eitaa logo
•|خیالت‌را‌درآغوشـ...
101 دنبال‌کننده
218 عکس
50 ویدیو
5 فایل
خوشا ایران خیالت را در آغوش‍...🇮🇷🌱 امروز قرارگاه حسین بن علی، ایران است... _حاج‌قاسم @garin1_20
مشاهده در ایتا
دانلود
•|خیالت‌را‌درآغوشـ...
_ میم مثل ماکان میم مثل مدرسه میم مثل مقتل... http://eitaa.com/aagoosh
[میم مثل ماکان] مقابل چایخانه‌ی حضرت ایستاده بودم و محو صدای برخورد استکان و نعلبکی ها به هم بودم. چندتا خانم چای به دست از مقابلم رد شدند‌. عکس یکی از بچه‌های میناب دستشان بود. نتوانستم ببینم کدام شهید است. با خودم گفتم حتما اهل میناب‌اند. چهره‌هایشان، لهجه‌شان، لباس‌های‌تنشان، مثل مردم جنوبی بود. من قبل ۹ اسفند اسم میناب را هم نشنیده بودم. چه برسد به اینکه بدانم آدم‌هایش چه شکلی‌اند و چطور حرف می‌زنند. چایم را که خوردم دنبالشان گشتم و دیدم گوشه‌ای دور هم ایستاده‌اند. مردد رفتم سمت‌شان. آرام زدم روی شانه‌ی خانمی که عکس شهید را دور گردنش انداخته بود. سلام کردم. وقتی برگشت سمتم دنیا روی سرم خراب شد. توقع داشتم عکس هر کسی باشد جز ماکان. ماکانی که بین ۱۶۸ شهید مدرسه فقط او بود که پیدا نشد و بعد ۴۰ روز تفحص پرونده‌اش بسته شد و دیگر دنبالش نمی‌گردند... زن غم عجیبی در چهره و صدایش داشت. خون‌گرم بود و بعد هر جمله‌اش یک عزیزم می‌گذاشت. گفت همشهری ماکان است. سراغ پدر و مادر ماکان را گرفتم. گفت چند روزی قم‌ هستند و بعد می‌آیند مشهد. چندباره تسلیت می‌گویم و خداحافظی می‌کنم. خداراشکر می‌کنم که مادر ماکان نبود. جرات روبه‌رو شدن با او را ندارم. صدایش در گوشم می‌پیچد که با گریه از پسرک ۷ ساله‌اش خواهش می‌کرد برگردد... «روز چهارم، پولیور ماکان پیدا شد. البته من مطمئن نبودم ماکان پولیور را به تن داشت یا نه؛ چون معمولا برای ورزش درش می‌آورد. به همین دلیل امید به زنده‌بودنش داشتم». (مصاحبه‌ی مادر با زهرا جعفرزاده) آنچه از ماکان پیدا شد او را امیدوار کرده بود به زنده‌ بودن جگر گوشه‌اش. فکر می‌کردند ماکان کوچولو ترسیده و از مدرسه رفته است بیرون. تا اینکه چند روز بعد هم لنگه کفش ورزشی ماکان پیدا شد. ولی اثری از خودش نبود... غم پیدا نشدن ماکان قلبم را خراش می‌دهد. هنوز همه‌ی حروف الفبا را خانم معلم شهیدشان یادشان نداده بود. کاش دشمن حداقل با بچه‌هایمان کاری نداشت... http://eitaa.com/aagoosh
با دشـمن خویشیم دمـادم در جنگ او بـا دم تیـغ آمـده، مـا بـا دل تنگ مـا رود مدامیـم، بگوییـد بـه تیـغ ما شیشـه عطریـم بگویید به سـنگ _میلاد عرفانپور http://eitaa.com/aagoosh
اگر سپاه نبود کشور هم نبود. _امام‌خمینی(ره) سپاه پاسدارِ‌ انقلاب است. _رهبر شهید(ره) دوم اردیبهشت؛ سالروز تاسیس سپاه پاسداران🇮🇷🌱 http://eitaa.com/aagoosh
•|خیالت‌را‌درآغوشـ...
[میم مثل ماکان] مقابل چایخانه‌ی حضرت ایستاده بودم و محو صدای برخورد استکان و نعلبکی ها به هم بودم.
ماکان خیالت راحت یه عالمه کلاس اولی داریم که با یاد تو و دوستات قد می‌کشن، درس می‌خونن و آینده رو می‌سازن :.) http://eitaa.com/aagoosh
پرسید به نظرت چیشد اینجوری شد؟ _همه چیز از ۱۳ دی ۹۸ شروع شد. از همون ساعتی که علمدار رو زدن... http://eitaa.com/aagoosh
هفته‌ی پیش یکی از بچه‌های دانشگاه کلی عکس از میناب برایمان فرستاد. هر دفعه عکس‌ها را نگاه می‌کنم دلم می‌گیرد. لازم نیست پیکر بی‌جان دختری درون کاور مشکی که کوله‌پشتی مدرسه‌اش هنوز پشتش هست را ببینی تا قلب‌ات مچاله شود. لازم نیست مادری را بالای سر مزار دخترکش ببینی که ملتمسانه می‌گوید _مامان پاشو لباس عیدت رو بپوش پاشو فدات بشم بریم خونه، تا حس کنی داری از غم و غصه خفه می‌شوی. کافی‌ست به جزئیات نگاه کنی و برای هر کدام از وسایل در عکس و صاحبش قصه بسازی و برایش گوله گوله اشک بریزی تا غم دنیا روی قلبت سنگینی کند... بین همه‌ی عکس‌ها، عکس آن برگ کوچکی که از لای سنگ‌ها و آوارها سر در آورده، برایم پیامی جز امید ندارد. امید دارم انتقام خون دخترکان و پسرکان‌ مینابی را به یاری امام‌زمان‌ خواهیم گرفت. انتقامی که نابودی ظلم و از بین رفتن همه‌ی کودک‌کشان است... http://eitaa.com/aagoosh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام :) چند شبی را بین مردم مشهد پرچم زدم، شعار دادم، دعای فرج را زمزمه کردم، اشک ریختم و دعاگوی هر کس دلش پیش امام رضاست بودم. روایت آن چند شب را اگر دوست داشتید ببینید و بخوانید. http://eitaa.com/aagoosh
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مشهد حال‌وهوای تجمعات این شب‌هایش با قم خیلی فرق دارد. شهر بزرگ‌ است و طبیعتا جمعیتی که در میادین اصلی شهر قم _مخصوصا میدان مفید_ می‌بینیم، دیده نمی‌شود. کاروان‌های خودرویی حضور پررنگی دارند. برنامه‌ی هر میدان و خیابان منظم است و راس ساعت اعلام شده مراسم را با دعای فرج تمام می‌کنند. ویژه ترین چیزی که دیدم رقابت بر سر بزرگ‌ترین پرچم را داشتن بود. پرچم خیلی بزرگ در قم شاید چندتایی بیشتر نیست. اما در مشهد میادین اصلی شهر میزبان چند پرچم بزرگ است که از طرف میدان بیایی دیده می‌شود. مثلا چراغ که قرمز می‌شد می‌رفتند بین ماشین‌ها پرچم می‌رقصاندند. یا کوچک و بزرگ صف می‌ایستادند برای چند دقیقه علم زدن. مردی که پرچم می‌زد می‌گفت با وزش باد وزن پرچم نزدیک به ۳۰ کیلو می‌شود. قطعا نگه‌داشتنش راحت نبود چه برسد به تکان دادنش. یکی از مهم‌ترین تجمعات مشهد خیابان احمدآباد است. احمدآبادی که ۱۸ و ۱۹ دی آنقدر شرایطش آشفته شده بود که ترامپ اعلام کرد مشهد سقوط کرده! اما حالا شب‌های زیادی است که این خیابان در تسخیرِ مردمِ ایران دوستِ مشهد است. ولی هیچ‌جا قم نمی‌شود. بین مردم قم بودن را خیلی بیشتر دوست دارم هرچند دلم برای حال‌وهوای مشهد تنگ شده :) http://eitaa.com/aagoosh