🔺پیمان رهبر و حجت خدا با ما در برابر خطر سامری
این پیماننامه را برافرازیم که همه ببینند؛ این برترین شعار ما است. بگذاریم در شناسه حسابمان که چشم امام زمان عج روشن بشود.
🔥سامری امت موسی «لا مِساس» بود و سامری امت حضرت محمد، «لا قِتال» است:
✍🏽 پیام امام سید مجتبی خامنهای:
«چهل شب و روز است که خداوند متعال پیشوای این امت را به میقات خود فراخوانده؛ اما اینبار برخلاف آنچه در عصر کلیمالله رخ داد، اصحاب رهبر شهید و امت او برای اقامه حق و مقابله با باطل مبعوث شدند و چون کوههای استوار در برابر سامری و گوسالهاش ایستادگی کرده و همچون گدازههای آتشین بر سر متجاوزان و فرعونیان فرود آمدند.» ۱۴۰۵/۰۱/۲۰
ابرفقه
📚بررسی فقهی ادعاهای استاد مهدی طائب درباره آتشبس پس از شنیدن یا خواندن این نقد موشکافانه فقهی دربار
سلام به شما
برخی گرامیان ادعا کردند که نقد کانال ابرفقه به حرفهای طائب درباره آتشبس، ارزش فقهی ندارد؛ چون مثلاً صفت «گزافه» برای ادعاهای طائب آورده است و این کار سیاستزده کردن نقد و توهین است.
۱. در متون فقهی عین واژه جزاف هست.
۲. گزافه بودن وصف گفته است نه گوینده؛ که توهین به گوینده باشد.
۳. گزافه و بلکه ضد سخنان ولیامر و ضد عقل بودن ادعاهای طائب در متن نشان داده شده.
۴. ادبیات قرآن فقهی است یا جبهه گیری سیاسی (به معنای غیرفقهی بودن آن)؟ کمثل الحمار، کمثل الکلب.
۵. اتفاقا فقهیبودن یک سخن، هنگامی است که لیتفقهوا + لینذروا قومهم باشد و این متن با تنگ کردن عرصه منطقی و روانی بر ضد ادعاهای فاسد طائب مصداق دقیق انذار و بازدارندگی برای امثال این اقوال ضاله است.
۶. اگر تفقه، منهای انداز و بازدارندگی باشد، فقه عقیم و ابتر است.
۷. گزافههای طائب، هم غیرفقهی بود و هم رسانهای بوده؛ یعنی نه بحث مطرح شده در چارچوب علمی بوده و نه در محیط علمی بوده و شوربختانه، فاسد و مفسد هم بوده؛ لذا منتقد این گزافهها، در یک کتاب فقهی آن را نخوانده که او هم آن را کتابی نقد کند.
۸. فقه انذاریِ رسانهای، ادبیات قرآن و امیرالمومنین و ... مبنا است. ما مبنا را قرآن و اهلبیت ع میدانیم؛ نه ادبیات سکولار مقالات علمی، با هنجارهای ادبیات تنزهطلبانه فرنگ.
یا علی