🔸چند پرسش و پاسخ !
🔹لطفاً جهت انجام یک پژوهش، به سئوالات زیر پاسخ دهید:
1- آیا در زندگی خود برای ارائه تصویر بهتر از خود در میان اطرافیان تان تلاش کردهاید؟
2- به نظر شما جامعه امروزین ما چقدر نمایشی شده است؟ (ارائه تصویر خوب از خود به دغدغه عمومی تبدیل گشته)
3- فضای مجازی و به صورت ویژه شبکههای اجتماعی چقدر در نمایشی شدن مردم موثرند؟
4- به نظر شما در آینده زندگی ما نمایشیتر خواهد شد؟ چگونه؟ لطفا تصویر ذهنی خود را شرح دهید.
🔹پاسخ ها در ادامه 👇
@abdollahimahdi
1- آیا در زندگی خود برای ارائه تصویر بهتر از خود در میان اطرافیان تان تلاش کردهاید؟
پاسخ: در رابطه با ارائه تصویر بهتر از خود؛ بله ممکن است این کار را کرده باشم اما همواره سعی می کنم بر اساس اعتقاداتم به چنین مسئله ای نپردازم، در واقع معتقدم ارائه تصویر بهتر و برتر از واقعیت وجودی آسیب ها و عوارضی دارد از جمله اینکه:
- همواره می بایست تلاش کنیم که واقعیت امر آشکار نشود و موجب اضطراب دائمی است،
- همچنین با ارائه تصویر برتر، انتظارات اطرافیان بیشتر می شود و هنگامی که نمی توانیم انتظارات آنان را برآورده نماییم خود دردسر دیگری است!
- از لحاظ ارزشی هم قضاوت دیگران نباید برای ما اهمیت داشته باشد، اگر انسان رابطه خود را با خداوند اصلاح کند، خداوند اصلاح رابطه اش را با دیگران به عهده گرفته و آنرا اصلاح می کند پس لازم نیست زحمت بیهوده ای در موجه نشان دادن و برتر نشان دادن خود بکشیم!
- عزت و ذلت افراد دست خداست، ممکن است تمام ذهن و فکر و تلاش بنده ای معطوف بر این شود که چهره و تصویری برازنده از خود نشان دهد اما تا وقتی خداوند نخواهد و اراده نکند نتیجه نمی گیرد و برعکس اگر عالَمی تلاش کنند آبروی بنده ای را بریزند اگر خدا نخواهد نتیجه نمی گیرند و قلوب دست خداست و با اراده ای فردی را عزیز ترین شخصیت عالم می گرداند...
- شهرت و معروفیت و احترام دیگران و ... نعمتهایی هستند که اگر خداوند به بندگان خوب خود ندهد، برای آنها ذخیره می کند و در آخرت به نحو أحسن جبران می کند، لذا فرموده اند طوبی لمن ... خوشا بحال کسی که غیر از خدا کسی او را نشناسد...
- مراتبی از زهد این است که قضاوت مردم برای انسان مهم نباشد اگر انسان وظیفه اش را انجام دهد چه دیگران تحسین و مدح کنند یا تقبیح و مذمت، نباید برای انسان مؤمن مهم باشد و احساساتش متغیر شود...
با توجه به نکات فوق تلاش من این است که در این مسئله کمترین دغدغه و اهتمامی نداشته باشم ...
@abdollahimahdi
2- به نظر شما جامعه امروزین ما چقدر نمایشی شده است؟ (ارائه تصویر خوب از خود به دغدغه عمومی تبدیل گشته)
پاسخ: در رابطه با نمایشی شدن جامعه؛ وقتی انسان ها دنبال منافع مادی و ظاهری باشند، حفظ ظاهر برای خوشایند دیگران و کسب منفعت از این طریق بزرگترین دغدغه و مشغولیت می شود، اشخاصی برای دلربایی از جنس مخالف، افرادی برای کسب رضایت مدیران خود، سیاست مدارانی برای کسب رای مردم، فروشندگانی برای جلب مشتریان و رضایت آنها و... همه به دنبال نمایش جلوه های جذاب از خود هستند ...
3- فضای مجازی و به صورت ویژه شبکههای اجتماعی چقدر در نمایشی شدن مردم موثرند؟
پاسخ: در رابطه با نقش و سهم فضای مجازی و شبکه های اجتماعی در نمایشی شدن جامعه؛ باید گفت اساساً روح تکنولوژی و پیشرفت های تمدنی و دستاوردهای بشری در مسیر منحط تمدن غرب، جلوه نمایی، تبرّج، حفظ ظاهر، حیله و فریب و غرور، تزیین (زینت دادن حب شهوات، حب نساء، حب دنیا و ...) تحبیب دنیا در قلوب، غفلت از حقایق و پوشیده ماندن واقعیت هاست ، این ویژگی ها که در معارف دین ما به نوعی منتسب به آثار و افعال شیطان است در آثار و افعال شیطانی طاغوت و جریان باطل و تمدن غرب نیز جاری و ساری است، دوری از حقیقت عینی و گام گذاشتن در مجازهای غیرواقعی سیری شیطانی است که با توجه به غلبه تمدن غرب بر عالم، چنین فضای غیر واقعی و مجازی روز به روز گسترش خواهد یافت، از جمله این فضاهای غیرواقعی، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی است که این امکان را فراهم آورده اند تا انسان به راحتی آنطور که فضای مجازی، فضا را جهت دهی و هدایت می کند، دیگران همراه شوند و آنطور که حکمرانان فضای مجازی می خواهند و ارزش ها و ضدارزش ها را تعریف می کنند دیگران منطبق شوند و آنطور که فضای مجازی و اهل آن طالبند و اقتضائات فضای مجازی طالب است، دیگران آنگونه ظاهر شوند و روابط و ظاهر و حضور خود را بر اساس آن تطبیق دهند.
@abdollahimahdi
4- به نظر شما در آینده زندگی ما نمایشیتر خواهد شد؟ چگونه؟ لطفا تصویر ذهنی خود را شرح دهید.
پاسخ: زندگی بشر در عصر جدید و غلبه تمدن غرب در سبک زندگی با همه دستاوردها و پیشرفت های مادی، به سوی پوشیده ماندن بواطن و حقایق و واقعیت های فردی و اجتماعی و برجسته شدن ظواهر مادی و گزینیشی شدن و نمایشی شدن مطابق با معیارهای مادی حاکم بر فرهنگ تمدنی است...
در آینده نیز این سیر شیطانی رو به توسعه و گسترش خواهد بود و ظواهر مادی روز به روز بیش از گذشته زینت خواهند یافت و حقایق معنوی و باطنی پوشیده و مغفول واقع خواهند شد، بواسطه ابزار هنری و رسانه ای و صنعت و تکنولوژی های جدید و فرهنگ حاکم بر آنها، ارزش ها که ضد ارزش و معروف ها که منکر شده اند قدرت جولان یافته و انسان ها برای همراهی و سنخیت با این فضای غالب مجبور به پذیرش آنها می شوند و ضدارزشها که ارزش و منکرات که معروف شده اند، در فضای غالب قدرت غلبه بر فرهنگ و رفتار و ارتباطات و ساختارهای فردی و اجتماعی پیدا می کنند و انسانها مجبورند در این فضای غالب بر سبک زندگی، خود را تطبیق دهند، در همین فضا کسب منافع و رسیدن به قله های مادی و رفاه و تجمل و مال و مقام و موقعیت دنیایی، جز با سوار شدن بر امواج پیشرونده به سوی برجسته شدن ظواهر مادی و پوشیده ماندن حقایق واقعی ممکن نیست. اغلب افراد در مناسبات و روابط و ساختارهای مدرن موجود در صدد نمایش شاخصه های مطلوب مطابق با فضای حاکم هستند و کسب منافع را در همین چارچوب ها تعریف کرده اند و انسانها لاجرم می بایست در همین چارچوب ها و روابط و مناسبات، زندگی خود را تطبیق دهند تا به منافع مورد نظر خود دست یابند. به عبارت دیگر اگر من بتوانم چهره ای سازگار و همگون و هماهنگ با مناسبات و ساختارهای شکل گرفته نشان بدهم، می توانم به راحتی موج سواری نموده و به مقصود خود نائل شوم اما اگر قرار است بر برخی ارزشهای خود و حقایق دینی پافشاری کنم در ظاهر نیز در برابر موج سهمگین مخالف، قدرت تاب آوری ندارم لذا مجبورم همرنگ جماعت شوم تا نشوم رسوا!
@abdollahimahdi
🔸به مناسبت روز جوان
🔹 جوانی و نزاع عقل و شهوت!
به نظر می رسد متناسب با سه بعد وجودی انسان که عبارت است از قلب، عقل و جوارح، سه برهه و مرحله رشد و تکامل می توان در انسان تصور نمود، دوره کودکی و نوجوانی که غالباً برهه نزاع حب و بغض در قلب انسان است، دوره جوانی که غالباً برهه نزاع عقل و شهوت و نیز دوره میانسالی و پیری که غالباً برهه نزاع عمل نیک و بد است! با مروری بر چند روایت به شرح این مسئله می پردازیم،
اول روایتی که به نزاع عقل و شهوت در وجود انسان اشاره دارد و آن روایتی که امام صادق علیه السلام، از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل فرمودند: خداوند عقل را برای فرشتگان قرار داده بدون شهوت و برای حیوانات شهوت را قرار داده بدون عقل، و برای بنیآدم هم عقل را قرار داده و هم شهوت را، پس هرکس از انسانها عقلش بر شهوتش پیروز شود از فرشتگان برتر است، و هرکس شهوتش بر عقلش غلبه کند از حیوانات پستتر است.( شیخ صدوق، علل الشرائع، ج ۱، ص ۴ ۵)
دوم آنکه دوره جوانی که بر اساس مضمون برخی روایات تا سن چهل سالگی است، یک فرصت طلایی و برترین لحظات یک عمر و زندگی است، چرا که مطابق با روایات در این برهه شهوت در اوج خود است و عقل رو به تکامل است، در قرآن سوره احقاف هم اشاره شده که «بلغ اربعین سنه» و علامه طباطبایی در شرح آن اشاره به تکامل عقل داشته و فرموده است: در چهل سالگی شهوت کاهش میابد و عقل کامل میشود لذا گفته اند اغلب انبیاء در چهل سالگی به نبوت مبعوث شده اند! هنر جوان این است که در این دوره بتواند عقل خود را بر شهوت غلبه دهد و عفاف و عبادت و بندگی پیشه کند. سخت ترین دوره عمر همین دوره جوانی است و از باب خیرالأمور احمزها، بخاطر این سختی جوان بسیار نزد خداوند محبوب است، روایات بسیاری بر این مضمون تأکید دارند از جمله پیامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: إنَّ اللّهَ تَعالى يُباهي بِالشّابِّ العابِدِ المَلائِكَةَ، يَقولُ: اُنظُروا إلى عَبدي تَرَكَ شَهوَتَهُ مِن أجلي و یا در روایتی دیگر آمده است: فضیلت جوان عابد که از آغاز جوانی عبادت می کند، بر پیری که پس از پیری به عبادت می پردازد، همچون فضیلت پیامبران بر دیگر مردم است و نیز فرموده اند : هیچ کس نزد خداوند، محبوب تر از جوان توبه کار نیست.
سوم آنکه به نظر می رسد انسان در دوره جوانی، برای خود شاکله ای می سازد که حرکت و اعمال و رفتار او در آینده، خصوصا دوران میانسالی و پیری بر اساس آن شاکله خواهد بود، «کل یعمل علی شاکلته»، و اگر بنای این شاکله، دچار انحراف و کجی و نقص اساسی باشد، اعمال و رفتار او در آینده متناسب با آن خواهد بود و شاید در آینده کمتر توفیق و توان و فرصت اصلاح و جبران و رفع نواقص پیدا نماید. روایاتی به این حقیقت اشاره دارند از جمله رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر فردی که چهل ساله شود و خیرش بر شرش غالب نگردد شیطان بین دو چشمش را می بوسد و می گوید: این چهره دیگر رستگار نمى شود (هَذَا وَجْهٌ لَا یُفْلِح). و در روایتی دیگر آمده است : إن الشيطان يجر يده علي وجه من زاد علي الاربعين و لم يتب، و يقول بابي وجه لايفلح و نیز در روایتی دیگر فرموده اند : من اتي عليه الاربعون سنه فلم يغلب خيره شره فليتجهز الي النار همچنین خصال صدوق از امام صادق علیه السلام نقل کرده است: إنّ العَبدَ لَفي فُسْحَةٍ (رحمت و مغفرت) مِن أمرِه ما بَينَهُ و بينَ أربعينَ سَنةً؛ فإذا بَلَغ أربعينَ سَنةً أوحَي اللهُ عزَّوجلَّ إلَي مَلَئكَتِه: إنّي قد عَمَّرتُ عَبدي عُمرًا، فَغَلِّظا و شَدِّدا و تَحَفَّظا و اكتُبا عَليهِ قَليلَ عَمَلِه و كَثيرَهُ و صَغيرَهُ و كَبيرَه، در روایتی دیگر امام باقر علیه السلام فرمود: هر گاه مردى وارد چهلمین سال شد ، منادى فریاد مى زند وقت سفر نزدیک است براى خود زاد و توشه تهیه كن!
@abdollahimahdi
هدایت شده از فقه جامع نظام ولایی
برخی مباحث در رابطه با «فقه جامع نظام ولایی» بصورت تفصیلی تر در این وبلاگ مطرح شده است:
http://mahdiabdollahi.blog.ir/
🔸به اندازه الاغ مرحوم غلامرضا یزدی از گذشته مذاکرات و رأی به اصلاح طلبان عبرت بگیریم!
نقل است یکی ازعرفای بزرگ معاصر بنام شیخ غلامرضا یزدی به مجالس زیادی برای روضه خوانی دعوت میشد! ایشون هم اون زمان تنها مرکبش الاغی بود که باهاش به مجالس مختلف میرفت!
یک روز که ایشون به یه مجلس روضه خوانی تویه یک خونه درانتهای یه کوچه دعوت شده بود؛ سوار بر مرکب وارد کوچه شد، درمیانه کوچه پای الاغ به چاله ای فرو رفت و مقدار کمی پایش آسیب دید، شیخ از الاغ پیاده شد و الاغ راتیمار کرد، به انتهای کوچه برد وافسارش راجلوی درب مجلس روضه بست و داخل شد، منبر وعظ و روضه را به اتمام رسوند و سوار برمرکب برگشت؛
یکسال گذشت؛ مجددا" شیخ به همون مجلس روضه دعوت شد،
شیخ بزرگوار سوار بر مرکب به طرف مجلس روضه به راه افتاد!
دربین راه الاغ با شور و نشاطی وصف ناشدنی حرکت میکرد تا پس از رسیدن به مقصد با پیمانه ای جو پذیرایی شود! مرحوم شیخ الاغ را به مسیر منتهی به کوچه چاله دار هدایت کرد! همینکه الاغ به سر کوچه سال قبل رسید ایستاد داخل کوچه نرفت؛ هرچقدر شیخ افسار الاغ راکشید هیچ افاقه ای نکرد! الاغ چون کوهی برجای خودایستاد!
دراین هنگام شیخ در کنار کوچه زانو زد و شروع به گریه کرد!
اطرافیان شیخ را دلداری دادند که یاشیخ اتفاقی نیفتاده! ما الاغت را نگه می داریم! برو روضه ات رابخوان!
شیخ فرمود: ازنگهداری الاغم که ناراحت نیستم!
ناراحتی من بخاطر خودم هست که اندازه این الاغ عبرت نمیگیرم!
یکبار سال گذشته پای این الاغ توی این کوچه به چاله رفته دیگه حاضر نیست قدم به این کوچه بگذارد درحالی که ازنظر ما الاغ هست و هیچ نمیفهمد!
اما ما انسانها که عقل داریم یک اشتباه را بارها تکرار میکنیم بازهم عبرت نمیگیریم!
آیا نتیجه مذاکرات برجام درس عبرتی برای مردم ما نیست؟!
انتظاری از مذاکره کنندگان نیست، ممکن است آنها هم از گذشته عبرت گرفته به نتیجه مطلوبی از مذاکرات خوشبین نباشند اما مذاکرات وین شیطتنی از سوی ایشان برای پیروزی در انتخابات پیشرو است، در واقع مذاکرات چه اینکه نتیجه بی ارزشی همچون رفع موقت تحریمها را داشته باشد و چه با مخالفت جریان انقلابی به نتیجه نرسد، برگ برندهای برای جریان اصلاح طلب و تنفس مصنوعی برای احیای حیثیت رو به موت آنان است...
اما در این میان از مردم انتظار میرود هوشیار باشند و از گذشته عبرت بگیرند و از اهداف مذاکره کنندگان باخبر و در رأی دادن به این جماعت محطاط باشند...
@abdollahimahdi
🔸مصداق این فرمایشات کیست؟!
🔹امیرالمومنین علیه السلام در وصف منافقان میفرماید:
...أُحَذِّرُکمْ أَهْلَ النِّفَاقِ...وَصْفُهُمْ دَوَاءٌ وَ قَوْلُهُمْ شِفَاءٌ وَ فِعْلُهُمُ الدَّاءُ الْعَيَاءُ...قَدْ أَعَدُّوا لِکلِّ حَقٍّ بَاطِلًا ...وَ لِکلِّ بَابٍ مِفْتَاحاً ...أُولئِک حِزْبُ الشَّيْطانِ...
برشما باد دوری از اهل نفاق ! بیان و سخنشان وعده دارو و شفاست اما کارشان درد علاج ناپذير است! برای هر حقی، باطلی آماده کردهاند و برای هر دری #کلید! اینان حزب شیطان هستند...
#کلیدساز
@abdollahimahdi
تمدن اسلامی و ارتقاء مختصات زندگی تا «حیات طیبه»
(محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی دین,معنویت و کیفیت زندگی)
چکیده مقاله: انقلاب اسلامی در راه رسیدن به «تمدن اسلامی» در مقابله با «تمدن مادی غرب» مسیری بسوی ظهور و تحقق «حیات طیبه» را طی می کند، مختصات زندگی انسانها در سه برهه زمانی و مکانی که عبارتند از «تمدن اسلامی»، «تمدن غرب» و «حیات طیبه» متفاوت است، با بررسی مختصات این سه پدیده، بهتر می توان ارزش، رفعت و سعادت زندگی را در وزان «حیات طیبه» به عنوان وضعیت مطلوب و مقصود درک نمود. این نوشته در گام اول از حیات طیبه و مختصات آن میگوید، در گام دوم به تحلیل تمدن غرب می پردازد، اگر تحلیلهای موجود در رابطه با تمدن غرب، عبارت باشند از «غرب پذیری»، «غرب گریزی»، «غرب گزینی»؛ شاید بتوان تحلیل این نوشته را «غرب گذری» نامید که بر اساس دو اصل «اضطرار» و «استحاله»، تمدن اسلامی را پدیده ای برای گذر از تمدن غرب و نیل به حیات طیبه میشمرد که اولاً بهره مندی از تمدن غرب را در حد ا ضطرار می داند و ثانیاً می بایست در همان حد، با رویکرد ا ستحاله به شاخصه های حیات طیبه و نهایتاً اضمحلال تمدن غرب نزدیک شد. همچنین درگام سوم به چیستی و چگونگی «تمدن ا سلامی» به عنوان دوران گذار تا حیات طیبه می پردازد.
سند ثبت مقاله در مرجع سیویلیکا و مشاهده مقاله:
https://civilica.com/doc/1131313/
@abdollahimahdi
🔸«ظهور»؛ مشروط بر احیای «غدیر خم»
و سیر از «تمدن ظلمانی سقیفه» به سوی نور «حیات طیبه»
(1 از 2)
▫️از واقعه غدیر در قرآن با آیه 67 سوره مائده یاد می شود که ابلاغ رسالت الهی را در ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین می شمارد، اما با مراجعه به آیات قبل، حقایق دیگری نیز آشکار می گردد که اشاره به «حیات طیبه با محوریت ولایت» دارد...
▫️واقعه «سقیفه» یک واقعه برنامه ریزی شده تاریخی از سوی اولیای طاغوت با هدف حذف «ولایت» از مدار و محور جامعه و مناسبات اجتماعی بوده است و ابلیس از این «برنامه ریزی راهبردی تاریخی» با مشارکت اهل سقیفه و اطرافیان پیامبر خبر داده است آنجا که در پاسخ به اظهار نگرانی شیاطین می گوید : «إِنَّ الَّذِینَ حَوْلَهُ قَدْ وَعَدُونِی فِیهِ عِدَهًْ لَنْ یُخْلِفُونِی؛ کسانی که دور پیامبر بودند، در مورد او به من وعدهای دادهاند که هرگز خلف وعده نمیکنند.» و خداوند هم از تحقق وعده آنها می گوید: « لَقَدْ صَدَّقَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ ظَنَّهُ» و این واقعه شروع خط انحرافی از مسیر ولایت در عالم بود که امام از صحنه اجتماع و مناسبات جامعه به حاشیه رانده شد و تطور جریان تاریخ تا امروز منجر به تمدن ظلمانی غرب بر محور اولیای طاغوت و شیاطین جن و انس گشته است و نتیجه آن نیز « ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ» است، و «حیات طیبه» موعود که خداوند برای بشر پسندیده و آنرا به حضور امام و محوریت او بر عالم و مناسبات اجتماعی مشروط ساخته است، پس از غیبت کبری و رشد و تکامل جریان شیعه در مسیر عبور از ظلمات سقیفه و تمدن مادی غرب به سوی نور حیات طیبه واقع خواهد شد.
▫️از مجموع آیات و روایات فهمیده می شود مختصات حیات طیبه بسیار با پیشرفت ها و دستاوردهای بشری در عصر حاضر و حتی پیش بینی ها در آینده متفاوت است و بجای آنکه در چنین تمدنی بشر با زحمت فراوان و مشغولیت حداکثری در دنیا با آثار نامطلوب سرشار از ظلم و فساد، دنیا را تسخیر خود سازند، در حیات طیبه، دنیا خود بسوی انسان ها خیرات و برکات خود را می گشاید و به فرموده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله « ان الله جلَّ جلالُهُ أوحی الی الدُّنیا أنْ اَتْعِبی مَنْ خَدَمَکِ وَ اخْدِمی مَنْ رَفَضَکِ؛ خداوند به دنیا امر نمود کسی را که به دنبال توست به رنج و زحمت بینداز و در خدمت کسی باش که به تو بیاعتناست.»و یا به فرموده امام صادق علیه السلام « إِنْ طَلِبْتَهُ أَتْعَبَکَ وَ لَا تَلْحَقْهُ أَبَداً وَ إِنْ تَرَکْتَهُ تَبِعَکَ وَ أَنْتَ مُسْتَرِیحٌ؛ اگر در پی دنیا باشی تو را به سختی و مشقت اندازد و هرگز به آن نخواهی رسید و اگر آن را پشت سر اندازی، خود به دنبال تو آید در حالی که تو آسوده ای.»
▫️ در آیه 66 سوره مائده می فرماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِم لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ؛ و اگر آنان، تورات و انجيل و آنچه را از سوى پروردگارشان بر آنها نازل شده برپا مىداشتند، از آسمان و زمين، روزى مىخوردند؛ جمعى از آنها، معتدل و ميانهرو هستند؛ ولى بيشتر آنها اعمالشان بد است.» ذیل این آیه امام باقر علیه السلام می¬فرماید مراد از اقامه آنچه از سوی خداوند نازل شده است، «ولایت» است (الکافی، ج۱، ص۴۱۳).
▫️ نتیجه اقامه ولایت در عالم نیز حیات طیبه ای است که مختصات دنیا را تغییر می دهد و برکات و روزی برای مردم از آسمان و زمین نازل می شود و ...
- امیرالمؤمنین علیه السلام نیز فرموده است: « وَ لَوْ أَنَّ الْأُمَّهًْ بَعْدَ قَبْضِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله اتَّبَعُونِی وَ أَطَاعُونِی لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ؛ اگر امت پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله از من پیروی و اطاعت میکردند، از آسمان و زمین، روزی میخوردند.» (بحارالأنوار، ج۲۶، ص۶۵)
- امام صادق علیه السلام نیز فرموده است: «یَا ابْنَ جُنْدَبٍ لَوْ أَنَّ شِیعَتَنَا اسْتَقَامُوا لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِکَهًْ وَ لَأَظَلَّهُمُ الْغَمَامُ وَ لَأَشْرَقُوا نَهَاراً وَ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَ لَمَا سَأَلُوا اللَّهَ شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاهُم؛ پسر جندب! اگر شیعیان ما پایداری کنند؛ فرشتگان با آنان دست دهند، و ابر بر سرشان سایه افکند، و همچون [روشنایی] روز بدرخشند، و از آسمان و زمین قوت و روزیشان برسد، و هیچ چیزی از خدا نخواهند جز آنکه عطایشان فرماید. (بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۷۹) و در روایات دیگر فرموده اند مراد از استقامت، استقامت بر امر ولی و ولایت است ... ادامه👇🏻
@abdollahimahdi
ادامه ☝🏻 (2از2)
▫️اکنون مهمترین رسالت شیعه در عصر غیبت، تقویت و رشد در «ولایتمداری» است! و اینکه برای تحقق حیات طیبه می بایست «ولی معصوم» محور و مدار جامعه و همه مناسبات فردی و اجتماعی قرار گیرد و بت تمدن ظلمانی عصر غیبت را که حاصل محوریت طاغوت است شکسته و مناسبات خود را چه در ساحت علم و چه تحقق ساختارها و روابط و ارکان تمدنی جامعه بر محور امام تعریف نمایند!
در یک کلام، ظهور واقع نمی شود مگر آنکه بشریت، به جبران خطای گذشته اش در سقیفه بپردازد و در عوض فراموشی غدیر در سقیفه، قدر غدیر را بدانند و با تلاش جهت انحلال تمدن مادی غرب و دستاوردهای ظلمانی آن، امام را برای محوریت مناسبات فردی و اجتماعی و تحقق حیات طیبه با مختصاتی متفاوت از تمدن مادی غرب، طلب نمایند...
@abdollahimahdi
🔸«حیات طیبه» ؛ عصای معجزه گونه امام زمان عج در بلعیدن «تمدن مادی غرب»!
(1از2)
🔹در هر زمانه ای، پیامبری که برای دعوت به پرستش و تبری از طاغوت مبعوث می شده است (وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنْ اُعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ)، مأمور به بیان معارف دین بوده (وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِک وَیعَلِّمُهُمْ الْکتَابَ وَالْحِکمَةَ وَیزَکیهِمْ) تا بتواند بواسطه امر به معروف و نهی از منکر (یأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَاهُمْ عَنْ الْمُنکرِ) و زنده کردن فطرت و رشد عقول انسانها (فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلُه وَ واتَرَ اِلیهِمْ اَنْبِیاءَهُ، لِیسْتَادُوهُم مِیثاقَ فِطْرَتِه... وَ یثِیروا لَهُم دَفائِنَ العُقُول...)، آنها را از بند بندگی دنیا برهاند و در مسیر پرستش خدای متعال به پرواز درآورد (وَیضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیهِمْ) و در همه شئون زندگی اجتماعی انسانها، قسط و عدل جاری سازد (لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمْ الْکتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...، أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ...، أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ ...).
🔹چنین رسول و پیامبری، حتماً معجزه ای به همراه داشته است (لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ [دلایل علمی و معجزات و کرامات و ...]) و معجزات متناسب با شرایط و اقتضائات هر زمان و سطح اخلاق و عقائد و قدر عقول مردم بوده است.
🔹نکته مهم آنکه بسیاری از معجزات، در واقع خلع سلاح از طاغوت و استکبار بوده است، به گونه ای که مردم راه نجات و سعادت را در نزد أنبیاء بیابند و از ابزار قدرتی که در دست طاغوت و کفار بوده است رویگردان شوند.
🔹مثلاً در زمان عیسی ع علم طب بواسطه حضور دانشمندان یونانی رواج داشت و کاهنان عهده دار درمان بیماری هایی نظیر برص، بریون و کچلی بودند و عموم مردم نیز بر این باور بودند که این معالجات و بهبودی از این امراض از برکت وجود کاهنان و آثار معنوی ایشان است و حضرت مسیح برای اثبات قدرت الهی و ولایت خود، به شفای بیماران مبتلا به برص و نابینائی و کوری مادرزاد و ... پرداخت آنچنانکه مردم متوجه شوند که این عمل خارق العاده از عهده کاهنان و طبیبان هم خارج است.
🔹در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز اعراب در ادبیات عرب و فن بلاغت و فصاحت در اوج بودند و أمرا و حکما با برپایی جشنها و محفلها به عظمت بلاغت و فصاحت خود افتخار و مباهات می کردند و حکمت الهی اقتضاء می کرد تا با معجزه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، فصحاء و بلغای عرب و به تبع آنان غیر عرب، سر تعظیم و عجز و تسلیم در برابر این کلام بی بدیل الهی فرود آورند .
🔹و اما معجزه موسی علیه السلام، بدلیل آنکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند حوادث قوم بنی اسرائیل عیناً و قدم به قدم برای امت ایشان نیز تکرار میگردد (لتَرکَبَنّ أمتی سنه بنی اسرائیل حذوَ النعل بالنعل...) از جهاتی قابل توجه است...
🔹در زمان حضرت موسی ع نیز، سحر و جادو در میان مصریان رایج بود و طاغوت آن زمان نیز با سوء استفاده از این فنون، در جهت بسط قدرت خود و مخالفت با پیامبر زمان، می کوشید و معجزه عصای موسی ع بر همگان ثابت کرد که علیرغم عظمت کار ساحران، قدرت موسی الهی است و با سحر و جادو قابل مقایسه نیست .
🔹 اما این سئوال مطرح می شود که سحر و جادوی طاغوت زمان ما و معجزه امام زمان عجل الله فرجه الشریف در خلع سلاح طاغوت و در هم شکستن قدرت و عظمت آن چیست؟
🔹آنچه امروزه موجب تسلط و سیطره طاغوتیان و فرعونیان زمان ما بر مردم جهان شده است و ملت ها بلکه حکومتها را نیز در دام خود گرفتار و مبتلا کرده است، چیزی جز «تمدن مادی غرب» نیست.
🔹همانطور که سحر و جادوی ساحران زمان موسی ع چشمان مردم را سحر کرد (سَحَرُوا أَعْیُنَ النَّاسِ) و بواسطه آن مردم را به شگفتی و هراس انداختند (وَاسْتَرْهَبُوهُمْ) بطوریکه خدای متعال از آن به سحر عظیم یاد می کند (وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِیمٍ) تمدن مادی غرب نیز بخاطر عظمت پیشرفتها و تنوعات تکنولوژی و کارآمدیهای صنعتی و تسهیلات رفاهی و توسعه تلذذات و نیز تزئینات شیطان (زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ)، مردم جهان را مسحور و محصور و شیفته و اسیر و مبتلا و دلباخته خود کرده است و تبدیل به ابزار قدرتی برای توسعه ولایت و سرپرستی طاغوت بر جهان و توسعه کفر والحاد شده است.
ادامه 👇🏻
@abdollahimahdi