از همان بدو تولد تو شدی سلطانم
دست من نیست اگر خیره به این ایوانم
دورم از پنجره فولاد به قول حافظ
من چه کردم که چنین مستحق هجرانم
بده بستانِ قشنگیست تو لبخند بزن
در قبالش به خدا می گذرم از جانم
هر چه باشم به حریم تو پناه آوردم
لطف زهراست اگر در حرمت مهمانم
میسپارم دل خود را به کبوترهایت
حس خوبیست که در صحن تو سرگردانم...
🌱احسان نرگسی
#شعر
#رضویات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از - دفتـرِ ماه -
جز آستانِ توام در جهان پناهی نیست..
سرِ مرا به جز این در ، حواله گاهی نیست
آوارگیها
زشت است که توی غزلش مرد بگرید هربار که یک قافیه آورد بگرید... زشت است که شاعر وسط خواندن یک شعر با
آوارگیها
کلافه، خسته و تنها در این شبهاى تکرارى از این پهلو به آن پهلو میان خواب و بیدارى شب است و هجمهی