eitaa logo
آتشِ دل
111 دنبال‌کننده
18 عکس
7 ویدیو
9 فایل
دل‌مشغولی‌های یک طلبه در عصر انقلاب اسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻گفت‌وگو با دشمن 💠 از ۷۹ نامه‌ی کتاب شریف ، بیش از ۱۵ تای آن‌ها، یعنی تقریباً یک‌پنجم آن‌ها، به مکاتبات امیرالمؤمنین علیه السلام با معاویه مرتبط است که برخی از آن‌ها در جواب نامه‌های معاویه به نگارش درآمده است. با بررسی این نامه‌ها و دقت در فرازهای آن‌ها، به‌طور‌کلی می‌توان گفت که سیاق کلی تعابیر حضرت در سه دسته‌ی «دعوت»، «تهدید» و «دستور» قرار می گیرد. این دعوت نیز دقیقاً به مقتضای آیه‌ی شریفه‌ی «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (نحل|۱۲۵) ذیل سه دسته‌ی «حکمت»، «موعظه‌ی حسنه» و «جدال احسن» قابل دسته‌بندی است. 💠 در بخش مربوط به دعوت، حضرت تبیین می‌کنند. گاهی تناقضات کلام معاویه را به رخش می‌کشند، گاهی بی‌ربطی مسئله به او را در برخی ادعاهایی که از سوی وی مطرح می‌شود، اثبات می‌کنند، دلایل نامه‌نگاری‌های از سوی معاویه را افشا می‌کنند، دلایل پذیرش حکمیت را بیان می‌کنند و در خصوص فتنه‌ای که با قتل عثمان پدید آمد و سبب اغتشاشاتی در سطح جامعه شد، روشن‌گری می کنند. در کنار این مسائل، تذکر به مسائل اخروی و تذکر به مراعات تقوای الهی نیز با لسان موعظه از سوی ایشان ترک نمی‌شود. در برخی از فرازها نیز، بر اساس برخی از مسلمات، به اسکات خصم می‌پردازند. بحث از مقایسه‌ی حسب و نسب طرفین، بیان سوابق معاویه، بیان ویژگی‌های شخصی خود حضرت و عاقبت مواجهه‌ی اسلام با خویشاوندان معاویه در این بخش قابل‌توجه است. 💠 در بخش تهدیدات اما با ادبیاتی محکم و کوبنده، پاسخ تهدیدات معاویه داده شده است. در نامه‌ی ۲۸ در پاسخ به تهدید به شمشیر از سوی معاویه حضرت می‌فرمایند: «وَ ذَكَرْتَ أَنَّهُ لَيْسَ لِي وَ لِأَصْحَابِي عِنْدَكَ إِلَّا السَّيْفُ فَلَقَدْ أَضْحَكْتَ‏ بَعْدَ اسْتِعْبَارٍ مَتَى أَلْفَيْتَ‏ بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ عَنِ الْأَعْدَاءِ نَاكِلِينَ‏ وَ بِالسَّيْفِ مُخَوَّفِينَ- فَسَيَطْلُبُكَ مَنْ تَطْلُبُ وَ يَقْرُبُ مِنْكَ مَا تَسْتَبْعِدُ» یک کلام می‌فرمایند که حرف‌های خنده‌دار می‌زنی!! مهاجرین و انصار و تابعین آماده‌ی جنگ با تو هستند. 💠 نامه‌ی دهم اما پاسخی کوبنده‌تر و مختصر و مفیدتر را در خود در بردارد: «فَأَنَا أَبُو حَسَنٍ قَاتِلُ جَدِّكَ وَ أَخِيكَ وَ خَالِكَ شَدْخاً يَوْمَ بَدْرٍ وَ ذَلِكَ السَّيْفُ مَعِي وَ بِذَلِكَ الْقَلْبِ أَلْقَى عَدُوِّي مَا اسْتَبْدَلْتُ دِيناً وَ لَا اسْتَحْدَثْتُ نَبِيّاً وَ إِنِّي لَعَلَى الْمِنْهَاجِ‏ الَّذِي تَرَكْتُمُوهُ طَائِعِينَ وَ دَخَلْتُمْ فِيهِ مُكْرَهِين‏.» حضرت در این نامه بیان می‌کنند که چیزی در من تغییر نکرده، همان قلب و دین و اندیشه باقی است و همان شمشیری که پدربزرگ و برادر و دایی تو را با آن به درک واصل کردم، همراه من است. 💠 این مذاکرات و مکاتبات اما یک فراز دیگر نیز دارد. دستور و امر از بالا به پایین. خلیفه‌ی رسمی مسلمین حضرت علی علیه السلام است و لذا از همین موضع با معاویه که از ذیل این‌پرچم قرار‌گرفتن خروج کرده است، مواجه می‌شوند. در ابتدای زعامت، دستور به بیعت می‌دهند: «مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى مُعَاوِيَةَ بْنِ أَبِي سُفْيَانَ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ عَلِمْتَ إِعْذَارِي‏ فِيكُمْ وَ إِعْرَاضِي عَنْكُمْ حَتَّى كَانَ مَا لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا دَفْعَ لَهُ وَ الْحَدِيثُ طَوِيلٌ وَ الْكَلَامُ كَثِيرٌ وَ قَدْ أَدْبَرَ مَا أَدْبَرَ وَ أَقْبَلَ مَا أَقْبَلَ فَبَايِعْ مَنْ قِبَلَكَ‏ وَ أَقْبِلْ إِلَيَّ فِي وَفْدٍ مِنْ أَصْحَابِكَ وَ السَّلَام‏.» و در نامه‌ی ۱۷ و در رد درخواست حکومت شام از سوی معاویه، آن را قاطعاً رد می‌کنند و چیزی را که پیشتر حق او نبوده را حاضر نیستند به او بدهند: «وَ أَمَّا طَلَبُكَ إِلَيَّ الشَّامَ فَإِنِّي لَمْ أَكُنْ لِأُعْطِيَكَ الْيَوْمَ مَا مَنَعْتُكَ أَمْس‏.» 💠 آن‌چه روشن است، در این گفت‌و‌گوها و مذاکرات غیر مستقیم، ذره‌ای وادادگی احساس نمی‌شود. راه تعامل بسته نشده ولی این کار با دل‌و‌قلوه‌دادن و مودت‌ورزی نسبت به دشمن انجام نشده است. زبان این نامه‌ها محکم و صریح و حتی حاوی تهدید است ولی در عین حال از تعابیر ناشایست و اهانت نیز استفاده نشده است. ترکیبی از حلم و درایت و شجاعت و حق‌گرایی و آزاداندیشی در این عبارات موج می‌زند. تبلور عزت و حکمت و مصلحت را می‌توان در آن‌ها احساس کرد. ————————————- 🔰 پی‌نوشت: تفصیل این نکات به همراه شواهد آن از را در نوشتاری با عنوان «الحوار مع العدو» (گفت‌و‌گو با دشمن) چندی پیش نوشته‌ام. 🔅 @AatasheDel
🔸آیه‌ی دریا🔸 بخش اول (به مناسبت روز ملّی خلیج فارس) 🟢 درآمد 🌊 انقلاب اسلامی که با الهام‌گیری از اندیشه‌های نورانی حضرت امام خمینی رحمه الله شکل گرفت، نوع نگاه جدیدی را درباره‌ی نسبت دین و دنیا در پیش روی جهانیان قرار داد. «جوهر اصلی در مکتب امام بزرگوار ما، رابطه‌ی دین و دنیاست؛ ... اسلام، دنیا را وسیله‌ای در دست انسان برای رسیدن به کمال می‌داند. از نظر اسلام، دنیا مزرعه‌ی آخرت است. ... دین آمده است تا در این صحنه‌ی عظیم و در این عرصه‌ی متنوع، به مجموعه‌ی تلاش انسان شکل و جهت بدهد و آن را هدایت کند. ... دنیا هم بدون مهندسىِ دین و بدون دست خلاق و سازنده‌ی دین، دنیایی خواهد بود تهی از معنویت، تهی از حقیقت، تهی از محبت و تهی از روح. دنیا - یعنی محیط زندگی انسان - بدون دین، تبدیل می‌شود به قانون جنگل و محیط جنگلی و زندگی جنگلی.» (رهبر معظم انقلاب، ۱۴ خرداد ۱۳۸۴.) 🌊 راهی که ملت ایران در پیش دارد، راه آبادکردن دنیاست. علم را، دانایی را، اقتصاد را، سیاست را، زندگی فردی را، روابط اجتماعی را، برنامه‌های کلان جامعه را - که اجزاء گوناگون دنیاست - باید آباد کرد، پیش برد، رونق داد و آن‌ها را به شکوفایی رساند؛ و همه‌ی این‌ها در سایه‌ی دین تحقق پیدا خواهد کرد. امام این را به ما آموخت. 🌊 دولت جمهوری اسلامی ایران بر اساس اصل سوم قانون اساسی موظف است برای ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با كلیه مظاهر فساد و تباهی تلاش نماید. پیمودن این مسیر سبب پیشرفت توأمان مادی و معنوی و اخروی می‌گردد. 📌 ادامه دارد... 🔅 @AatasheDel
🔸آیه‌ی دریا🔸 بخش دوم (به مناسبت روز ملّی خلیج فارس) 🟢 نگاه آسمانی به دریا 🌊 در قرآن کریم، به مناسبت‌های مختلفی، به پدیده‌های متنوع مادی اشاره شده است. قرآن کتاب فیزیک و شیمی نیست که توقع فرمول‌بندی جزئی مواد را از آن داشته باشیم. قرآن کتاب زندگی است و برای ارائه‌ی روش درست زندگی و بندگی، علماً و عملاً، پدیده‌های مختلفی را تحلیل می‌کند. در هنگام مواجهه با پدیده‌های مادی، نگاه قرآنی از لایه‌ی ظاهری خارج و به غایت و عمق یک پدیده می‌نگرد. قرآن به همه‌ی موجودات عالم، نگاه آیه‌ای دارد. آیه، نشانه‌ای است که به حقیقت عالم راهنمایی می‌کند. تجربه‌ی پدیده‌های مختلفی در طول دوران زندگی، باید ضمن تأمین نیازهای مادی انسان، برای او رشد ایمانی و افزایش حکمت و افزایش بهره‌ی اندیشه و عقل را در پی داشته باشد. 🌊 یکی از این پدیده‌ها، است. قرآن و روایات، در مواجهه با دریا، افزون بر تمثیل و توجه به کاربردهای مادی و منافع آن در زندگی بشر، توجه به نکات دیگری را هم در خود دارد. به عنوان نمونه: «وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.» (سوره‌ی ۳۱، آیه‌ی۲۷.) «قُلْ لَوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا.» (سوره‌ی ۱۸، آیه‌ی ۱۰۹.) خداوند در این دو آیه، برای توجه به عظمت کلمات الهی، دریا را مثال می‌زند. 🌊 «أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُمْ مِنْ آيَاتِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ.» (سوره‌ی ۳۱، آیه‌ی ۳۱.) این آیه جریان کشتی در دریاها را نعمت الهی می‌داند. «اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.» (سوره‌ی ۴۵، آیه‌ی ۱۲.) این آیه نیز شکر پس از توجه به این نعمت را گوشزد می‌نماید. «وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.» (سوره‌ی ۱۶، آیه‌ی ۱۴.) این آیه نیز به کاربردهای دریا اشاره می‌کند، ولی با توجه به سبب اصلی ایجاد آن. 🌊 در روایت زیبایی از امام صادق علیه‌السلام که در کتاب توحید مفضل آمده است نیز می‌خوانیم: «فَإِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْرِفَ سَعَةَ حِكْمَةِ الْخَالِقِ وَ قِصَرَ عِلْمِ الْمَخْلُوقِينَ فَانْظُرْ إِلَى مَا فِي الْبِحَارِ مِنْ ضُرُوبِ السَّمَكِ وَ دَوَابِّ الْمَاءِ وَ الْأَصْدَافِ وَ الْأَصْنَافِ الَّتِي لَا تُحْصَى وَ لَا تُعْرَفُ مَنَافِعُهَا إِلَّا الشَّيْ‏ءُ بَعْدَ الشَّيْ‏ءِ يُدْرِكُهُ النَّاسُ بِأَسْبَابٍ تُحْدَثُ‏.» این روایت بیان می‌دارد که اگر می‌خواهی وسعت حکمت خالق و اندکی علم مخلوق‌ها را بفهمی، به آن‌چه در دریاهاست بنگر؛ انواع ماهی‌ها و جنبدگان دریایی و صدف‌ها و موجوداتی که قابل شمارش نیست و به تدریج برای مردم آشکار می‌شود. این روایت به خوبی، آن‌چه که لازم است انسان از دریا به لحاظ معرفتی کسب کند را گوشزد می‌کند. 🟢 دریا و ساحل در کشور ما ما در کشورمان، برای مدیریت ساحل و دریا، مسئله‌هایی از این دست را مطرح کرده‌ایم: 🔅با عنوان سالم‌سازی و طرح دریا، به محدوده‌های ایمن برای شنا پرداختیم. 🔅 با نظایر همان عنوان، به مسئله‌ی بدحجابی و بی‌حجابی و اختلاط و مفاسدی از این قبیل در سواحل پرداختیم. 🔅 به مسئله‌ی دریاخواری برخی نهادها هم ورود کرده‌ایم و سواحل را آزادسازی کرده‌ایم. 🔅 کسب‌وکارهایی را هم پیرامون دریاها مجوزدهی و ساماندهی کرده‌‌ایم؛ امور تفریحی و سرگرمی و مسائلی نظیر تأمین غذا و رستوران و نظایر آن. 📌 ادامه دارد... 🔅 @AatasheDel
🔸آیه‌ی دریا🔸 بخش سوم (به مناسبت روز ملّی خلیج فارس) 🟢 امّا... 🌊 ما تا به حال به ، آن‌طور که شایسته است توجه نکرده‌ایم. ما تلاش نکرده‌ایم بهره‌های متنوعمان از دریا و ساحل را برای افزایش ایمان عموم مردم به کار ببندیم. که اگر این‌گونه می‌خواستیم، باید طور دیگری عمل می‌کردیم. ✔️ ما شنا را برای درمان، تفریح و حداکثر آرامش روانی و آن هم با تقریر جسمی از روح و روان در نظر گرفتیم؛ ✔️ ما دریا را برای صید ماهی و میگو و امثال آن و صید وسایلی زینتی و نظایر آن در نظر گرفتیم؛ ✔️ ما دریا را برای توسعه‌ی صنعت بازی‌های آبی غالباً گران‌قیمت در نظر گرفتیم؛ ✔️ ما دریا را برای تجارت و بازرگانی ارزان‌قیمت از نظر هزینهی جابه‌جایی در نظر گرفتیم؛ ✔️ ما حتی دریا را برای رزمایش اقتدار و حفظ امنیت کشور جدی گرفتیم؛ ولی آن‌چه را که باید به عنوان یک هویت ایمانی که به دنبال تمدن‌سازی است، جدی نگرفته‌‌ایم. ما دریا را به عنوان پدیده‌ای بی‌نظیر که کوچکی مخلوق و عظمت خالق را فرهنگ‌سازی کند، جدی نگرفته‌ایم؛ و باید جدی بگیریم. 🌊 قطعاً می‌توان در عین حفظ نشاط و شادابی و لذت‌های حلال، مردمی را که به دریا و ساحل می‌روند، پله‌پله تا ملاقات خدا پیش ببریم. و همین بود جوهره‌ی انقلاب اسلامی این مردم. 🟢 چند ایده‌ی اولیه 🔻مثلاً یک کارگروهی، جمعی، عاقله‌ای، نه از مسئولین سرشلوغ که یک جلسه هم به تعداد جلساتشان بیفزاییم، بلکه از کارشناسان امین و متعهد و متدینی در امور مختلفی هم چون جامعه‌شناسی و روان‌شناسی و اقتصاد و گردشگری و هر آن‌چه لازم است و البته با حضور دین‌شناسان آگاه به میدان و عمیق در معارف، طراحی کنیم و آن‌ها را برای ارائه ی راهکارهای عملیاتی حمایت کنیم. 🔻مثلاً فکر کنیم چه‌گونه مواجهه‌ی مردم را با خود دریا گسترش بدهیم. بهره‌ی ایشان را به بیش از از نگاه به دریا و نوش‌جان کردن جوجه‌کباب در کنار آن ارتقا دهیم. 🔻مثلاً تسهیل کنیم در آب رفتن را و عمق دریا و ویژگی‌های دیگر دریا را فهمیدن را. با ابتکارهای جدید و آسان و کم‌هزینه. کاری کنیم مردم دریا را لمس کنند. 🔻مثلاً تسهیل کنیم دیدن از نزدیک تنوعات ماهیان و صدف‌ها و موجودات آبی را. این چیزها حتماً موزه رفتن و فلان اوشن‌پارک رفتن نمی‌خواهد. می‌شود کارهای کوچک اثرگذار تعریف کرد که همه‌ی مردم امکان بهره‌مندی داشته باشند. 🔻مثلاً گروه‌های روایت دریا راه بیندازیم. دریا را با نگاه آیه‌ای، با حکمت، با ژرف‌اندیشی، برای مردم تبیین کنیم. لطفاً لطفاً لطفاً از کلیشه‌ها خارج شویم! حرفم سخنرانی‌کردن یا مثل همراه یک تور گردشگری حرف‌زدن نیست. باید فکر کنیم و خلاقیت به خرج بدهیم که هم جذاب باشد، هم پر از محتوا. لازم نیست حتماً طلبه یا دانشجوی معارف باشند، ولی معارف الهی دین را بفهمند و بفهمانند. 🔘 خلاصه آن‌که کاری کنیم که مردم وقتی به ساحل می‌روند با کوه‌رفتن و بیابان‌رفتنشان تفاوت کند. کباب‌زدن که همه‌جا امکانش هست! دریا نباید فرقی داشته باشد؟! دریای ایران اسلامی نباید تفاوتی با دریای غیرمسلمانان داشته باشد؟! 🌊 امکان بسط این ایده‌ها هم وجود دارد. اگر کارگروه پیشنهادی با قوت شکل بگیرد، به عنوان کارویژه‌ی آن، می‌توان تفصیل عملیاتی این مسائل را از ایشان مطالبه کرد. به امید روزی که حداکثر بهره‌های مادی و معنوی حلال را از آیات الهی داشته باشیم و در زمره‌ی شاکران قرار بگیریم. ان شاء الله. 🔅 @AatasheDel
🌊 آیه‌ی دریا🌊 (به مناسبت روز ملّی خلیج فارس) ✍️ بخشی از متن: قرآن و روایات، در مواجهه با دریا، افزون بر تمثیل و توجه به کاربردهای مادی و منافع آن در زندگی بشر، توجه به نکات دیگری را هم در خود دارد. ما در کشورمان، برای مدیریت ساحل و دریا، مسئله‌هایی را مطرح کرده‌ایم، اما... ما تا به حال به ، آن‌طور که شایسته است توجه نکرده‌ایم. ما تلاش نکرده‌ایم بهره‌های متنوعمان از دریا و ساحل را برای افزایش ایمان عموم مردم به کار ببندیم. که اگر این‌گونه می‌خواستیم، باید طور دیگری عمل می‌کردیم. یادداشت سه‌بخشی «آیه‌ی دریا» را در این‌جا بخوانید: آیه‌‌ی دریا - بخش اول آیه‌‌ی دریا - بخش دوم آیه‌‌ی دریا - بخش سوم 🔅 @AatasheDel
🔻منزل اوّل: یَقظه🔻 🌱 با صدور پیام رهبر معظم انقلاب به همایش بین‌المللی یک‌صدمین سال‌گشت بازتأسیس حوزه‌ی علمیه‌ی قم، به زودی شاهد انبوهی از تحلیل های جزئی و کلی و برگزاری نشست‌ها و رویدادها و همایش‌ها و نمایش‌هایی خواهیم بود که به این پیام خواهند پرداخت. هم‌چنانی که چه در موارد مشابه گذشته، این امر مسبوق به سابقه است و در مورد همین پیام نیز با اعلام خبر آن از چند روز قبل، موجی از استقبال‌ها را شاهد بودیم. سخن در فایده‌مندی این کارها یا عدم آن نیست. 🌱 می‌توان عبارات مختلف این پیام را برجسته کرد و با آن به جدال یک‌دیگر رفت. حساب غیرانقلابی‌ها که نَشُسته پاک است، روی سخن با انقلابیون حوزوی است. فلسفه‌خوان‌ها می‌توانند به جدال مخالفان فلسفه‌ورزی بروند و تصریحات شش‌باره‌ی رهبری در این پیام را بر سر ایشان بکوبند. چنان‌که امتدادی‌های فلسفه‌خوان، با تأکید دوباره‌ی رهبری، می‌توانند سراغ غیرامتدادی‌ها بروند. اهل‌تبلیغ می‌توانند اهمیت تبلیغ و بلاغ مبین را سرِ دست بگیرند و به اهل‌ِعلمِ دور از تبلیغ بتازند. تمدنی‌ها هم می توانند تتبعی‌ها را سرزنش کنند و خودشان را اهل و مخاطب «برجسته‌ترین انتظار» از حوزه‌ها بدانند. منادیان ضرورت جامعیت فقیه نیز می‌توانند جزئی‌نگرها و متمایلان به برخی تخصص‌ها را متهم نمایند و مدیران نوآور حوزه هم خود را در مسیر منویات رهبری نسبت به حوزه خواهند دانست و از برخی‌ها که مانع این تحولات هستند، گله خواهند کرد. این بحث‌ها در جای خود مفید و لازم است، ولی پیش از آن‌ها، باید به نکته‌ی دیگری توجه کرد. 🌱 فارغ از متن پیام که متن فاخری است و یک جمع‌بندی منظم از مطالبات سابق رهبری در آن است و به شهادتِ «نمی‌تواند»ها و «نپرداخته»‌ها و «دیده نمی‌شود»های پیش‌تر تذکر داده‌شده‌ی درون متن، گلایه‌مند است ولی واقعیت‌ها و رشدها را می‌بیند، آن را «حوزه‌ی موفّق»ی می‌داند، «زنده و بالنده» بودن آن را اثبات می‌کند و به آینده‌ی آن به‌عنوان «حوزه‌ای پیشرو و سرآمد» امیدوار است، یک فرامتن مهمی هم وجود دارد که باید همه‌ی ما حوزویان از خودمان بپرسیم و برای آن پاسخی دست‌وپا کنیم. 🌱 ما جایگاه حوزه را در نقشه‌ی کلی شریعت الهی و اقامه‌ی آن و جامعه‌پردازی توحیدی که مأموریت انبیای الهی بوده است، کجا می‌دانیم؟ و چه‌طور می‌شود که یک فردی، حوزه را در جایگاه خود، آن‌طور که رهبری تصویر می‌کنند و به‌تبع آن تجویزهایی برای «پیشرو و سرآمد»شدن آن دارند، تصویری غیرمقلدانه کند؟ به نظر می‌رسد که «در موقف رهبری و مبارزه‌ی جهانی قرارگرفتن» ایشان، فهم ویژه‌ای پدید آورده است. این فهم لزوماً با تصویر بسیاری از بزرگان عزیز انقلابی حوزه، منافاتی ندارد، ولی به دلیل واقعی‌تربودن و روی‌زمین بودن و شامل‌تر نگریستن، چندین گام جلوتر است. 🌱 صریح‌تر بگویم. اگر از ما به عنوان کسانی که حوزه را می‌شناسیم، می‌خواستند که پیامی برای این همایش بنویسیم، به چه نقاطی اشاره می کردیم؟ اگر نسبت پیام ما با پیامی که رهبری صادر کردند، هر نسبتی غیر از تساوی است، به این پرسش باید پاسخ بدهیم که چرا این تفاوتِ نسبت وجود دارد. خدای ناکرده قصدم این نیست که با این کار منکر فضل و کمالات بی‌نظیر حضرت ایشان باشم که مانند روز روشن است، بلکه لبّ حرف آن است که تفاوت‌های اساسی در نگاه به حوزه و طلاب، اگر وجود دارد، بینی و بین‌الله بررسی کنیم که دلیل آن چیست؟ 🌱 پاسخ روشن به این سؤال، سبب بیداری است. این یقظه، گام نخست برای سلوک به سمت تحقق «حوزه‌ی پیشرو و سرآمد» خواهد بود. ان شاء الله. 🔅 @AatasheDel
✳️ فقیه چندبُعدی 💠 سال‌های طلبگی، تجربه‌های گران‌بهایی برایم به ارمغان آورده است. دیدن شخصیت‌های ارزشمند و تعامل با معارفی ناب و عزیز، دو گوهر کم‌یاب یا نایاب در دیگر وادی‌هاست. یکی از نکات مهمی که در این سال‌ها فهمیده‌ام آن است که افراد، به‌تبع مدارس فکری‌ای که در فضای فکری و فرهنگی آن زیست می‌کنند، سبک‌های مختلفی دارند و در نسبت با مطلوب در سطوح متفاوتی قرار می‌گیرند. بنا نیست به‌راحتی هر جریانی که مورد پسند ذائقه‌ی ما نبود، طرد شوند، ولی با یک شاخصه ی مهم، می‌توان نسبت به آن‌ها قضاوت کرد و ارزیابی داشت. 💠 «جامعیت» یکی از شاخص‌های مهم مدارس علمی در نهادی علم‌پایه مانند حوزه است. علوم حوزوی شاخه‌های مختلفی دارد. برای رسیدن به یک گزاره‌ی معتبر که بتوان آن را به اسلام و شریعت نسبت داد و برای آن حجت داشت، باید ابزارهای دانشی زیادی را کسب کرد. (این‌ها جدای از ابزارهای مهم غیردانشی‌ای است که به دلیل آن‌که موضوع این یادداشت نیست، به آن نمی‌پردازم.) جمعی از دانش‌های فقه، اصول، حدیث، تفسیر، فلسفه، عرفان، رجال، ادبیات و تاریخ لازم است تا یک فهم معتبر پدید بیاید. شاید بتوان این فهرست را تکمیل‌تر نمود. 💠 رهبر انقلاب در منشور حوزه‌ی پیشرو و سرآمد، به این مهم تذکر می‌دهند: «الزام مهم برای دست‌یافتن به این خصوصیّات، اوّلاً آشنایی فقیه با همه‌ی ابعاد و معارف دینی در همه‌ی زمینه‌ها، و ثانیاً آشنایی مناسب با یافته‌های امروز بشر در عرصه‌ی علوم‌انسانی و دانش‌های مرتبط با زندگی انسان است. باید پذیرفت که ذخیره‌ی انباشته‌ی علم در حوزه این ظرفیّت را دارد که طلبه را به این حدّ از توانایی‌های علمی برساند، مشروط بر اینکه برخی نکته‌ها در شیوه‌ی کار کنونی با چشم باز دیده و با دست توانا علاج شود.» 💠 آن‌چه که در واقعیت مدارس فکری کنونی حوزه دیده می‌شود، برجسته‌شدن برخی از ابعاد نسبت به دیگری است. گروهی همت اصلی‌شان فقه است، برخی دیگر اصول را پروبال می‌دهند. برخی که علوم عقلی برایشان برجسته‌تر است، رنگ فقه و اصولشان کم است. برخی حدیث را پر رنگ می‌کنند و دانش‌های عقلی را تا سر حد کفر طرد می‌کنند. برخی عرفان را جدی‌تر می‌گیرند و برخی نیز تفسیر را. وزن‌های مختلف این دانش‌ها در جای‌گشت‌های مختلف، رنگ آن مکتب و مدرسه را مشخص می‌کند. 💠 ممکن است مجموعه‌ای این جامعیت را بپذیرد، ولی در عمل برای تحقق آن کاستی داشته باشد. این امری قابل پذیرش است. ولی اگر مجموعه‌ای مبنائاً این جامعیت را قبول نداشت و جدی نگرفت، نمی‌توان به آن اعتماد کرد. گزاره‌های نهایی آن مجموعه‌ی علمی، نصاب کافی برای انتساب به شریعت را نخواهد داشت. 💠 رهبر انقلاب، در منشور حوزه‌ی پیشرو و سرآمد، تدارک این مهم را از متولیان حوزه طلب می‌کنند: «برنامه‌های درسی حوزه به‌گونه‌ای نوشته شود که فقه روشن‌بین و پاسخگو و به‌روز، و البتّه فنّی و متّکی به شیوه‌ی اجتهادی، همراه با فلسفه‌ی روشن و دارای امتداد اجتماعی و صاحب‌نظر در شاکله‌ی زندگی جامعه، در کنار دانش کلام رسا و استوار و دارای قدرت اقناع، به وسیله‌ی استادان ماهر تدریس شود و این هر سه در پرتو فهم قرآن و درس‌های تفسیر، جلا و نورانیّت و عمق یابد.» بدیهی است که ایشان در مقام فهرست همه‌ی نیازمندی‌های دانشی نبوده‌اند و به رشته‌های اصلی و اساسی و کلان اشاره کرده‌اند. در کنار هم قراردادن فقه و فلسفه و تفسیر و کلام، همان معنایی که از جامعیت به دنبال آن هستیم را می‌رساند. 🔰 پی‌نوشت: فصل انتخاب مدارس تخصصی حوزه‌ی علمیه در سطوح مختلف است. آن‌چه عرض شد، می‌تواند شاخصه‌ی خوبی برای انتخاب میان مدارس مختلف موجود برای یک طلبه‌ی فاضل انقلابی باشد. 🔅 @AatasheDel
🟩 سفر تبلیغی یک مرجع تقلید 🔹 چندی پیش در همایشی در عراق، با حضور جمعیتی غالباً حوزوی، داشتم مقاله‌ام را که در آن همایش پذیرفته شده بود، ارائه می‌کردم. موضوع بحثم درباره‌ی یکی از ادعیه و زیارات بود و داشتم نشان می‌دادم که امام معصوم، از عقاید و بحث‌هایی فردی و فکری و اخلاقی شروع می‌کند و کار را به ساحت اجتماعی و سیاسی می‌کشاند؛ این کار را هم در عین رعایت تقیه در آن عصر انجام داده است. در پایان ارائه هم، با دعا برای پیروزی فلسطین و نابودی بزرگ‌ترینِ ظالمان جهان، رژیم صهیونیستی و آمریکا سخنم را به پایان رساندم. 🔹 بعد از جلسه، هر چند برخی از طلاب آفریقایی در حال تحصیل در نجف آمدند و استقبال کردند و عکس یادگاری گرفتیم، ولی یک طلبه‌ی جوان از خود عراق آمد و دو پرسش مطرح کرد. یکی این‌که چرا شما تعبیر اکابر ظالمین را برای اسرائیل و آمریکا به کار بردید، در حالی که اکابر ظالمین فلانی و بهمانی در تاریخ اسلام هستند. گفتم خب، مصداق امروزی آن چه می‌شود؟ گفت باز هم همان! سؤال دومش هم این بود که چرا در بحث دینی، پای سیاست را به میان آورده‌اید؟ این‌ها ربطی به هم ندارند. اندکی بحث کردیم و سپس جدا شدیم. بماند که بعداً شنیدم که عده‌ای از مشایخ گفته بودند که چرا فلانی برای غزه‌ای‌های ناصبی دعا کرده است!!! 🔸 غرض از نقل این خاطره این است که می‌خواهم بگویم حوزه‌ی نجف امروز، نسبت به تقریر انقلابی و سیاسی ما از اسلام ناب، موضع دارد. شاید بگویید خب حوزه‌ی قم هم کمابیش همین‌طور است، ولی پاسخش آن است که حتی اگر این گزاره را درباره‌ی قم بپذیریم، فاصله‌ی این دو بسیار معنادار است. دلیل اثبات این گزاره درباره‌ی نجف هم البته همین یک خاطره‌ی منِ نوعی نیست! افزون بر این، فلسفه و عرفان نیز در حوزه‌ی نجف، کم‌فروغ است. سخن در این‌باره بسیار است. بگذریم. 🔹 در این فضای خاص، سفر حضرت آیت‌الله جوادی آملی به نجف و سخنرانی ایشان در جمع پرشور طلاب در دارالعلم آیت‌الله خوئی، رویداد کم‌سابقه‌ای بود. گذشته از برخی تعابیر ناشایست از سوی عده‌ای نادان، درباره‌ی حضور این حکیم الهی و فقیه توانا در حرم مطهر امیرالمؤمنین علیه‌السلام و دیدار با مرجع عالی‌قدر، حضرت آیت الله سیستانی و اهدای دوره‌ی هشتاد جلدی تفسیر تسنیم به ایشان، آن‌طور که باید و شاید استقبال نشد. سخنرانی ایشان در جمع طلاب نجف، اقتضا می‌کرد که از سوی اساتید انقلابی حوزه، استقبال بیش‌تری از آن صورت بگیرد. اما این کار انجام نشده است. این سفر تبلیغی معظم‌له، در صورت پرداخت مناسب و تبیین ابعاد آن و نشر آن در فضای ایران و عراق، می‌تواند ثمرات بیش‌تری داشته باشد. 🔹 ایشان در جمع طلاب، پس از بحث از جایگاه علم و عالم و کیفیت پرداختن به آن، در فراز آخر بحثشان، اهتمام حوزه و طلبه‌ها به رفع «جهل علمی، جهالت عملی و جاهلیت نظامی(ساختار اجتماعی)» را ذیل مأموریت امامت خواستار شدند و تأکید کردند که هر چند دو امر اول، مهم است، اما سومی اهم از آن دو است. 🔹 ایشان فرمودند: «اگر جامعه به طرف علم برود و از جهل جدا شود واجب هست اما هنر نکرده است. جامعه اگرچه به طرف عقل برود و از جهالت نجات پیدا کند، هنر نکرده. جامعه الا و لابد بعد از عالِم‌شدن، و بعد از عاقل‌شدن باید تمام تلاش و کوششش را بکند که نظام اسلامی داشته باشد تا - از جاهلیت یعنی جاهلیت – از جاهلیت نجات پیدا کند.» سپس ایشان با اشاره به روایت مشهور «مرگ جاهلی در صورت نشناختن امام زمان» به تبیین معنای روایت با آن‌چه پیش‌تر بیان کرده بودند، پرداختند. 🔸هرچند در اندک بروزهای رسانه‌ای، سلام ایشان به «آیة الله العظمی الخمینی والخامنئی» در انتهای سخنرانی‌شان مورد توجه قرار گرفت، که در نوع خود هم اقدامی جالب و مهم و خلاف متعارف است، اما آن‌چه که ایشان به طلاب حوزه‌ی نجف تذکر دادند، نکته‌ی مهمی بود. از جهاتی می‌توان این معنا را عبارتٌ اخرای همان تعریف مأموریت «تحقّق دین» یا «اقامه‌ی دین بتمامه» رهبر انقلاب برای نهاد حوزه و روحانیت دانست که تفسیر و تفصیل آن را چندی پیش در منشور به رشته‌ی تحریر درآورده‌اند. 🔻بعد التحریر: از یکی از طلاب ایرانی مقیم نجف پرسیدم واکنش طلاب به سفر و سخنرانی آیت‌الله جوادی آملی و مشخصاً دو نکته‌ی ذکر شده در متن بالا چه بود؟ سعی کرد آن بحث نظام اسلامی را به تأویل ببرد که خیلی معنای محصلی نداشته باشد و آن سلام بر خمینی و خامنه‌ای را هم سهو لسان ایشان دانست که می‌خواست بگوید خویی، شد خمینی و خامنه‌ای! صوت سخنرانی ایشان موجود است. خودتان قضاوت کنید. 🔅 @AatasheDel
✳️ مأموریّت 💠اوّل💠 🔹مأمور بود. - پدر جان! به آن‌چه مأموری عمل کن؛ اگر او بخواهد مرا صبور خواهی یافت. این چه دستوری است؟... از او چه می‌خواهد؟... رؤیای شبِ اول، دو شبِ بعد هم تکرار شد و این یعنی... سال‌ها منتظر این فرزند بود و آرزویش در کهن‌سالی برآورده شد ولی الآن... همانی که عطایش کرده دستور داده... ... فرمان قطعی است. 🔹با پسرک در میان گذاشته و او نیز تسلیم است... هر دو مسلم‌اند. با هم به قربان‌گاه می‌روند... به مِنا... امتحان بزرگی در پیش است. 🔹شیطان که قبلاً مادر و فرزند را وسوسه می‌کرد و به نتیجه نرسید، سراغ پدر می‌آید... ولی پدر مصمم است... مأمور است... با سنگ شیطان را از خود می‌راند... یک‌بار... دوبار... بار سوم کار را تمام می‌کند و دست رد بر سینه‌ی آن ملعون می‌زند. 🔹گام‌به‌گام به لحظه‌ی نهایی نزدیک می‌شوند. - پدر جان! دست و پایم را محکم ببند و چاقو را نیز تیز کن تا مانعی بر سر کار نباشد. هم‌دیگر را در آغوش می‌گیرند... اشکِ شوقِ اطاعتِ محبوب... دیدنی است. 🔹- پدر جان! پیراهنم را از تنم بیرون کن تا مادر با لباسِ خونیِ فرزند، عنانِ صبر از کف ندهد و این پیراهن را اگر مانعی ندیدی به او برسان تا بوی فرزند تسکینش دهد. صورتش را بر خاک می‌نهد(وَ تَلَّهُ لِلجَبین)... لحظه‌ی موعود فرا رسیده است... 🔹...چاقو را می‌فشارد...نمی‌بُرد... می‌گوید: بِبُر... ولی خدا می‌گوید نَبُر... و چاقو گوش‌به‌فرمان خداست... ✅ مأموریت موفقیت آمیز بود. ... و فَدَیناهُ بِذِبحٍ عَظیمٍ. ┅••=✧؛❁؛✧=••┅ 💠دوم💠 🔸مأمور شد. - ابلاغ کن آن‌چه بر تو نازل شده است وگرنه رسالتت را به پایان نرساندی. این چه مأموریتی است که با تمامی مأموریت‌های قبلی برابری می‌کند؟... مقدماتش را از قبل فراهم کرده بود. 🔸سال آخر عمر شریفش بود... این را همه می‌دانستند... اولین باری بود که اعلان حج می‌داد...اکثر مردم همراهی‌اش می‌کردند... علی(علیه السلام) با ۱۲ هزار نفر از یمن وارد مکه شد...تقریباً ۱۲۰ هزار نفر مسلمان تجمع کردند. دستورات مربوط به واجبات و محرمات و مستحبات حج را با جزئیات تشریح کرد و به مردم تعلیم داد. عَرَفات... مَشعَر... مِنا... رَمیِ جَمَرات... تقصیر و حَلق و... 🔸مأموریت قبلی ابراهیم(علیه السلام) را یادآوری می‌کرد و این نکته را که یاد آن مأموریت باید همیشه جاودان بماند. ایام حج که به پایان رسید، دستوری عجیب داد: «همگان جز معلولین از مکه خارج شوند.» 🔸قبل از آن‌که عده ای از کاروانیان به یمین و عده‌ای به یسار بروند، امر فرمود تا در آبگیر غدیر منزل کنند و اندکی صبر کنند تا پیش‌رفتگان بازگردند و دیگران برسند. مقداد و سلمان و دیگران، زمین اطراف تک‌درختی را که حضرتش دستور داده بود کسی به آن‌جا نرود، از خار و خاشاک پاک کردند و از سنگ و جهاز شتران جایگاهی فراهم آوردند. نماز ظهر را در گرمای سوزان غدیر خم به جای آوردند و سپس حضرت پیغمبر و علی(علیهماالسلام) به بالای جایگاه رفتند. 🔸ابتدا از مردم تصدیق گرفت و سپس علی(علیه السلام) را از جا بلند کرد و فرمود: «هر کس را که من مولا و سرپرست اویم، اینک این علی، مولا و سرپرست اوست.» علی، علیه‌السلام، امیرالمؤمنین شد! 🔸مأموریت انجام شد...ابلاغ را انجام داد و فرمود که حاضران به غایبان برسانند. سه روز در غدیر منزل داشتند تا این که همگان به حضرتش و امیرالمؤمنین علی(عليهماالسلام) تبریک گفتند... آن‌هایی زودتر بیعت کردند که زودتر... ...خار در چشم و استخوان در گلویش کردند. ✅ مأموریت دیگری به پایان رسید. ┅••=✧؛❁؛✧=••┅ 💠سوم💠 🔻مأموریت دیگری در راه است. ... آن‌هایی که «بیعت» کرده بودند، شکستند... ... آن‌هایی که «صلح» کرده بودند، زیر پایش گذاشتند... ...از «اسلام» جز «نام» چیزی نمانده بود. ...مأموریت پیدا کرده بود تا... ... و فَدَیناهُ بِذِبحٍ عَظیمٍ. ✅ مأموریت‌ها ادامه دارند... 🔅 @AatasheDel
🔴 گاه جنگ است...آهنگران بخوان: ای لشکر صاحب‌زمان آماده باش! 🔥 ناقوس جنگ به صدا در آمده است. جنگی که بود و شاید برای ما پیدا نبود، اما دیگر صحنه روشنِ روشن است. هیچ‌کس تقلیلش ندهد... جنگ است؛ و جنگ جزئی از زندگی انسانِ به‌دنبالِ حق است. 🔥 اصلاً اگر جنگ نشود باید شک کرد. اگر حق، حق باشد و باطل باطل، باید یک‌جایی این ماجرا به برخورد برسد. باید مؤمنان و منافقان هم از یک‌دیگر جدا شوند. قصه‌ی جنگ احزاب را نخوانده‌ای؟!... مؤمنان ندا می‌دهند: «هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ.» یعنی آخرش همین تقابلِ سخت خواهد بود. 🔥 مگر می‌شود حق باشی و باطل نخواهد با تو بجنگد؟! هیهات! یا محکم و مردانه پای حق می‌مانی و می‌جنگی که یا شهید می‌شوی یا پیروز و شاهدی برای عالم که «إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ» است و یا امان‌نامه‌ی ذلت شمر زمانه را می‌پذیری که از شیر مادر در کام ما، چیزی غیر از این را ریخته‌اند: «هَیهاتَ منَّا الذِّلَّة». 🔥 البته که این مسیر تلخ‌کامی و رنج دارد. اصلاً در این سیاره‌ی رنج، مگر می‌شود دست‌یابی به گنجِ بی‌رنج؟! «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ» چه می‌شود؟ فقدان دارد. جان‌به‌لب‌رسیدن دارد. ابتلا دارد و زلزال شدید دارد. «بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ» را نخوانده‌ای؟!... 🔥 باید تصمیم بگیریم. در جبهه‌ی رسول الله هستیم و امت آخرالزمان یا نه؟... آن‌ها عهد می‌بندند و صادقانه می‌ایستند. از زمره‌ی «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ» می‌خواهیم باشیم یا نه؟... 🔥 یک پاسخ دارد: چشمانمان را باز کنیم. واقعیت «شروع جنگ» را باور کنیم. محکم و استوار باشیم چون کوه. پدرکشتگی و خشم و کینه‌مان را خرج خروش حیدری‌مان کنیم و بدانیم «أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ.» 🔥 این، جنگ ایمان و کفر است. پیروزی در آن هم با تکیه بر «خودِ خدا» است. همه‌ی امکانات نظامی ما، از باب امتثال امر ربّ عالم است که فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ». اما باید باور کنیم که «لا مؤثّر في الوجود الا الله». از عمق جان و از صمیم قلب. 🔥 در این صورت است که «جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» که برای «الله» هستند، به یاری ما خواهند آمد. اصلاً آن وقت است که شاید «كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ». 🔥 نتیجه‌ی این پایداری روشن است: «وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَئُوهَا». ولی تا پیش از آن، وظیفه یک چیز بیش‌تر نیست: آمادگی برای برای جنگی که بر ما تحمیل شده است. «قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ.» هیچ هم نباید شل گرفت. محکم و استوار تا «وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً». 🔥برای همین است که باید مارشِ جنگ زد. باید همه‌چیز را آماده کرد. باید ندای آمادگی را در هر کوی‌وبرزن به صدا در آورد. باید برای آن‌که «وطنم» «شکوه پابرجا باشد»، نغمه‌ی «آماده‌باش» «لشکر صاحب‌زمان» را آهنگران‌ها بلند و فاش بخوانند: ای لشکر صاحب‌زمان آماده باش بهر نبردی بی‌امان آماده باش 🇮🇷 @AatasheDel
❇️ قاعده‌ی پیروزی پیامبران (پیشنهادی برای خط محتوایی تبلیغ ماه محرم) 💠 ما انقلاب اسلامی را در امتداد مسیر انبیا و ائمه می‌دانیم. البته نه این‌که به خودمان مغرور شویم و با این انتساب، بی‌عملی را پیشه کنیم، بلکه به حضور در این سلسله افتخار می‌کنیم و از آن توان و توشه می‌گیریم که بی‌ریشه نیستیم. 💠 یک سؤالی را که می‌توان پرسید این است که آیا پیامبران، فارغ از این‌که خط کلی ایشان پیروز عالَم بوده و تا به امروز رسیده است، آیا در همان مقطع و دوران نبوتشان، پیروز شده‌اند؟ 💠 بررسی تفصیلی این پرسش، مطالعه‌ی کتاب‌ها می‌خواهد، ولی اعتماد به یک شریعت‌شناس حکیم، کار را آسان می‌کند. استاد سید علی خامنه‌ای در مهر سال ۱۳۵۳ و در مشهد، این پرسش را این‌طور پاسخ می‌گوید: 💠 «آیا انبیای الهی مجموعاً موفق شدند یا ناکام شدند؟ می‌گوییم مجموعاً موفق شدند، همه‌ی انبیا. به دلیل این‌که می‌خواستند بشر را بالا بیاورند و بالا آوردند. انبیا در مجموع موفق شدند و کامیاب شدند، ناکام نشدند. و اما هر دانه­‌دانه از پیغمبران، یعنی هر تک‌­تک از نهضت‌های انقلابیِ الهی و توحیدی، آیا آن‌ها موفق شدند یا نه؟ می‌گوییم این‌جا یک قاعده‌ی کلی وجود دارد. قاعده‌ی کلی این است که هر کدامی دارای ایمان و صبرِ کافی بودند، موفق شدند، هر کدامی دارای ایمان و صبر کافی نبودند، موفق نگشتند.» 💠 این قاعده، راه‌گشای امروز ما هم هست. اگر ما در مسیر حق و حقانیت انبیا هستیم، که به‌صورت کلی ان‌شاءالله هستیم، راه‌حل پیروزی و موفقیتمان در جنگی که بر ما تحمیل شده و به کمتر از نابودی و تسلیم ما رضایت نمی‌دهند، چیست؟ پاسخ همان دو گوهر است: ایمان و صبر کافی. 💠 خط محتوایی تبیین‌گران ما در این روزهای در آستانه‌ی ماه محرم و نیز در جلسات احیای حماسه‌ی عظیم عاشورا، باید این دو عنصر را تقویت کند. اساس این جنگ میان جبهه‌ی ایمان و کفر است، پس باید بر ایمان‌ها افزود و همه‌ی تلاش دشمن بر این است که عنصر صبر که همان مقاومت و ایستادگی است را از بین ببرد، پس باید آن را تقویت کرد. 💠 شاید بتوان این‌طور گفت: سنت نصرت الهی بر دو پایه‌ی ایمان و صبر استوار می‌شود. البته صبر را نباید انفعالی معنا کرد. صبر را باید در مسیر حرکت فهمید. همه‌ی ما باید در این مسیر پیش برویم. 🇮🇷 @AatasheDel