گوش کن حرف دلم را عسلم، شیرینم :
"مثل یک کاسه ی زهرم چه کنم؟ من اینم "
و هنوزم که هنوز است پر از دردم من
و فقط از خودم از دست خودم غمگینم
حرف های دل من قوطی کبریتند و
آتشم می زند از بس که خودم بنزینم
شعرها پر شده از " عشق و عزیز " الکی
آخر هر غزل " ای عشق بیا بالینم" ...
خود من هم دو سه بار از لب و گیسو گفتم
چه بدم آمده از شعر بد و ننگینم
حالت زشت و کریه و بدی آدم دارد
فقط از عاشقی و ... آه! عجب بدبینم
وارث رودکی و سعدی و خیامم من
عاشق شعر فروغ و غزل پروینم
همه ی همت من شاعری اما افسوس
همه ی قافیه ها را الکی می چینم
چون اگر حرف دلم را بزنم متهمم
چند باری به خودم گفته شده بی دینم
شاعر آرام بماند چه کسی حرف زند؟
شاعرم نقد و نظر رسم من و آئینم
و چرا شعرِ " سه تا نقطه " سرودن جرمست؟
ولی از عشق خدا لاف زنم تأمینم
غزلی خواندم و حافظ چقدر زیبا گفت
" گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم "
بهروز_علیزاده
تو پنهان کن خودت را درمیان نقطهها اما
بدان من دوستت دارم، سهتانقطه، به این معنا ...
#مرتضیقرائی
مثل خرمشهر آزادم کن از چنگ جنون
این بغل را داغ تر از شرجی اهواز کن
فرهاد حامد
تو را هر قدر عطر یاس و ابریشم بغل کرده
مرا صد ها برابر حسرت و ماتم بغل کرده
زمستان می رسد گلدان خالی حسرتش این است
چرا شاخه گلِ مهمانِ خود را کم بغل کرده
تـا حـریـم گـرم ِ آغـوش ِ تـو تـنپـوش ِ مـن اسـت
بیخـودی دلـواپـس ِ سـوز ِ زمستـان نیستـم
#هخا_هاشمی
هرچه کردم نشوم از تو جدا، بدتر شد
از دل مـا نرود مهر و وفــا، بدتر شد
مثـلا خواســتم این بــار موقـر باشــم
و به جای "تو"، بگویم که "شما"... بدتر شد!
آسـمان وقـت قـرار من و تــو ابری بود
تـازه با رفتـن تـو وضـع هـوا بدتر شــد
این متانت به دل سنگ تو تاثیر نکرد
بلکه برعکس، فقط رابطـه ها بدتر شـد
چاره دارو و دوا نیست، که حال بد من
بی تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت
آمدم پاک کنم عشـق تـو را بدتـر شـد...
#شادی_صندوقی