eitaa logo
•|خیالت‌را‌درآغوشـ...
101 دنبال‌کننده
217 عکس
50 ویدیو
5 فایل
خوشا ایران خیالت را در آغوش‍...🇮🇷🌱 امروز قرارگاه حسین بن علی، ایران است... _حاج‌قاسم @garin1_20
مشاهده در ایتا
دانلود
•|خیالت‌را‌درآغوشـ...
از وقتی فهمیدم دلخوشی آقا زهرا کوچولو بوده و چقدر او را دوست داشته زندگی برایم تلخ‌تر شده...
•|خیالت‌را‌درآغوشـ...
همیشه وقت هدیه خریدن اولین چیزی که به ذهنم می‌رسد گل است. خیلی‌ها می‌گویند اسراف است و به جایش هدیه‌های بهتری می‌توانی بدهی. ولی من گل را هدیه‌ی عزیز‌تری می‌دانم. می‌خواستم با گل به دیدنت بیایم که نشد و حسرتش به دلم ماند. وقتی داشتم از رواق کشوردوست دل می‌کندم خانومی چند تا شاخه‌ی کوچک گل به دستم داد. و من هاج و واج نگاهشان می‌کردم. از کجا می‌دانست من عاشق گلم؟ حتما خود آقا به دلش انداخته بود :)
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
' _ آرام باشید. این چیزهایی که شما می‌بینید، اینها حوادث طبیعی یک راه دشوار به سمت قلّه است؛ هیچ انتظار نباید داشت که اگر ما می‌خواهیم برویم به قلّه‌ی توچال یا قلّه‌ی دماوند، در راه چاله نباشد، سنگ نباشد، باد نباشد، دود نباشد، گاز نباشد؛ مگر می‌شود؟ امّا داریم می‌رویم، داریم می‌رویم، عمده این است. اصلاً نگران نباشید؛ این حوادث وجود دارد؛ اگر این حوادث نبود باید تعجّب می‌کردید... _رهبرشهید | ۱۳۹۵/۱۰/۱۶ خیالت‌رادرآغوش...
•|خیالت‌را‌درآغوشـ...
•| وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنین ...
سلام‌ونور امروز کانال کوچولوی من یک ساله شد. راستش روزی که کانال رو زدم اولین دلیلم فرار از فضای اینستاگرام بود. هر استوری و پستی که می‌گذاشتم اگر دلخواه اینستا نبود برداشته می‌شد. و من دیگه حوصله‌ی تار کردن عکس‌های حاج قاسم و سیدحسن رو نداشتم. برای دلخوشی خودم این فضا رو ایجاد کردم و اصلا قصدم تولید محتوا و نوشتن نبود. از شهادت آقا به بعد همه چیز فرق کرد. حس کردم باید از لاک خودم بیرون بیام و بنویسم. حرفِ دل زدن برام سخت بود و هست. ولی دو چیز باعث شد جرات پیدا کنم. دوست داشتن آقا و دوست داشتن وطنم. ممنونم از محبت همه‌ی مهربونایی که بهم انرژی می‌دن و قلم خام من رو تحمل می‌کنن♡ این روزها و شب‌ها دعاجو و دعاگو هستم :)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
لبنان لبنان لبنان‌‌‌‌... ای کوه! تو فریاد من امروز شنیدی دردی‌ست درین سینه که همزاد جهان است ‌؛... خون می‌چکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من می‌کنم، افشردن جان است _ابتهاج خیالت‌رادرآغوش...
؛ «علی‌الاصول» مسیر حسین و شمر جداست که شمر بندۀ شیطان، حسین عبد خداست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
•|خیالت‌را‌درآغوشـ...
؛ همراهِ ۴۲ ساله... در این یک‌سال، هر وقت برای شهدایی که دستم از مزارشان کوتاه است دلم تنگ می‌شد، پناه می‌بردم به مقبره‌ای در حرم حضرت معصومه و با او درد و دل می‌کردم. وقتی شنیدم مهمان هیئت همسر اوست خوش‌حال شدم و یک‌ دنیا شوق شنیدن از او داشتم. می‌خواهم از زنی بگویم که واژه همراه را در خط به خط زندگی‌اش برایم معنی کرد. همراه در لغت‌نامه یعنی همدم، مونس، قرین، آن که در کنار دیگری راهی را طی می‌کند. زن کوه صبری‌ بود که هر وقت کلمات به همسرش می‌رسید آب می‌شد. وقتی سال‌ها همراه عزیزت قد بکشی، با او اولین‌ها را تجربه کنی، با او بخندی، با او گریه کنی، با او دوری و فراق را تجربه کنی و انتظار وصال را با هم بکشید سخت می‌شود که تو در نبودش بنشینی و از او بگویی. آری سخت است ۴۲ سال پابه‌پای مردت، برای باورهایتان بجنگید، مقاومت کنید، هیچ‌جا مانعش نشوی و مشوقش باشی و او بگوید قول می‌دهم با هم پرواز کنیم و آخر تو بمانی و یاد مردی که در گمنامی شهید شد. برای همین است که همسر شهید اولین جمله‌اش را با بغض می‌گوید. _امروز روز سختی‌ست برای من، بامداد ۳۱ خرداد، حوالی اذان صبح، حاج آقا پر کشید. قرار بود با هم پرواز کنیم. حتی در وصیت‌ شفاهی‌اش گفته بوده اگر شهید شدیم من و همسرم را قم دفن کنید. مقاومت را در تک تک کلمات زن احساس می‌کردم ولی به فراق هم‌مسیر ۴۲ ساله‌اش که می‌رسد انگار از غم مچاله می‌شود. حاج رمضان در دهه ۶۰ که کشور درگیر جنگ با دشمن داخلی و خارجی بود و جوانی ۲۱ ساله بود، می‌رود لبنان و مسیرش را آغاز می‌کند. آن زمان هم سیدحسن‌نصرالله جوانی ۲۵ ساله بود و هنوز امر مهم دبیر کلی حزب‌الله بر شانه‌اش گذاشته نشده بوده. حاج رمضان پا‌به‌پای سید و در مکتب او رشد می‌کند و پا به سن می‌گذارد. سید یک سال زودتر از او اوج می‌گیرد و پایانش با شهادت رقم می‌خورد. و باز هم زن در تمام لحظات غمخوار و یاور مرد بوده. حاج رمضان خودش را سرباز کوچکی برای ولایت می‌دانست و هیچ شانی برای خودش قائل نبود. اگر کاری برای نظام انجام می‌داد می‌گفت وظیفه‌ی من است و منتی نیست. اسطوره‌ی مقاومت ما را دشمن زودتر شناخت و او بعد از ۴۰ سال جهاد در راه خدا به یاران شهیدش پیوست. همراهِ حاج رمضان راست می‌گفت ما الان آتش گداخته در دل داریم. این همه داغ بر دل داریم و باید در مسیر رسیدن به قله استقامت کنیم. و مقاومت همیشه به جنگ و قتال نیست. صبر هم از مراتب مقاومت در راه خداست... خیالت‌رادرآغوش...