🌿"هو العلی الاعلی"
گزارش جلسه جشن ولادت حضرت مولا علی علیه السلام و هفتمین "یادواره پدران آسمانی"
تکریم پدران شهید با حضور دختران عزیز شهدا تقدیم نگاه پر مهرتان میشود 🌹
تاریخ : ۹دی ۱۴۰۴
۹ رجب المرجب ۱۴۴۵
هیئت آل یاسین
@aaleyasin
✨به نام خداوندی که محبتش راه دلها را بهم باز میکند✨
سلام از لطیف ترین جشنی که هر سال در خاطراتمان نقش میبندد🌿
از جشنی که در معیت دختران شهدا تکریمشدگان حضور شان بودیم . امسال هم زیر سایه حضرت امیر "علیه السلام"میزبان دخترانی بودیم که هر کدام شان ادامه ی نفسِ شهیدشان هستند و هرسال آمدنشان عطری ماندگار را در هوای حسینیه می پراکند.
@aaleyasin
🌿"یا لطیف "
یکی از کارهای شیرین "یاداوره پدران آسمانی" نوشتن دعوتنامه هاست . حوالی ماه عزیز رجب که می رسیم پیامهای درخواست و یادآوری من برای نوشتن متن دعوتنامه به نویسنده عزیزش شروع میشود گرچه کشاندن او از نقش عروس و مشغله هایش و برگرداندش به شغل قبلی اش یعنی ملّا بنویسِ هیئت کار سختی بود
اما بالاخره شد🥰 🇮🇷
💖امسال هم همه ذوقش را به قلم داد تا زیباترین کلمات را برای آمدنشان به خط کند
@aaleyasin
🌿"یا هو" ...
🔸جلسه با تلاوت سوره زیبای فتح آغاز شد ، سورهای که "نوید بخش پیروزی" "فتح و همت راسخ"مؤمنان است و طبق منویات رهبر حکیم انقلاب روحیه امیدوارانه و مقاومتی در جامعه ایجاد میکند
🔸 بعد از تنفس در هوای قرآن کریم زیارت امین الله را با هم زمزمه کردیم و بعد با مدح و منقبت خوانیِ خانم عشرتی عزیز از فضایل مولا علی "علیه السلام"
🕊کبوتر دلهایمان را راهی ایوان نجف کردیم و زیر لب قربان صدقه مولای مان میرفتیم
@aaleyasin
🌿"یا خَبیر "
در ادامه برنامه نوبت رسیده بود به مصاحبه با مهمان ویژه
زحمت مصاحبه و گفتگو را
به مجری توانمند و خوش ذوق
" خانم حاجی علی "سپردیم .
مجری کاربلد و خوش اندیشه ای که با حضورشان به مراسم ما یک عالمه صفا بخشیدند
خداوند خودشان و قلم لطیف شان را در مسیر خودش حفظ کند انشاءالله🤲🏻
روایت این گفتگوی صمیمی را به قلم ایشان بخوانید :
این شما و این هم یکی از خاکیترین آقازادههایی که تاکنون دیدهام. خانم «دکتر مهدیه شادمانی» که با قبول دعوت برای حضور در یک جمع غیر دانشجویی، از لزوم تبیین برای اقشار مختلف مردم، بر طبق وصیت پدر شهیدشان گفتند. ما امروز در حسینیهی آلیاسین پای صحبتهای دختر فرماندهای نشستیم که وقتی زینبوار و بدون بغض از مرام و منش پدرش میگفت؛ قند توی دلمان آب شد. من دلم طاقت نیاورد و گفتم: «خانم شادمانی من را ببخشید! غم شما خیلی بزرگ و مقدس است اما بگذارید بگویم خوشا به حال ما مردم که چنین فرماندهانی داشتیم و داریم! خوشا به حال ما که سردارانمان خودشان را سرباز وطن میدانند.»
شرح این گفت و گوی صمیمی را بهزودی خواهم نوشت اما همین قدر بگویم: «وای به حال ما اگر که ناامیدی و خستگی زمینمان بزند. برای ایستادن ما چه لالهها پر پر شدهاند... چه نخلها؛ بیسر...»
✍خانم حاجی علی
@aaleyasin
🌿"هو المصوّر"
💫بعد رسیدیم به تقدیر از دختران عزیز شهدا . نور چشمی هایی که با شهید عزیزشان مهمان مان شده بودند . نام هایشان توسط مجری خوانده شد . جمعشان که جمع شد یک به یک خودشان را معرفی کردند
بغض ها و لبخندهایی که با هم آمیخته میشد و این طعم شور شیرین هیچ وقت از زیر زبانمان گم نمیشود
هدیه ها سفره های قلمکاری اصفهان و کار دست بودند که علت انتخاب شان این بود:
🌹ظرافت و هنرمندی، هدیهای است که خدا روی تار و پود زن، نقش زده؛ شاید اگر قرار بود زن و دختری، ایران باشد، اصفهانش میشد و اگر قرار بود هنری باشد، قلمکاری پرنقش و نگار.
وجود شما، سفرهای است وسیع که مهربانیاش را برای ذرات عالم هم پهن میکند🌿
@aaleyasin
🌿"هو الصبور"
و اما هدیه بعدی دختران عزیز شهدا نامه هایی بود که از طرف پدر عزیزشان برایشان نوشته بودیم💌
قطعا که نگاه تک تک پدران روی نامه ها بوده و کلمات بدون اجازه آنها بر روی کاغذ ساکن نشده است!🩵
امیدواریم ماهم مثل کلمات خوشبختیِ نگاه شهدا را داشته باشیم🤲🏻
(پی نوشت : نامه های عزیزی که دقیقه ۹۰ نَه در وقت اضافه با تلاش های جانانه "حسنا جانِ صمدی زاده" و "مبینا امیرجانیِ عزیز" به مراسم رسیدند . اصلا قشنگی این کارها به دقیقه ی نود بودنشان است 😁
حالا هی بگویید چرا برنامه ریزی نمیکنید ، چکار کنم وقتی رزق ها آخرین لحظات میرسند✨
خستگی تان قبول حق! 🌹)
@aaleyasin
دخترکم
جانِ من .....
من اینجا هستم کنار تو، در تپشهای قلبِ تو؛ در لبخند پاک تو... من در آغوش گرم تو و در همهی لحظههایی که تنها به نظر میرسی،
جاری هستم.
با اتکا به وعدهی بلند خداوند متعال که فرمود: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا، بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون» یقین بدان که من در شجاعت تو زندهام،
در قطره قطرهی اشکهای تو برای مظلومان جهان...
دخترم یادت باشد که وقتی دنیا فریاد میزند: «ساکت باش!» تو باید صدای حق باشی و فریاد بزنی... وقتی دیپلماسی میگوید: «فراموش کن!» تو باید حافظ تاریخ باشی و
هرگز تن به خفت ندهی...
دخترم مسیر من و ما چراغ راه شما خواهد بود. در روزهایی که غبار فتنهها باعث میشود چشم، چشم را نبیند.
دخترم نگاهت را به جای پای من و به رد خون من بدوز و بدان که من در انتهای این مسیر روشن، چشم به راه تو هستم.
به قلم خانم حاجی علیِ عزیز
@aaleyasin