ڪوچ ڪردم
ڪه دلم را به ڪسے نسپارم
حس خوبیست ڪه من این همه بے آزارم
عشق احساس قشنگیست
ولے من شخصا
دیدگاهے متفاوت به دو عاشق دارم
خوش ندارم
به ڪسے قولے و قلبے بدهم
ڪه به یک حادثه روزے دل از او بردارم
این دلیلیست
ڪه در این سفر تنهایے
از مسیرے ڪه به عشقے برسد بے زارم
تهران بدونِ بودنت انگار زندان می شود
با تو کویرِ لوت هم مانندِ تهران می شود
قلبِ مرا با چشمِ خود هر روز کافر می کنی
باز از حیایِ شرقی ات کافر مسلمان می شود
جان می دهی بار دگر جان داده را با بوسه ات
مردن پس از بوسیدنت، یک کارِ آسان می شود
می خندی و از نازِ تو بازارِ بی همتای گل
در کسری از یک ثانیه یک جایِ ویران می شود
با احتیاطِ بیشتر لب هایِ خود را رنگ کن
بیرون که می آیی عسل یکباره ارزان می شود
چون دست در مو می کنی، لطفا کمی آرام تر
از موج گیسوهایِ تو، هر روز طوفان می شود
یک روز می آید که در وصفِ دل آرایی تو
این شعر بازی هایِ من در حدِ دیوان می شود
#لاادری
ما جز بہ نگاهت بہ نگاهی گره عشـق نبستیم
این بود تب عشـــق چہ آرام شکستیم.
#پریسا_سیــروس
😔😔😔😔
بعد از تو از هر قطره ی باران بدم آمد
از جاده های ابری گرگان بدم آمد
چشمان تو همرنگ جنگلهای انبوهند
بعد از تو از سر سبزی گیلان بدم آمد
بعد از تو چشمانم تمام سال باران است
دیوانه بودن در نبودت سخت آسان است!
تو خاطرات زیر باران باخودت داری
بعداز تو من از عشق... از باران بدم آمد
حسن حسن پور
شعله دارم میکشم در تب، نمی فهمی چرا؟
تابِ بی ماهی ندارد شب، نمی فهمی چرا؟
اهـلِ آه و نالـه کردن نیستم جان من است
اینکه هر دم می رسد برلب نمی فهمی چرا؟
ذوب دارم می شوم هر روز می بینی مگر؟
آب دارم می شوم هرشب نمی فهمی چرا؟
آنچه من پای بدست آوردن چشمت زدم
قیدِ دینم بود لامذهب نمی فهمی چرا؟
بینِ مردم مثل من پیدا نخواهد شد نگرد
"یک" ندارد جز خودش مضرب نمی فهمی چرا ؟
بارها گفتم دل دیوانه گرد عشق نه!
نیش خواهی خورد از این عقرب نمی فهمی چرا ؟
#حسین_زحمتکش
جز چشم سیاه تو که جانهاست فدایش
بیمار ندیدم که توان مرد برایش...
#صائب_تبریزی
می بوسمت از پشت گوشی با لبانی سرد
می بوسمت سَر میروم از بی کسی، از درد
در خاطرات کوچه خواهد ماند مدت ها
دیوانه ی آشفته ای، یک شاعر ولگرد
آواره ی پسکوچه های شهر با هق هق
گاهی صدایت میکنم، لعنت به تو! برگرد
کابوس دنیای مرا دور از تو پر کرده
این روزها میترسم از هر مرد و هر نامرد
گم می شوم هرشب در آغوش خیال و بعد...
شب گریه و خواب آور و بی خوابی و سردرد
از تو برایِ من همین ها یادگاری ماند
کنج اتاقم نامه ای پاره، گلی هم زرد
میبوسمت از دور و تو میبوسیَش شاید...
می بوسمت از پشت گوشی با لبانی سرد
#طاهره_اباذری_هریس 🦋
┄┅─═🍁 ═─┅┄
در دلم هستی و بازم نگرانت هستم
نفسم هستی و وابسته به جانت هستم
#هما_کشتگر
┄┅─═🍁 ═─┅┄
یاد آن جلوه ی مستانه
کی از دل برود؟
این نه موجی است
که ازخاطر ساحل برود
خط سبز تو محال است
که از دل برود
این نه نقشی است
که هرگز ز مقابل برود
#صائب_تبریزی