاه كن به صفتى كه خداوند تنها به انسان ارزانى داشته و حيوانات از آن محرومند. مِنْ هَذَا الْخَلْقِ الْجَلِيلُ قَدْرُهُ، الْعَظِيمُ غَنَاؤُهُ أَعْنِي الْحَيَاءَ صفتى كه مقامش والا و بی نیاز کننده ی بزرگی است; و آن حيا است. فَلَوْلاَهُ لَمْ يُقْرَ ضَيْفٌ اگر حيا نبود، انسان ها از مهمانشان درست پذيرايى نمى كردند. وَلَمْ يُوَفَّ بِالْعِدَاتِ به وعده هايشان وفا نمى نمودند. وَ لَمْ تُقْضَ الْحَوَائِجُ نيازهاى ديگران را برآورده نمى ساختند. وَلَمْ يُتَحَرَّ الْجَمِيلُ وَلَمْ يَتَنَكَّبِ الْقَبِيحُ فِي شَيْء مِنَ الاَشْيَاءِ و به دنبال كارهاى خوب نبودند و از كارهاى زشت در هيچ چيز پرهيز نداشتند. حَتَّى إِنَّ كَثِيراً مِنَ الاُمُورِ الْمُفْتَرَضَةِ أَيْضاً إِنَّمَا يُفْعَلُ لِلْحَيَاءِ حیا آنچنان جایگاه مهمی دارد كه حتی بسيارى از كارهاى واجب نيز در پرتو حيا انجام مى شود. فَإِنَّ مِنَ النَّاسِ مَنْ لَوْ لاَ الْحَيَاءُ لَمْ يَرْعَ حَقَّ وَالِدَيْهِ اگر حيا نبود، جمعى از مردم حق پدر و مادر را نيز ادا نمى كردند. وَلَمْ يَصِلْ ذَا رَحِم و صله رحم به جا نمى آورند. وَلَمْ يُؤَدِّ أَمَانَةً و اداى امانت نمى نمودند. وَلَمْ يَعْفُ عَنْ فَاحِشَة ِو از هيچ كار زشتى پرهيز نداشتند. أَ فَلاَ تَرَى كَيْفَ وُفِّيَ لِلاِنْسَانِ جَمِيعُ الْخِلاَلِ الَّتِي فِيهَا صَلاَحُهُ و َتَمَامُ أَمْرِهِ آيا نمى بينى خداوند چگونه براى انسان جميع صفاتى را كه در آن صلاح و كمالِ كار اوست به او ارزانى داشته است؟ ⛔️ اگر چه در بسیاری از تعاریفی که از حیا شده است، حیا عامل بازدارنده از گناه معرفی شده ولی از این حدیث شریف به خوبى استفاده مى شود که اثر حیا تنها پرهیز از زشتى ها و قبایح نیست بلکه آثار مثبت زیادى در انجام واجبات و رعایت آداب و اخلاق انسانى دارد. 💮پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: مَنْ لا حَیاءَ لَهُ فَلا إیمانَ لَهُ آن کس که حیا ندارد ایمان ندارد. از آنجایی که ایمان به صرف ترک محرمات نیست بلکه انجام تکالیف را نیز شامل میشود، پیداست که حیا هم در مقام ترک گناه است و هم تشویق به ثواب. 💮 پیامبرگرامی ص فرمودند : الْإِيمَانُ عُرْيَانٌ وَ لِبَاسُهُ الْحَيَاءُ اسلام برهنه است وجامه آن حياست. وَ زِينَتُهُ الْوَفَاءُ وزيورش، وفای به عهد است. وَ مُرُوَّتُهُ الْعَمَلُ الصَّالِحُ ومردانگى ایمان به كردار نيك است. وَ عِمَادُهُ الْوَرَعُ و ستون ایمان دست کشیدن از شبهه ناک است. وَ لِكُلِّ شَيْ‌ءٍ أَسَاسٌ وَ أَسَاسُ الْإِسْلَامِ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ. هر چيزى بنيادى دارد و بنياد اسلام، دوست داشتن ما اهل بيت است. 💮 حضرت در غرر الحکم فرمود : مَنْ لا حَیاءَ لَهُ فَلا خَیْر فِیهِ کسى که حیا ندارد هیچ خیرى در او نیست. @a_fatemi24
🔻نکته ۱: حیایی که پوشاننده عیوب است، حیایی است که همه وجود انسان را در بر بگیرد. " مَنْ كَسَاهُ الْحَيَاءُ " حیا اگر در همه جهات و بخش های زندگی باشد خوب و موثر است ولی اگر فقط در موارد خاصی باشد تاثیرش نیز محدود میشود. مثلا انسان در مورد شرب خمر حیا کند ولی در مورد آزار و اذیت خانواده و همسایه نه! 🔻نکته ۲: آیت الله مکارم در پایان شرح این حکمت به نکته مهمی اشاره می کنند و آن اهميت حيا در زنان است:پیامبرفرمود: الْحَیاءُ عَشَرَةُ أجْزاء فَتِسْعَةٌ فِى النِّساءِ وَواحِدَةٌ فِى الرِّجالِ حیا ده جزء دارد. نه جزء در زنان و یک جزء در مردان است. 💮پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: سِتَّةُ أَشْيَاءَ حَسَنٌ وَ لَكِنْ مِنْ سِتَّةٍ أَحْسَنُ. شش چیز نیکوست ولی از شش کس نیکوتر است. الْعَدْلُ حَسَنٌ وَ هُوَ مِنَ الْأُمَرَاءِ أَحْسَنُ عدل خوب است ولی از امیران سر بزند خوبتر است. وَ الصَّبْرُ حَسَنٌ وَ هُوَ مِنَ الْفُقَرَاءِ أَحْسَنُ صبربرای همه خوب است ولیکن از فقرا خوبتر است. وَ الْوَرَعُ حَسَنٌ وَ هُوَ مِنَ الْعُلَمَاءِ أَحْسَنُ تقوا و ورع خوب ولی از علما خیلی بهتر است. وَ السَّخَاءُ حَسَنٌ وَ هُوَ مِنَ الْأَغْنِيَاءِ أَحْسَنُ سخاوت بهتر است اما از اغنیا بهترین است. وَ التَّوْبَةُ حَسَنَةٌ وَ هِيَ مِنَ الشَّابِّ أَحْسَنُ توبه از همه حسن است ولی از جوان سربزند احسن است. وَ الْحَيَاءُ حَسَنٌ وَ هُوَ مِنَ النِّسَاءِ أَحْسَنُ حیا خوب است از زنان حیا خیلی خوبتر است. وَ امْرَأَةٌ لَا حَيَاءَ لَهَا كَطَعَامٍ لَا مِلْحَ لَهُ. زنی که حیا ندارد مانند طعامی است که نمک ندارد. حیا به زنان ابهت، شخصیت و ارزش مى دهد. ⭕️شهید مطهری به نقل یکى از فلاسفه معروف میگوید: دختران حوا در طول تاریخ دریافتند که عزت و احترامشان در این است که به دنبال مردان نروند خود را متبذل نکنند و از دسترس مرد خود را دور نگه دارند آنها این درس ها را در طول تاریخ دریافتند و به دختران خود یاد دادند. 🔻نکته ۳: حیای ممدوح و حیای مذموم اگر چه لفظ حیا داری یک بارِ معنایی مثبت است ولی حقیقت آن است که برخی از موارد حیا، حیای بیجا و فرار از مسئولیت است و نباید انسان زیر بار اینگونه خجالت ها برود. @a_fatemi24
حیا از عبادت: پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید : الْمُؤْمِنُ ... لَا يَفْعَلُ شَيْئاً مِنَ الْحَقِّ رِيَاءً وَ لَا يَتْرُكُهُ حَيَاءً مومن هیچ عملی را از روی ریا و خودنمایی انجام نمیدهد و از سر حیا و شرم آن را رها نمی کند. ⏪حیا در آموختن: حضرت درحکمت۸۲ فرمود : وَلاَ يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ کسی شرم نکند از آموختنِ آنچه نمی‌داند. ⏪حیا در شغل و کسب در آمد: امام صادق علیه السلام فرمود : مَنْ لَمْ يَسْتَحِ مِنْ طَلَبِ الْمَعَاشِ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ وَ نَعَّمَ أَهْلَهُ کسی که از طلب مال حلال حیا نکند، هزینه‌هایش سبک شود و خداوند خانواده‌اش را نعمت میدهد. وقتی کسی دنبال شغل رفت و زحمت کشید ازهزینه های بیهوده دوری میکند و هزینه هایش کم میشود ⏪حیا در احترام به پدر و معلم: امیرالمومنین سلام الله علیه می فرماید: ثَلَاثٌ لَا يُسْتَحْيَى مِنْهُنَّ: از سه چيز نباید حيا كرد: خِدْمَةُ الرَّجُلِ ضَيْفَهُ، پذيرايى از ميهمان، وَ قِيَامُهُ عَنْ مَجْلِسِهِ لِأَبِيهِ وَ مُعَلِّمِهِ، بلند شدن در برابر پدر و معلّم، وَ طَلَبُ الْحَقِّ، وَ إِنْ قَل‌ و گرفتن حق، گر چه اندك باشد. ⏪ حیا در دعا و طلب از خدا: پیامبر گرامی ص فرمودند : إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَحَبَّ شَيْئاً لِنَفْسِهِ وَ أَبْغَضَهُ لِخَلْقِهِ أَبْغَضَ لِخَلْقِهِ الْمَسْأَلَةَ وَ أَحَبَ‌ لِنَفْسِهِ أَنْ يُسْأَلَ خداوند درخواست کردن از مردم را ناپسند میداند و درخواست کردن از خودش را دوست دارد. وَ لَيْسَ شَيْ‌ءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ يُسْأَلَ فَلَا يَسْتَحْيِي أَحَدُكُمْ أَنْ يَسْأَلَ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ وَ لَوْ بِشِسْعِ نَعْلٍ. هیچ چیز در نزد خداوند محبوب‌تر از آن نیست که از او چیزی درخواست شود، پس هیچ یک از شما نباید شرم کند از این که از رحمت خداوند درخواست کند؛ اگرچه خواسته او یک بند کفش باشد. ⏪حیا در خرید ما یحتاج خانواده: امام صادق شخصی را از اهل مدینه دید قَدِ اشْتَرَى لِعِيَالِهِ شَيْئاً وَ هُوَ يَحْمِلُهُ فَلَمَّا رَآهُ الرَّجُلُ اسْتَحْيَا مِنْهُ که وسیله ای برای خانواده اش گرفته و به سمت منزل میبرد و تا امام را دید خجالت کشید (چون رسم مدینه اینگونه بود.) فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اشْتَرَيْتَهُ لِعِيَالِكَ وَ حَمَلْتَهُ إِلَيْهِمْ؟ حضرت فرمود اینها را برای خانواده ات خریدی و به منزل میبری؟ أَمَا وَ اللَّهِ ... لَأَحْبَبْتُ أَنْ أَشْتَرِيَ لِعِيَالِيَ الشَّيْ‌ءَ ثُمَّ أَحْمِلَهُ إِلَيْهِمْ‌ من نیز دوست دارم برای خانواده ام خرید کنم و آن را خود به خانه ببرم. اللهم الرزقنا الامن و الایمان                  •┈┈••••✾•  •✾•••┈┈•ـ @a_fatemi24
ترجمه و شرح حکمت 224 نهج البلاغه: عوامل بزرگی و سروری وَ قَالَ (علیه السلام): بِكَثْرَةِ الصَّمْتِ تَكُونُ الْهَيْبَةُ، وَ بِالنَّصَفَةِ يَكْثُرُ الْمُوَاصِلُونَ، وَ بِالْإِفْضَالِ تَعْظُمُ الْأَقْدَارُ، وَ بِالتَّوَاضُعِ تَتِمُّ النِّعْمَةُ، وَ بِاحْتِمَالِ الْمُؤَنِ يَجِبُ السُّؤْدُدُ، وَ بِالسِّيرَةِ الْعَادِلَةِ يُقْهَرُ الْمُنَاوِئُ، وَ بِالْحِلْمِ عَنِ السَّفِيهِ تَكْثُرُ الْأَنْصَارُ رُ عَلَيْهِ. و فرمود (ع): در خاموشى فراوان، مرد را هيبت افزايد و انصاف سبب افزونى ياران و دوستان گردد و به بخشش، قدر و منزلت بزرگ شود و به تواضع، نعمتها به كمال رسد و با تحمل رنجها سرورى حتمى شود. و به عدالت، دشمن از پاى در آيد و به بردبارى، در برابر نادان، ياران افزون گردند. توضیحات https://eitaa.com/a_fatemi24/2216
📥هفت فضيلت مهم اخلاقى: 🔰امام(عليه السلام) در اين گفتار نورانى به هفت نكته مهم از فضايل اخلاقى و اثر مثبت آنها اشاره مى كند. نخست مى فرمايد: «كثرت سكوت، سبب ابهت و بزرگى است»; (بِكَثْرَةِ الصَّمْتِ تَكُونُ الْهَيْبَةُ). مرحوم ابن میثم در شرح نهج البلاغه خود در اینجا نکته جالبى آورده مى گوید: دلیل کلام مولا این است که سکوت، غالباً نشانه عقل است و ابهت صاحبان عقل آشکار است و اگر به یقین دانسته شود که کثرت سکوت ناشى از عقل اوست، ابهت او بیشتر مى شود و اگر حال او شناخته نشود و این احتمال وجود داشته باشد که سکوتش ناشى از عقل است باز سبب ابهت اوست و گاه ممکن است سکوت، ناشى از ضعف و ناتوانى در کلام باشد و باز هم این امر سبب احترام شخص مى شود، زیرا از پریشان گویى پرهیز مى کند.(1) 🔰اضافه بر اینها، سکوت، سبب نجات از بسیارى از گناهان است، زیرا غالب گناهان کبیره به وسیله زبان انجام مى شود تا آنجا که سى گناه کبیره را براى زبان شماره کرده ایم. بدیهى است هنگامى که انسان از این گناهان پرهیز کند ابهت و هیبت و شخصیت او بیشتر خواهد بود. در حدیث جالبى از «هشام بن سالم» یکى از یاران خاص امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم که مى فرماید: «پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به مردى که خدمتش رسید فرمود: ألا أدُلّکَ عَلى أمْر یُدْخِلُکَ اللهُ بِهِ الْجَنَّةَ؟; آیا تو را به چیزى هدایت کنم که به وسیله آن وارد بهشت شوى؟» عرض کرد: آرى یا رسول الله. 🔰پیغمبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «أنِلْ مِمّا أنالَکَ اللهُ; از آنچه خداوند در اختیار تو قرار داده بذل و بخشش کن». عرض کرد: اگر من خودم محتاج تر از کسى باشم که مى خواهم به او بخشش کنم چه کنم؟ پیغمبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «فَانْصُرِ الْمَظْلُومِ; به یارى ستم دیده برخیز». عرض کرد: اگر من خودم از او ضعیف تر باشم چه کنم. فرمود: «فَاصْنَعْ لِلاْخْرَقِ یَعْنی أشِرْ عَلَیْهِ; شخص نادان را راهنمایى کن و به او مشورت بده». عرض کرد: اگر من از او نادان تر باشم چه کنم؟ فرمود: «فَأصْمِتْ لِسانَکَ إلاّ مِنْ خَیْر; زبانت را جز از نیکى خاموش ساز». و سرانجام پیغمبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «أما یَسُرُّکَ اَنْ تَکُونِ فیکَ خِصْلَةٌ مِنْ هذِهِ الْخِصالِ تَجُرُّکَ إلَى الْجَنَّةِ؟; آیا تو را خشنود نمى سازد که یکى از این صفات نیک را داشته باشى و تو را به سوى بهشت برد؟».(2) 🔰اضافه بر این، سکوت سبب نورانیت فکر و عمق اندیشه است، همان گونه که در حدیثى از امیرمؤمنان(علیه السلام) مى خوانیم: «الْزِمِ الصَّمْتَ یَسْتَنِرْ فِکْرُکَ; ساکت باش تا فکرت نورانى شود».(3) در حدیث دیگرى از همان حضرت آمده است: «أکْثِرْ صَمْتَکَ یَتَوَفّرْ فِکْرُکَ وَیَسْتَنِرْ قَلْبُکَ وَیَسْلَمِ النّاسُ مِنْ یَدِکِ; بسیار سکوت کن که فکرت فراوان و قلبت نورانى مى شود و مردم از تو در امان خواهند بود».(4) البته همه اینها مربوط به سخنانى است که به اصطلاح فضول الکلام یا آلوده به گناه است; ولى سخن حق و تعلیم دانش و امر به معروف و نهى از منکر و امثال آن به یقین از آن مستثناست و همان گونه که سابقاً در حکمت 182 گفتیم در روایات آمده است که اگر کلام از آفات خالى باشد به یقین از سکوت برتر است، زیرا انبیا دعوت به کلام شدند نه به سکوت حتى اگر ما در فضیلت سکوت سخن مى گوییم از کلام کمک مى گیریم.(5) 🔰سپس در دومین نکته مى فرماید: «انصاف مایه فزونى دوستان است»; (وَبِالنَّصَفَةِ یَکْثُرُ الْمُوَاصِلُونَ). «نَصَفَة» به معناى «انصاف» و «مُواصلون» جمع «مواصل» در اینجا به معناى دوست است. حقیقت انصاف آن است که انسان، نه حق کسى را غصب کند و نه سبب محرومیت کسى از حقش شود، نه سخنى به نفع خود و زیان دیگران بگوید و نه گامى در این راه بردارد، بلکه همه جا حقوق را رعایت کند حتى در مورد افراد ضعیف که قادر به دفاع از حق خویش نیستند. بدیهى است کسى که این امور را رعایت کند دوستان فراوانى پیدا مى کند و جاذبه انصاف بر کسى پوشیده نیست. 🔰در روایات اسلامى درباره اهمیت انصاف بحث هاى گسترده اى دیده مى شود از جمله تنها در اولین باب از ابوابى که در کتاب میزان الحکمه درباره اهمیت انصاف ذکر شده 20 حدیث کوتاه و پرمعنا از امیرمؤمنان على(علیه السلام) آمده است; از جمله مى فرماید: «الإنْصافُ أفْضَلُ الْفَضائِلِ; برترین فضیلت ها انصاف است».(6)