به شدت به اون حسی که اولین بار از یکی میگیرم ایمان دارم
حس نیست که، موشک نقطه زنه
نازنین یار! مرا باز ندیدی! باشد...
به گمانم که دل از من تو بریدی! باشد...
بود همواره امیدم که مرا میخواهی
من همانم که نشستم به امیدی، باشد...
بین بازار غلامان نظر انداخته ای
جنس مرغوب نبودم نخریدی؟ باشد...
دست عشاق گرفتی و حرم بردی... آه
طبق معمول ز من دست کشیدی، باشد...
مهربانی تو مال دگران است چرا
باز ای یار به دادم نرسیدی، باشد...
این همه زار زدم، داد زدم کرببلا
این حرم گفتن من را نشنیدی، باشد...
أَبٰاْ أَیْمَنْ | aba aiman
فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ🗿🤍