eitaa logo
آتشِ دل
111 دنبال‌کننده
18 عکس
7 ویدیو
9 فایل
دل‌مشغولی‌های یک طلبه در عصر انقلاب اسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
🌊 آیه‌ی دریا🌊 (به مناسبت روز ملّی خلیج فارس) ✍️ بخشی از متن: قرآن و روایات، در مواجهه با دریا، افزون بر تمثیل و توجه به کاربردهای مادی و منافع آن در زندگی بشر، توجه به نکات دیگری را هم در خود دارد. ما در کشورمان، برای مدیریت ساحل و دریا، مسئله‌هایی را مطرح کرده‌ایم، اما... ما تا به حال به ، آن‌طور که شایسته است توجه نکرده‌ایم. ما تلاش نکرده‌ایم بهره‌های متنوعمان از دریا و ساحل را برای افزایش ایمان عموم مردم به کار ببندیم. که اگر این‌گونه می‌خواستیم، باید طور دیگری عمل می‌کردیم. یادداشت سه‌بخشی «آیه‌ی دریا» را در این‌جا بخوانید: آیه‌‌ی دریا - بخش اول آیه‌‌ی دریا - بخش دوم آیه‌‌ی دریا - بخش سوم 🔅 @AatasheDel
🔻منزل اوّل: یَقظه🔻 🌱 با صدور پیام رهبر معظم انقلاب به همایش بین‌المللی یک‌صدمین سال‌گشت بازتأسیس حوزه‌ی علمیه‌ی قم، به زودی شاهد انبوهی از تحلیل های جزئی و کلی و برگزاری نشست‌ها و رویدادها و همایش‌ها و نمایش‌هایی خواهیم بود که به این پیام خواهند پرداخت. هم‌چنانی که چه در موارد مشابه گذشته، این امر مسبوق به سابقه است و در مورد همین پیام نیز با اعلام خبر آن از چند روز قبل، موجی از استقبال‌ها را شاهد بودیم. سخن در فایده‌مندی این کارها یا عدم آن نیست. 🌱 می‌توان عبارات مختلف این پیام را برجسته کرد و با آن به جدال یک‌دیگر رفت. حساب غیرانقلابی‌ها که نَشُسته پاک است، روی سخن با انقلابیون حوزوی است. فلسفه‌خوان‌ها می‌توانند به جدال مخالفان فلسفه‌ورزی بروند و تصریحات شش‌باره‌ی رهبری در این پیام را بر سر ایشان بکوبند. چنان‌که امتدادی‌های فلسفه‌خوان، با تأکید دوباره‌ی رهبری، می‌توانند سراغ غیرامتدادی‌ها بروند. اهل‌تبلیغ می‌توانند اهمیت تبلیغ و بلاغ مبین را سرِ دست بگیرند و به اهل‌ِعلمِ دور از تبلیغ بتازند. تمدنی‌ها هم می توانند تتبعی‌ها را سرزنش کنند و خودشان را اهل و مخاطب «برجسته‌ترین انتظار» از حوزه‌ها بدانند. منادیان ضرورت جامعیت فقیه نیز می‌توانند جزئی‌نگرها و متمایلان به برخی تخصص‌ها را متهم نمایند و مدیران نوآور حوزه هم خود را در مسیر منویات رهبری نسبت به حوزه خواهند دانست و از برخی‌ها که مانع این تحولات هستند، گله خواهند کرد. این بحث‌ها در جای خود مفید و لازم است، ولی پیش از آن‌ها، باید به نکته‌ی دیگری توجه کرد. 🌱 فارغ از متن پیام که متن فاخری است و یک جمع‌بندی منظم از مطالبات سابق رهبری در آن است و به شهادتِ «نمی‌تواند»ها و «نپرداخته»‌ها و «دیده نمی‌شود»های پیش‌تر تذکر داده‌شده‌ی درون متن، گلایه‌مند است ولی واقعیت‌ها و رشدها را می‌بیند، آن را «حوزه‌ی موفّق»ی می‌داند، «زنده و بالنده» بودن آن را اثبات می‌کند و به آینده‌ی آن به‌عنوان «حوزه‌ای پیشرو و سرآمد» امیدوار است، یک فرامتن مهمی هم وجود دارد که باید همه‌ی ما حوزویان از خودمان بپرسیم و برای آن پاسخی دست‌وپا کنیم. 🌱 ما جایگاه حوزه را در نقشه‌ی کلی شریعت الهی و اقامه‌ی آن و جامعه‌پردازی توحیدی که مأموریت انبیای الهی بوده است، کجا می‌دانیم؟ و چه‌طور می‌شود که یک فردی، حوزه را در جایگاه خود، آن‌طور که رهبری تصویر می‌کنند و به‌تبع آن تجویزهایی برای «پیشرو و سرآمد»شدن آن دارند، تصویری غیرمقلدانه کند؟ به نظر می‌رسد که «در موقف رهبری و مبارزه‌ی جهانی قرارگرفتن» ایشان، فهم ویژه‌ای پدید آورده است. این فهم لزوماً با تصویر بسیاری از بزرگان عزیز انقلابی حوزه، منافاتی ندارد، ولی به دلیل واقعی‌تربودن و روی‌زمین بودن و شامل‌تر نگریستن، چندین گام جلوتر است. 🌱 صریح‌تر بگویم. اگر از ما به عنوان کسانی که حوزه را می‌شناسیم، می‌خواستند که پیامی برای این همایش بنویسیم، به چه نقاطی اشاره می کردیم؟ اگر نسبت پیام ما با پیامی که رهبری صادر کردند، هر نسبتی غیر از تساوی است، به این پرسش باید پاسخ بدهیم که چرا این تفاوتِ نسبت وجود دارد. خدای ناکرده قصدم این نیست که با این کار منکر فضل و کمالات بی‌نظیر حضرت ایشان باشم که مانند روز روشن است، بلکه لبّ حرف آن است که تفاوت‌های اساسی در نگاه به حوزه و طلاب، اگر وجود دارد، بینی و بین‌الله بررسی کنیم که دلیل آن چیست؟ 🌱 پاسخ روشن به این سؤال، سبب بیداری است. این یقظه، گام نخست برای سلوک به سمت تحقق «حوزه‌ی پیشرو و سرآمد» خواهد بود. ان شاء الله. 🔅 @AatasheDel
✳️ فقیه چندبُعدی 💠 سال‌های طلبگی، تجربه‌های گران‌بهایی برایم به ارمغان آورده است. دیدن شخصیت‌های ارزشمند و تعامل با معارفی ناب و عزیز، دو گوهر کم‌یاب یا نایاب در دیگر وادی‌هاست. یکی از نکات مهمی که در این سال‌ها فهمیده‌ام آن است که افراد، به‌تبع مدارس فکری‌ای که در فضای فکری و فرهنگی آن زیست می‌کنند، سبک‌های مختلفی دارند و در نسبت با مطلوب در سطوح متفاوتی قرار می‌گیرند. بنا نیست به‌راحتی هر جریانی که مورد پسند ذائقه‌ی ما نبود، طرد شوند، ولی با یک شاخصه ی مهم، می‌توان نسبت به آن‌ها قضاوت کرد و ارزیابی داشت. 💠 «جامعیت» یکی از شاخص‌های مهم مدارس علمی در نهادی علم‌پایه مانند حوزه است. علوم حوزوی شاخه‌های مختلفی دارد. برای رسیدن به یک گزاره‌ی معتبر که بتوان آن را به اسلام و شریعت نسبت داد و برای آن حجت داشت، باید ابزارهای دانشی زیادی را کسب کرد. (این‌ها جدای از ابزارهای مهم غیردانشی‌ای است که به دلیل آن‌که موضوع این یادداشت نیست، به آن نمی‌پردازم.) جمعی از دانش‌های فقه، اصول، حدیث، تفسیر، فلسفه، عرفان، رجال، ادبیات و تاریخ لازم است تا یک فهم معتبر پدید بیاید. شاید بتوان این فهرست را تکمیل‌تر نمود. 💠 رهبر انقلاب در منشور حوزه‌ی پیشرو و سرآمد، به این مهم تذکر می‌دهند: «الزام مهم برای دست‌یافتن به این خصوصیّات، اوّلاً آشنایی فقیه با همه‌ی ابعاد و معارف دینی در همه‌ی زمینه‌ها، و ثانیاً آشنایی مناسب با یافته‌های امروز بشر در عرصه‌ی علوم‌انسانی و دانش‌های مرتبط با زندگی انسان است. باید پذیرفت که ذخیره‌ی انباشته‌ی علم در حوزه این ظرفیّت را دارد که طلبه را به این حدّ از توانایی‌های علمی برساند، مشروط بر اینکه برخی نکته‌ها در شیوه‌ی کار کنونی با چشم باز دیده و با دست توانا علاج شود.» 💠 آن‌چه که در واقعیت مدارس فکری کنونی حوزه دیده می‌شود، برجسته‌شدن برخی از ابعاد نسبت به دیگری است. گروهی همت اصلی‌شان فقه است، برخی دیگر اصول را پروبال می‌دهند. برخی که علوم عقلی برایشان برجسته‌تر است، رنگ فقه و اصولشان کم است. برخی حدیث را پر رنگ می‌کنند و دانش‌های عقلی را تا سر حد کفر طرد می‌کنند. برخی عرفان را جدی‌تر می‌گیرند و برخی نیز تفسیر را. وزن‌های مختلف این دانش‌ها در جای‌گشت‌های مختلف، رنگ آن مکتب و مدرسه را مشخص می‌کند. 💠 ممکن است مجموعه‌ای این جامعیت را بپذیرد، ولی در عمل برای تحقق آن کاستی داشته باشد. این امری قابل پذیرش است. ولی اگر مجموعه‌ای مبنائاً این جامعیت را قبول نداشت و جدی نگرفت، نمی‌توان به آن اعتماد کرد. گزاره‌های نهایی آن مجموعه‌ی علمی، نصاب کافی برای انتساب به شریعت را نخواهد داشت. 💠 رهبر انقلاب، در منشور حوزه‌ی پیشرو و سرآمد، تدارک این مهم را از متولیان حوزه طلب می‌کنند: «برنامه‌های درسی حوزه به‌گونه‌ای نوشته شود که فقه روشن‌بین و پاسخگو و به‌روز، و البتّه فنّی و متّکی به شیوه‌ی اجتهادی، همراه با فلسفه‌ی روشن و دارای امتداد اجتماعی و صاحب‌نظر در شاکله‌ی زندگی جامعه، در کنار دانش کلام رسا و استوار و دارای قدرت اقناع، به وسیله‌ی استادان ماهر تدریس شود و این هر سه در پرتو فهم قرآن و درس‌های تفسیر، جلا و نورانیّت و عمق یابد.» بدیهی است که ایشان در مقام فهرست همه‌ی نیازمندی‌های دانشی نبوده‌اند و به رشته‌های اصلی و اساسی و کلان اشاره کرده‌اند. در کنار هم قراردادن فقه و فلسفه و تفسیر و کلام، همان معنایی که از جامعیت به دنبال آن هستیم را می‌رساند. 🔰 پی‌نوشت: فصل انتخاب مدارس تخصصی حوزه‌ی علمیه در سطوح مختلف است. آن‌چه عرض شد، می‌تواند شاخصه‌ی خوبی برای انتخاب میان مدارس مختلف موجود برای یک طلبه‌ی فاضل انقلابی باشد. 🔅 @AatasheDel
🟩 سفر تبلیغی یک مرجع تقلید 🔹 چندی پیش در همایشی در عراق، با حضور جمعیتی غالباً حوزوی، داشتم مقاله‌ام را که در آن همایش پذیرفته شده بود، ارائه می‌کردم. موضوع بحثم درباره‌ی یکی از ادعیه و زیارات بود و داشتم نشان می‌دادم که امام معصوم، از عقاید و بحث‌هایی فردی و فکری و اخلاقی شروع می‌کند و کار را به ساحت اجتماعی و سیاسی می‌کشاند؛ این کار را هم در عین رعایت تقیه در آن عصر انجام داده است. در پایان ارائه هم، با دعا برای پیروزی فلسطین و نابودی بزرگ‌ترینِ ظالمان جهان، رژیم صهیونیستی و آمریکا سخنم را به پایان رساندم. 🔹 بعد از جلسه، هر چند برخی از طلاب آفریقایی در حال تحصیل در نجف آمدند و استقبال کردند و عکس یادگاری گرفتیم، ولی یک طلبه‌ی جوان از خود عراق آمد و دو پرسش مطرح کرد. یکی این‌که چرا شما تعبیر اکابر ظالمین را برای اسرائیل و آمریکا به کار بردید، در حالی که اکابر ظالمین فلانی و بهمانی در تاریخ اسلام هستند. گفتم خب، مصداق امروزی آن چه می‌شود؟ گفت باز هم همان! سؤال دومش هم این بود که چرا در بحث دینی، پای سیاست را به میان آورده‌اید؟ این‌ها ربطی به هم ندارند. اندکی بحث کردیم و سپس جدا شدیم. بماند که بعداً شنیدم که عده‌ای از مشایخ گفته بودند که چرا فلانی برای غزه‌ای‌های ناصبی دعا کرده است!!! 🔸 غرض از نقل این خاطره این است که می‌خواهم بگویم حوزه‌ی نجف امروز، نسبت به تقریر انقلابی و سیاسی ما از اسلام ناب، موضع دارد. شاید بگویید خب حوزه‌ی قم هم کمابیش همین‌طور است، ولی پاسخش آن است که حتی اگر این گزاره را درباره‌ی قم بپذیریم، فاصله‌ی این دو بسیار معنادار است. دلیل اثبات این گزاره درباره‌ی نجف هم البته همین یک خاطره‌ی منِ نوعی نیست! افزون بر این، فلسفه و عرفان نیز در حوزه‌ی نجف، کم‌فروغ است. سخن در این‌باره بسیار است. بگذریم. 🔹 در این فضای خاص، سفر حضرت آیت‌الله جوادی آملی به نجف و سخنرانی ایشان در جمع پرشور طلاب در دارالعلم آیت‌الله خوئی، رویداد کم‌سابقه‌ای بود. گذشته از برخی تعابیر ناشایست از سوی عده‌ای نادان، درباره‌ی حضور این حکیم الهی و فقیه توانا در حرم مطهر امیرالمؤمنین علیه‌السلام و دیدار با مرجع عالی‌قدر، حضرت آیت الله سیستانی و اهدای دوره‌ی هشتاد جلدی تفسیر تسنیم به ایشان، آن‌طور که باید و شاید استقبال نشد. سخنرانی ایشان در جمع طلاب نجف، اقتضا می‌کرد که از سوی اساتید انقلابی حوزه، استقبال بیش‌تری از آن صورت بگیرد. اما این کار انجام نشده است. این سفر تبلیغی معظم‌له، در صورت پرداخت مناسب و تبیین ابعاد آن و نشر آن در فضای ایران و عراق، می‌تواند ثمرات بیش‌تری داشته باشد. 🔹 ایشان در جمع طلاب، پس از بحث از جایگاه علم و عالم و کیفیت پرداختن به آن، در فراز آخر بحثشان، اهتمام حوزه و طلبه‌ها به رفع «جهل علمی، جهالت عملی و جاهلیت نظامی(ساختار اجتماعی)» را ذیل مأموریت امامت خواستار شدند و تأکید کردند که هر چند دو امر اول، مهم است، اما سومی اهم از آن دو است. 🔹 ایشان فرمودند: «اگر جامعه به طرف علم برود و از جهل جدا شود واجب هست اما هنر نکرده است. جامعه اگرچه به طرف عقل برود و از جهالت نجات پیدا کند، هنر نکرده. جامعه الا و لابد بعد از عالِم‌شدن، و بعد از عاقل‌شدن باید تمام تلاش و کوششش را بکند که نظام اسلامی داشته باشد تا - از جاهلیت یعنی جاهلیت – از جاهلیت نجات پیدا کند.» سپس ایشان با اشاره به روایت مشهور «مرگ جاهلی در صورت نشناختن امام زمان» به تبیین معنای روایت با آن‌چه پیش‌تر بیان کرده بودند، پرداختند. 🔸هرچند در اندک بروزهای رسانه‌ای، سلام ایشان به «آیة الله العظمی الخمینی والخامنئی» در انتهای سخنرانی‌شان مورد توجه قرار گرفت، که در نوع خود هم اقدامی جالب و مهم و خلاف متعارف است، اما آن‌چه که ایشان به طلاب حوزه‌ی نجف تذکر دادند، نکته‌ی مهمی بود. از جهاتی می‌توان این معنا را عبارتٌ اخرای همان تعریف مأموریت «تحقّق دین» یا «اقامه‌ی دین بتمامه» رهبر انقلاب برای نهاد حوزه و روحانیت دانست که تفسیر و تفصیل آن را چندی پیش در منشور به رشته‌ی تحریر درآورده‌اند. 🔻بعد التحریر: از یکی از طلاب ایرانی مقیم نجف پرسیدم واکنش طلاب به سفر و سخنرانی آیت‌الله جوادی آملی و مشخصاً دو نکته‌ی ذکر شده در متن بالا چه بود؟ سعی کرد آن بحث نظام اسلامی را به تأویل ببرد که خیلی معنای محصلی نداشته باشد و آن سلام بر خمینی و خامنه‌ای را هم سهو لسان ایشان دانست که می‌خواست بگوید خویی، شد خمینی و خامنه‌ای! صوت سخنرانی ایشان موجود است. خودتان قضاوت کنید. 🔅 @AatasheDel
✳️ مأموریّت 💠اوّل💠 🔹مأمور بود. - پدر جان! به آن‌چه مأموری عمل کن؛ اگر او بخواهد مرا صبور خواهی یافت. این چه دستوری است؟... از او چه می‌خواهد؟... رؤیای شبِ اول، دو شبِ بعد هم تکرار شد و این یعنی... سال‌ها منتظر این فرزند بود و آرزویش در کهن‌سالی برآورده شد ولی الآن... همانی که عطایش کرده دستور داده... ... فرمان قطعی است. 🔹با پسرک در میان گذاشته و او نیز تسلیم است... هر دو مسلم‌اند. با هم به قربان‌گاه می‌روند... به مِنا... امتحان بزرگی در پیش است. 🔹شیطان که قبلاً مادر و فرزند را وسوسه می‌کرد و به نتیجه نرسید، سراغ پدر می‌آید... ولی پدر مصمم است... مأمور است... با سنگ شیطان را از خود می‌راند... یک‌بار... دوبار... بار سوم کار را تمام می‌کند و دست رد بر سینه‌ی آن ملعون می‌زند. 🔹گام‌به‌گام به لحظه‌ی نهایی نزدیک می‌شوند. - پدر جان! دست و پایم را محکم ببند و چاقو را نیز تیز کن تا مانعی بر سر کار نباشد. هم‌دیگر را در آغوش می‌گیرند... اشکِ شوقِ اطاعتِ محبوب... دیدنی است. 🔹- پدر جان! پیراهنم را از تنم بیرون کن تا مادر با لباسِ خونیِ فرزند، عنانِ صبر از کف ندهد و این پیراهن را اگر مانعی ندیدی به او برسان تا بوی فرزند تسکینش دهد. صورتش را بر خاک می‌نهد(وَ تَلَّهُ لِلجَبین)... لحظه‌ی موعود فرا رسیده است... 🔹...چاقو را می‌فشارد...نمی‌بُرد... می‌گوید: بِبُر... ولی خدا می‌گوید نَبُر... و چاقو گوش‌به‌فرمان خداست... ✅ مأموریت موفقیت آمیز بود. ... و فَدَیناهُ بِذِبحٍ عَظیمٍ. ┅••=✧؛❁؛✧=••┅ 💠دوم💠 🔸مأمور شد. - ابلاغ کن آن‌چه بر تو نازل شده است وگرنه رسالتت را به پایان نرساندی. این چه مأموریتی است که با تمامی مأموریت‌های قبلی برابری می‌کند؟... مقدماتش را از قبل فراهم کرده بود. 🔸سال آخر عمر شریفش بود... این را همه می‌دانستند... اولین باری بود که اعلان حج می‌داد...اکثر مردم همراهی‌اش می‌کردند... علی(علیه السلام) با ۱۲ هزار نفر از یمن وارد مکه شد...تقریباً ۱۲۰ هزار نفر مسلمان تجمع کردند. دستورات مربوط به واجبات و محرمات و مستحبات حج را با جزئیات تشریح کرد و به مردم تعلیم داد. عَرَفات... مَشعَر... مِنا... رَمیِ جَمَرات... تقصیر و حَلق و... 🔸مأموریت قبلی ابراهیم(علیه السلام) را یادآوری می‌کرد و این نکته را که یاد آن مأموریت باید همیشه جاودان بماند. ایام حج که به پایان رسید، دستوری عجیب داد: «همگان جز معلولین از مکه خارج شوند.» 🔸قبل از آن‌که عده ای از کاروانیان به یمین و عده‌ای به یسار بروند، امر فرمود تا در آبگیر غدیر منزل کنند و اندکی صبر کنند تا پیش‌رفتگان بازگردند و دیگران برسند. مقداد و سلمان و دیگران، زمین اطراف تک‌درختی را که حضرتش دستور داده بود کسی به آن‌جا نرود، از خار و خاشاک پاک کردند و از سنگ و جهاز شتران جایگاهی فراهم آوردند. نماز ظهر را در گرمای سوزان غدیر خم به جای آوردند و سپس حضرت پیغمبر و علی(علیهماالسلام) به بالای جایگاه رفتند. 🔸ابتدا از مردم تصدیق گرفت و سپس علی(علیه السلام) را از جا بلند کرد و فرمود: «هر کس را که من مولا و سرپرست اویم، اینک این علی، مولا و سرپرست اوست.» علی، علیه‌السلام، امیرالمؤمنین شد! 🔸مأموریت انجام شد...ابلاغ را انجام داد و فرمود که حاضران به غایبان برسانند. سه روز در غدیر منزل داشتند تا این که همگان به حضرتش و امیرالمؤمنین علی(عليهماالسلام) تبریک گفتند... آن‌هایی زودتر بیعت کردند که زودتر... ...خار در چشم و استخوان در گلویش کردند. ✅ مأموریت دیگری به پایان رسید. ┅••=✧؛❁؛✧=••┅ 💠سوم💠 🔻مأموریت دیگری در راه است. ... آن‌هایی که «بیعت» کرده بودند، شکستند... ... آن‌هایی که «صلح» کرده بودند، زیر پایش گذاشتند... ...از «اسلام» جز «نام» چیزی نمانده بود. ...مأموریت پیدا کرده بود تا... ... و فَدَیناهُ بِذِبحٍ عَظیمٍ. ✅ مأموریت‌ها ادامه دارند... 🔅 @AatasheDel
🔴 گاه جنگ است...آهنگران بخوان: ای لشکر صاحب‌زمان آماده باش! 🔥 ناقوس جنگ به صدا در آمده است. جنگی که بود و شاید برای ما پیدا نبود، اما دیگر صحنه روشنِ روشن است. هیچ‌کس تقلیلش ندهد... جنگ است؛ و جنگ جزئی از زندگی انسانِ به‌دنبالِ حق است. 🔥 اصلاً اگر جنگ نشود باید شک کرد. اگر حق، حق باشد و باطل باطل، باید یک‌جایی این ماجرا به برخورد برسد. باید مؤمنان و منافقان هم از یک‌دیگر جدا شوند. قصه‌ی جنگ احزاب را نخوانده‌ای؟!... مؤمنان ندا می‌دهند: «هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ.» یعنی آخرش همین تقابلِ سخت خواهد بود. 🔥 مگر می‌شود حق باشی و باطل نخواهد با تو بجنگد؟! هیهات! یا محکم و مردانه پای حق می‌مانی و می‌جنگی که یا شهید می‌شوی یا پیروز و شاهدی برای عالم که «إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ» است و یا امان‌نامه‌ی ذلت شمر زمانه را می‌پذیری که از شیر مادر در کام ما، چیزی غیر از این را ریخته‌اند: «هَیهاتَ منَّا الذِّلَّة». 🔥 البته که این مسیر تلخ‌کامی و رنج دارد. اصلاً در این سیاره‌ی رنج، مگر می‌شود دست‌یابی به گنجِ بی‌رنج؟! «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ» چه می‌شود؟ فقدان دارد. جان‌به‌لب‌رسیدن دارد. ابتلا دارد و زلزال شدید دارد. «بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ» را نخوانده‌ای؟!... 🔥 باید تصمیم بگیریم. در جبهه‌ی رسول الله هستیم و امت آخرالزمان یا نه؟... آن‌ها عهد می‌بندند و صادقانه می‌ایستند. از زمره‌ی «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ» می‌خواهیم باشیم یا نه؟... 🔥 یک پاسخ دارد: چشمانمان را باز کنیم. واقعیت «شروع جنگ» را باور کنیم. محکم و استوار باشیم چون کوه. پدرکشتگی و خشم و کینه‌مان را خرج خروش حیدری‌مان کنیم و بدانیم «أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ.» 🔥 این، جنگ ایمان و کفر است. پیروزی در آن هم با تکیه بر «خودِ خدا» است. همه‌ی امکانات نظامی ما، از باب امتثال امر ربّ عالم است که فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ». اما باید باور کنیم که «لا مؤثّر في الوجود الا الله». از عمق جان و از صمیم قلب. 🔥 در این صورت است که «جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» که برای «الله» هستند، به یاری ما خواهند آمد. اصلاً آن وقت است که شاید «كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ». 🔥 نتیجه‌ی این پایداری روشن است: «وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَئُوهَا». ولی تا پیش از آن، وظیفه یک چیز بیش‌تر نیست: آمادگی برای برای جنگی که بر ما تحمیل شده است. «قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ.» هیچ هم نباید شل گرفت. محکم و استوار تا «وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً». 🔥برای همین است که باید مارشِ جنگ زد. باید همه‌چیز را آماده کرد. باید ندای آمادگی را در هر کوی‌وبرزن به صدا در آورد. باید برای آن‌که «وطنم» «شکوه پابرجا باشد»، نغمه‌ی «آماده‌باش» «لشکر صاحب‌زمان» را آهنگران‌ها بلند و فاش بخوانند: ای لشکر صاحب‌زمان آماده باش بهر نبردی بی‌امان آماده باش 🇮🇷 @AatasheDel
❇️ قاعده‌ی پیروزی پیامبران (پیشنهادی برای خط محتوایی تبلیغ ماه محرم) 💠 ما انقلاب اسلامی را در امتداد مسیر انبیا و ائمه می‌دانیم. البته نه این‌که به خودمان مغرور شویم و با این انتساب، بی‌عملی را پیشه کنیم، بلکه به حضور در این سلسله افتخار می‌کنیم و از آن توان و توشه می‌گیریم که بی‌ریشه نیستیم. 💠 یک سؤالی را که می‌توان پرسید این است که آیا پیامبران، فارغ از این‌که خط کلی ایشان پیروز عالَم بوده و تا به امروز رسیده است، آیا در همان مقطع و دوران نبوتشان، پیروز شده‌اند؟ 💠 بررسی تفصیلی این پرسش، مطالعه‌ی کتاب‌ها می‌خواهد، ولی اعتماد به یک شریعت‌شناس حکیم، کار را آسان می‌کند. استاد سید علی خامنه‌ای در مهر سال ۱۳۵۳ و در مشهد، این پرسش را این‌طور پاسخ می‌گوید: 💠 «آیا انبیای الهی مجموعاً موفق شدند یا ناکام شدند؟ می‌گوییم مجموعاً موفق شدند، همه‌ی انبیا. به دلیل این‌که می‌خواستند بشر را بالا بیاورند و بالا آوردند. انبیا در مجموع موفق شدند و کامیاب شدند، ناکام نشدند. و اما هر دانه­‌دانه از پیغمبران، یعنی هر تک‌­تک از نهضت‌های انقلابیِ الهی و توحیدی، آیا آن‌ها موفق شدند یا نه؟ می‌گوییم این‌جا یک قاعده‌ی کلی وجود دارد. قاعده‌ی کلی این است که هر کدامی دارای ایمان و صبرِ کافی بودند، موفق شدند، هر کدامی دارای ایمان و صبر کافی نبودند، موفق نگشتند.» 💠 این قاعده، راه‌گشای امروز ما هم هست. اگر ما در مسیر حق و حقانیت انبیا هستیم، که به‌صورت کلی ان‌شاءالله هستیم، راه‌حل پیروزی و موفقیتمان در جنگی که بر ما تحمیل شده و به کمتر از نابودی و تسلیم ما رضایت نمی‌دهند، چیست؟ پاسخ همان دو گوهر است: ایمان و صبر کافی. 💠 خط محتوایی تبیین‌گران ما در این روزهای در آستانه‌ی ماه محرم و نیز در جلسات احیای حماسه‌ی عظیم عاشورا، باید این دو عنصر را تقویت کند. اساس این جنگ میان جبهه‌ی ایمان و کفر است، پس باید بر ایمان‌ها افزود و همه‌ی تلاش دشمن بر این است که عنصر صبر که همان مقاومت و ایستادگی است را از بین ببرد، پس باید آن را تقویت کرد. 💠 شاید بتوان این‌طور گفت: سنت نصرت الهی بر دو پایه‌ی ایمان و صبر استوار می‌شود. البته صبر را نباید انفعالی معنا کرد. صبر را باید در مسیر حرکت فهمید. همه‌ی ما باید در این مسیر پیش برویم. 🇮🇷 @AatasheDel
📢 شنوندگان عزیز! توجه فرمایید: این «دفاعِ» مقدّس ایران است! 🔻امیر بیان علیه‌السلام، جهاد را دری از ابواب بهشت نامیده است. جهاد مفهومی اعم از قتال و جنگ مسلحانه است. جهاد یعنی مبارزه با دشمن و اگر این دشمن، دشمن خدا باشد، این مبارزه، جهاد فی‌سبیل‌الله است. «جهاد فی‌سبیل‌الله» یک پدیده‌ی مقدس است. تقدس خود را از انتساب خود به حقیقت حقایق عالَم، خدای سبحان می‌گیرد. 🔻جهاد انواع مختلفی دارد و به‌تبع آن هرکدام شرایط خاصی دارد. یکی از طبیعی‌ترین حالات جهاد، جهاد دفاعی است. همه‌ی مذاهب اسلامی، حکم به وجوب جهاد دفاعی بر همه، اعم از زن و مرد و پیر و جوان دارند. این دفاع، مقدّس است و کشته‌ی آن، «شهید» فی‌سبیل‌الله است. 🔻اما یک نکته را باید توجه کرد. ما حتی اگر نابودی رژیم منحوس را هم هدف بگیریم و همه‌ی امکاناتمان را در این مسیر بسیج کنیم، قدم در جهادی دفاعی نهاده‌ایم. لابد می‌پرسید چرا؟ 🔻پاسخش روشن است. مرزهای عقاید ما، ملی نیست. مرزهای ما را اسلام و کفر تعیین می‌کند. اشغال سرزمین‌های اسلامی فلسطین توسط رژیم منحوس، «وجوب» جهاد دفاعی را برای عموم مسلمان ثابت می‌کند. در مقام عمل شاید راهبردهایی نسبت به تقدم و تأخر آن مطرح باشد که مثلاً اولویت با مسلمانان نزدیک‌تر باشد. ولی اصل وجوب ثابت است. 🔻لذا از این جهت، دفاع مقدس فلسطینی‌ها از سرزمین‌هایشان، با دفاع مقدس ما از فلسطین و نیز دفاع مقدس اخیر ما از ایران اسلامی ماهیت یکسانی دارد. این دفاع، واجب دینی ماست و امتثال امر پروردگار عالَم است و همه‌ی ما می‌توانیم در آن نقش‌آفرین باشیم. قربةً إلی الله! 🇮🇷 @AatasheDel
✌️شکوه اتحاد مردان مؤمن این مرز و بوم 🎋ما بر سر انسان مؤمن دست‌ودل‌باز نیستیم. حفظ و وجود حتی یک نفر نیز برایمان مهم است. زیرا باور داریم که «یکی مرد جنگی به از صدهزار»؛ و انسان مؤمن انقلابی، مردِ جنگیِ این دوران بلکه همیشه‌ی تاریخ است. 🎋انقلاب ما کارخانه‌ی انسان‌سازی بود و فتح‌الفتوح خمینی «تربیت جوان‌ها و رشددادن این نهال‌های بالنده» بود. این شجره‌ی طیبه اما در دوران پختگی نزدیک به نیم‌قرنی‌اش نیز هم‌چنان «علی‌وردی‌ها» و «حججی‌ها» ارائه می‌کند؛ «تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا.» 🎋اما همان‌طور که «درختان بیابانی مستحکم‌ترند»، جوانان امتحان‌پس‌داده و در کوران حوادث انقلاب آب‌دیده‌شده، رشک‌برانگیزتر و غبطه‌برانگیزترند. پیرغلام‌ها و پیرخادم‌های ارباب را دیده‌اید که چه‌قدر نازنینند؟ حرم جمهوری‌اسلامی هم پیرخادمانش یک‌جور دیگر به دل انسان می‌نشینند. البته که حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت است، ولی نفس حرکت در این مسیر، یک سلوک خاصی را برای اینان رقم می‌زند و لذت تماشای این نکته کم نیست. 🎋سرلشکر محسن رضایی را در قاب تلویزیون دیدید؟... او فرمانده سپاه پاسداران ایران اسلامی در دوران دفاع مقدس بوده؛ همان برادرمحسنِ معروف. حال مردم خوب می‌شود وقتی امثال او با آن‌ها سخن می‌گویند و از تجربه‌های زیسته‌ی خودشان و لمس عنایات باری‌تعالی در دوران هشت‌سال جنگ تحمیلی می‌گویند و صحنه را تبیین می‌کنند. او خادم حرم جمهوری‌اسلامی بوده و الآن در پیرغلامی اش، کلامش برای مردم جذاب است. بیش باد! 🎋پیام دریابان شمخانی را شنیدید؟...همو که بعد از نجات جانش از ترورهای روز نخست جنگ تحمیلی اسرائیل بر ایران اسلامی، با حماسه فریاد می‌زند: «من زنده‌ام!» می‌گوید: «اگر تقدیر آن است که بمانم، پس می‌مانم؛ تا هم‌چنان دلیل دشمنی خصم باشم. که او چرایی‌اش را خوب می‌داند و من هم!» این مرد همانی است که روزهای نزدیک به سقوط خرم‌شهر، آن نامه‌ی از سرِ درد و رنج را می‌نویسد که در تاریخ ماندگار شده است. همو که نه چند روز، بلکه چندین‌سال، «هم‌زمان» فرمانده نیروی دریایی ارتش و سپاه بوده است! و این‌روزها داشته کاری می‌کرده که خار چشم دشمن شده بود. 🎋نمی‌خواهم کسی را تقدیس کنم. انتقادی هم اگر به این برادرانمان وارد بوده و هست، به خودمان مربوط است و نه دیگران. الآن وقت جنگ است و حسابِ دیگری است. دشمن بداند همه‌ی این‌ها، سرمایه‌های این «نظام مقدّس» هستند و به همین دلیل است که «دلیل دشمنی خصم» می‌شوند. و ما بر سر سرمایه‌هایمان غیرت داریم. جنگ این را بیش‌تر پیشِ چشمانمان آورده است و پیش‌تر شاید غفلت داشتیم. 🎋او زیبا گفت و نوشت. پس از این جانبازی این حرف‌ها خواندنی‌تر است. «در هر خانه‌ای که چراغ غیرت روشن است، در دل هر مادری که داغ دیده، و در چشمان هر جوانی که به آینده می‌نگرد، ایران با نور الهی ایستاده است. ما ملت امید و غیرتیم. داغ می‌بینیم، اما خم نمی‌شویم. خون می‌دهیم، اما هویت نمی‌دهیم.» ما همه‌با‌هم، جلوی دشمن می‌ایستیم. 🎋چه به رئیس‌جمهورمان رأی داده‌اید و چه دوست داشتید حاج‌باقر یا آقاسعید رئیس‌جمهورمان می‌بود، این را بدانید که همه‌ی این‌ها از بچه‌های جنگ بودند. آن‌روزها، این‌ها، جوانان جنگ‌ندیده‌ای بودند و آن حماسه‌ها و شکوه‌ها به لطف خدا رقم خورد و این روزها، جوانان جنگ‌ندیده‌ی امروز، با کمک این مردان امتحان‌پس‌داده‌ی دیروز، به‌حول و قوّه‌ی الهی پیروز خواهند شد؛ ان‌شاء‌الله. 🇮🇷 @AatasheDel
⭕️ دستور نبرد با آمریکا این دستور خدای متعال در قرآنه: وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ اگه بعد از عهدی که بستید، اون رو نقض کردند...بگو برجام، بگو قرار مذاکرات...بگو هرچی... وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ به آیین و مرام شما طعنه زدند..هی گفتن جمهوری اسلامی فلان و بهمانه... فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ ۙ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ. (توبه|١٢) با سران کفار بجنگید چون که بدعهدند...با این جنگ شما، بلکه دست بردارند از این کارهاشون...واضح‌ترین سران کفار امروز، آمریکاست. أَلَا تُقَاتِلُونَ نکنه نجنگید؟! قَوْمًا نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ این‌ها نقض عهد کردند وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ با زبان و عمل به تهدید شخص اول جامعه‌ی اسلامی پرداختند وَهُمْ بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ۚ جنگ رو هم اون‌ها شروع کردند نه شما أَتَخْشَوْنَهُمْ ۚ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. (توبه|١۳) نکنه بترسید ازشون؟ مؤمن فقط باید از خدا بترسه. قَاتِلُوهُمْ بجنگید تا... يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ خدا به دست شما عذابشون کنه وَيُخْزِهِمْ خوارشون کنه وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ شما رو نصرت بده و پیروزتون کنه وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ. (توبه|١۴) دل‌های مؤمنان رو هم خنک کنه. وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ ۗ و خشم و کینه‌های اونا رو هم آروم کنه وَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَىٰ مَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ. (توبه|١۵) خدا خودش می‌دونه چی‌کار کنه. 🇮🇷 @AatasheDel
برای هفتمین سپهبد جمهوری اسلامی ایران سردار شهید علی شادمانی 🌷 به ساختارهای کلان نیروهای مسلح علاقه‌مند بودم و هستم و آن‌ها را دنبال می‌کنم. فرماندهان ارشد ارتش و سپاه برایم شخصیت‌های جذاب و عمیقاً رشک‌برانگیز بوده و هستند. جنگ‌دیده‌هایشان بیشتر از جوان‌ترها حال خوبی برایم ایجاد می‌کنند. صرفاً یک فانتزی نیست. مؤمن انقلابی مجاهدی که قتال با دشمن را پشت‌سر گذاشته و هم‌چنان در حال مبارزه است، محبوب خداست و هرچه‌قدر ایمان ما بیش‌تر شود، طبیعتاً باید مؤمنان را بیش‌تر دوست داشته باشیم. 🌷 هنوز داغیم ولی به‌زودی باید حجم زیادی کتاب و فیلم و محتوا از شهدای جنگ ۱۲ روزه با رژیم صهیونی در بیاید. هر شهید، خصوصاً فرماندهان و دانشمندانشان، گوهری ناب بوده‌اند و عمدتاً گمنام و ناشناخته. جهادی می‌طلبد احصای این گنجینه و بهره‌برداری از آن. تجربه‌ی دفاع مقدس باید کمک کند که این مسیر تسریع شود. 🌷 از میان این شخصیت‌ها، سردار رشید خیلی خاص بود. سردار باقری خیلی خاص بود. سردار حاجی‌زاده ویژه بود. اما یکی از این برادران شهید، که خیلی توجهم را جلب کرده و با تک‌گزاره‌هایی که از ایشان دارد منتشر می‌شود، خاص‌بودنش بیش‌تر هم می‌شود، سردار شادمانی است. 🌷 سرتیپ پاسدار علی شادمانی، سال‌ها بود که در کنار سردار رشید، معاونت هماهنگ‌کننده‌ی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا را برعهده داشت. ولی هیچ شهرتی در فضای عمومی نداشت. با این‌که جزو سران ارشد‌ترین نهاد نظامی کشور بود، درجه‌اش هم همان سرتیپی بود؛ درجه‌ای که دارندگانش همانند سرلشکری محدود و مشخص نبودند. در سایه و آرام و گمنام خدمتش را می‌کرد. اما مزد اخلاص را خدا در همین دنیا هم می‌دهد. 🌷 باید رشیدِ ایران‌زمین شهید شود و او بلافاصله با حکم فرمانده کل قوا، هم درجه‌ی سرلشکری بگیرد و هم ارشدترین نظامی کشور بشود و با اندکی فاصله، خدا او را برای خود جدا کند و در آسمان، شهیدی شاهد بشود و در زمین یک سپهبد شهید. اینک نام او را باید در کنار بزرگ سپهبدهای شهید انقلاب اسلامی، شهیدان قرنی، صیادشیرازی، سلیمانی، باقری، رشید و سلامی آورد و به ایشان هم‌زمان هم افتخار کرد و هم غبطه خورد. داغ فقدانشان در دل می‌ماند و تبدیل به بغض فروخفته می‌شود تا روزی که «یشف صدور المؤمنین»، اما تعجب و تأمل می‌ماند برای ما در کار خدا که برای بنده‌ی محبوبش چه‌کارها می‌کند. 🌷 پیام‌های دختر و پسرش و سخنان همسرش و تک جمله‌های برخی از هم‌رزمانش پس از شهادت او، حکایت اندکی از خیلی‌ویژه‌بودن این مرد گمنام دارد. هنوز هیچ اطلاعات خاصی ندارم. با همین ظواهر امر فقط، احساسی جدی دارم که دور و دیر نیست که از این سردار سرفراز و مخلص عاقبت‌به‌خیر خیلی بیش‌تر خواهیم شنید. منتظر همه‌ی هم‌سنگران او هستیم. ایران اسلامی از این گنج‌ها زیاد دارد. 🇮🇷 @AatasheDel