هدایت شده از the riha | دِ ریحا
مولا علی(ع) رو به پسرانش گفت:
«حسن و حسین چشمان من هستند،
محمدحنفیه بازوی من، و تو عباس..! سپس سر عباس را به سمت چپ سینهاش فشار داد؛ عباس صدای قلب پدر را شنیـد. چشمانش را بست. محمدحنفیه آرام خندید و نزدیک گوشِ حسین گفت: عـباس هم قلب امیرالمؤمنیـن است...»
روز عاشورا خیلی به امام حسین میگفتن بُغضاً لأبيك؛ ینی از بغض و نفرت بابات علی میزنیمت.. امروز زیاد به امام حسین بگیم: «حُبّاً لِأبیک»، از محبت پدرت علی، امروز اومدیم برات
معرکه به پایان رسید
علیاکبر رفت
شمع قاسم خاموش شد
علی اصغر شیرخوار به شهادت رسید
دستان ابوالفضل بریده شد
شمر بر سینهی حسین نشست
نفسها خاموش شدند
خیمهها به آتش کشیده شدند
صدای یتیمان بلند شد
و داستان زینب آغاز شد
صلی الله علیک یا عَقیلةُ العَرب.