eitaa logo
شعر آیینی (ری)
65 دنبال‌کننده
34 عکس
23 ویدیو
0 فایل
اشعار آئینی مدح و مرثیه کانون بسیج مداحان، شعرا و هیئات مذهبی شهرستان ری انجمن ادبی شهرستان ری لینک ارتباط و ارسال شعر @alirezaghorbankhan
مشاهده در ایتا
دانلود
"به نام حق" دارد ضریحت نوری از قرآن انور را حس می‌کنم عطر خدا، عطر پیمبر(ص) را هر تشنه ای با دست تو سیراب خواهد شد شک نیست داری در جوارت حوض کوثر را شب...تا نگاهم بر طلوع گنبدت افتاد در آسمان دیدم افول ماه و اختر را از بس کبوترها در آغوش تو آرام اند هرگز نمی بیند کسی کوچ کبوتر را اینجا ملک بر شانه ام حج ثبت خواهد کرد پس معتکف هستم خدای حیّ داور را نذرم ادا شد....پهن کردم کنج ایوانت تسبیح گویان سفره ی موسی بن جعفر(ع) را https://eitaa.com/aayinesher
مخاطب دل ما ! ای امام غائب ما ! مصاحب دل ما کیست جز تو ؟ صاحب ما مطالبات غریبان کجا ارائه شود ؟ بگو رسیده به گوش شما مطالب ما حکایتی شده اندوه چاه و نخلستان هنوز سردی غم می وزد به جانب ما برای آمدنت در دل خیابان ها اقامه شد عمل مستحب و واجب ما مگر بناست نیایی ؟! چرا نمی گویند کجاست پاسخ شبهای أین طالب ما ؟ من از مذاکره با عمر و عاص می ترسم دلم خوش است به اینکه تویی مراقب ما بدون نفخهٔ عیساییت جهان مرده است مگر خودت بدمی روح نو به قالب ما
در آستانه شهادت وروز زیارتی امام هشتم علیه السلام هستیم . شهید  بیست  و  سه  ذیقعده  آنروز که ( بیست وسوم  ) و گر ،  روزماتم هست ( خورشید  ما ) غروب  نکند  ،  شاه  عالم  هست خورشید  ما ، که ( شمس الشموس) است  ای بشر شاه  فروزنده  و (  ضامن )  با هم   هست نامش (  علی  ست  ،  رضا ) برضای  خدای  حق از‌  بس  که ( مهربان  و  رووف ) و مکرم  هست موسی  بن  جعفر  ای ، که ( باب  الحوایج ) است یا مثل ( نجمه ) ،  لایق  این  شاه  منعم  هست آن  ( ثامن  الحجج )  که  شنیدی  ،  این  رضاست بل ( کعبه  و  طواف   مزارش ) ،  محرم  هست ( هشتم  امام )  ز لطف  خدا  ، خوبی  ها  کند ( مهمان  دار عالی ) ،  به  هر  نسل  آدم   هست صد ها  قرن  اگر  که ( غریب  است  ،  این  عرب) والا  ترین (  معین  بشر  ) ،  آن  مسلم  هست هر جا  ( غریب  و سائل  ای )  باشد ، درین  جهان در  ( آستان  قدس  رضا  ) ، جای  او هم  هست این  لطف  حق  به (شاه و گدا ) ، هر چه  ها  دهد تو هر چه  خواهی  آن  بطلب ، ( لطف  پیهم  هست) هر گز نرفته (  دست  تهی  ) ،  هر که  بوده  است ( موسی الرضا ) غنی ست  و غنی تر ز حاتم  هست  صحن  و سرای  ( قبله ی  هفتم ) ، بهشت  ماست هر جای  این  ( حریم  مقدس ) ،  گواهم  هست بیمار و بینوا  و گرفتار  ، ( دخیل )  اوست درمانگاه  و مسکن  عشاق  ای  ،  مدغم  هست وصل  دخول  ( پنجره  فولاد ) ، این  امام ( آرامش ای  دهد) و دل  هر که ، بی غم هست یک  جام  خوشگوار ، ( سقا خانه ی  امام ) ( آب  حیات  )  بوده  و احساس  مرهم  هست ( جای  ملال )  نیست ، درین  وادی  ی  تمیز اندوه  و درد  و خستگی ها ، محوی  از هم  هست گویند  ( غریب  الغربا  )  و طبیب  عشق آنکه ( معین  الضعفاست) ، عشق جان  هم  هست آری ( بیست  و سوم  ذیقعده ) ، این  عزیز گردیده  است ( شهید) ، خدایا چسان غم  هست ( هر  بهترین )  به  عالم  فانی  ،  فدایی  شد ( پاداش ) هر فدایی ، خدایا چه  مبهم  هست ! ( احسنت ) به  هر عزیز و حبیب و فدایی  ات ( ای  ذوالجلال ) که  وارث  راهت  ،  مقدم  است   تاریخ 13 /4 /1400مشهد مقدس
هفتاد شب ایستادگی هفتاد شب پای نظام خویش ماندیم ما شعر عاشق بودن و تکبیر خواندیم هفتاد شب از رفتن آقا گذشته هفتاد موج تازه از دریا گذشته هفتاد شب پایِ وطن چون کوه ماندیم بر عهدِ خود با رهبرِ نستوه ماندیم هفتاد شب از زخمِ هر طوفان گذشتیم با پرچمِ افراشته، از جان گذشتیم هفتاد موج از خشمِ دشمن در زمین است ما صخره و طغیانِ آتش در کمین است طغیان آتش، گاه شاخ و برگمان سوخت چشم جهان را بر درخت این وطن دوخت هفتاد شب با یادِ یاران گریه کردیم بر داغِ مولای شهیدان گریه کردیم هفتاد شب فریادِ "یا زهرا" به لب‌ها "هل من مبارز" قصه‌ی زیبای شب‌ها هفتاد شب در کوچه‌ها ماوا گرفتیم ما درس، از مولایِ عاشورا گرفتیم هفتاد شب با بیرقِ خون، راه رفتیم تا قله‌یِ ایثارِ خون، همراه رفتیم هفتاد شب بر شانه‌هامان آسمان بود هر سنگرِ اندیشه، لبریز اذان بود هفتاد شب از غیرت و ایمان سرودیم از پرچمِ ایران، در این میدان سرودیم هر مرد و زن بر زخمِ میهن مرهم آورد هر عاشقی با دست‌هایش پرچم آورد هفتاد شب خونِ شهیدان موج می‌زد نامِ وطن در چشم‌هامان موج می‌زد هفتاد شب با رهبر خود عهد بستیم با عشق در آغوشِ این پرچم نشستیم هفتاد شب منظومه‌ی ایران درخشید خورشید هم از غیرت و ایمان درخشید هفتاد شب تاریخ، ما را خوب فهمید شیرازه‌یِ پوشالیِ طاغوت پاشید ما استواران زمین در انتظاریم در انتظار دیدن روی نگاریم ای منجی عالم! بیا دلها غمین است ایران ما تنهاترین خاک زمین است تو وارث خون شهید کربلایی ای آخرین فرمانده‌ی میدان کجایی؟ هفتاد شب چشم وطن بر راه مانده در قلب‌ها داغ و تبی جانکاه مانده باز آ ، علم برگیر تا دنیا بداند ایران، همیشه سبز و جاویدان بماند
شب‌به‌شب گرم مناجات علی‌موسی‌الرّضاست این ولایت در موالات علی‌موسی‌الرّضاست هرکه در حِصن رضا شد، در امان است از عذاب این روایت از روایات علی‌موسی‌الرّضاست صادق الوعد است هرکس دهد سوره‌ی فتح از فتوحات علی‌موسی‌الرّضاست حاج‌قاسم آنکه دشمن را به خشم آورده بود یک کرامت از کرامات علی‌موسی‌الرّضاست پرچمِ دست سلامی، همچنان در اهتزاز رایتی از جمله رایات علی‌موسی‌الرّضاست شور میدان‌داریِ عبدالرّحیم موسوی یک حکایت از حکایات علی‌موسی‌الرّضاست در سرانگشتان نصراللهیِ سیّدحسن یک اشارت از اشارات علی‌موسی‌الرّضاست چوب‌پَر در دست، حاجی‌زاده گرم خادمی‌ست تنگسیری انتظامات علی‌موسی‌الرّضاست! سیّدابراهیم در پایین پای حضرتش خیرِمقدم‌گوی سادات علی‌موسی‌الرّضاست شادمانی، باقری، حدّادِ عادل، پاک‌پور این شهادات از عنایات علی‌موسی‌الرّضاست سرخوشی را از فریدون‌های عباسی بپرس باده‌نوشی در خرابات علی‌موسی‌الرّضاست رهبرم سیّدعلی، آیینه در آیینه شوق رهبرم سیّدعلی، مات علی‌موسی‌الرّضاست مؤمنانی آنچنان و شیعیانی اینچنین مایه‌ی ناز و مباهات علی‌موسی‌الرّضاست ملت مبعوث دارد کربلایی می‌شود این وطن را شورِ میقات علی‌موسی‌الرّضاست ✍
🔻قدیمی ترین سنگ مرقد امام رضا (ع) این سنگ ساخته شده از سنگ مرمر سفید در سال ۵۱۶ قمری توسط عبدالله بن احمد قره شامل یک متن محرابی در وسط و دو کتیبه در حاشیه به خط کوفی می باشد.
مصرع ناقص من کاش که کامل می شد شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست من که حیران تو حیران توام می دانم نه فقط من که در این دایره سرگردانم همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست «پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست» کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت: «ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه» راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید «ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد سالیانی ست که معراج خدا می خواهد زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی در هوا تیغ دو دم  نعره ی هو هو می زد نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار پا در این دایره بگذار عدم را بردار بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی یازده مرتبه در آینه تکرار شدی راز خلقت همه پنهان شده در عین علی است کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی است روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید «ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید.