eitaa logo
آبادی شعر 🇵🇸
1.8هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
94 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
گاه باید برگشت، پشت سر را نگریست! زندگی یک دوِ ماراتن نیست!
انسانِ عصر بی‌سرانجامی زیبا، ولی با روح بیگانه است؛ مانند مریم‌های گلخانه است
برف‌ها که آب می‌شوند، قطره‌ها چه بی‌صدا زنده زنده آفتاب می‌شوند!
هی مگو که قارقار می‌کند! تو زبان زاغ را نخوانده‌ای؛ عاشق است و یاریار می‌کند
این جمعه‌های بی تو آشوب است ای مهربان وقتی تو را دارم؛ حالِ دلم خوب است!
فصل‌ها، جاده‌های خستگی‌اند؛  بی‌ نگاهت رسیده‌ام به خزان؛  برسانم به دور برگردان!
خندید، دو دندان طلا پیدا شد؛ ترسیدم؟ هه! جادوگر پیر، در دهانم جا شد.
جنگ یک حرف دیگر است، اما خواه ناخواه زنده از خونیم؛ ما به گل‌های سرخ مدیونیم
تو غزل می‌گویی، من سه‌گانی، مردم اخبار سکه می‌خوانند.
یک نهنگ پیر می‌کند شنا روی ماسه‌ها.
عنکبوت سال‌هاست تار می‌تند به پای طعمه‌اش؛ طعمه‌اش هزارپاست.
در خودش اسیر می‌رسد، ولی چه دیر، لاک‌پشت پیر!