eitaa logo
پدربزرگ خوانده
12.1هزار دنبال‌کننده
108 عکس
146 ویدیو
0 فایل
به لطف الهی، بالغ بر یک دهه فعالیتهای اجتماعی در حوزه کودکان نیازمند خانواده داشتم برشی از گذشته، شرحی از جاری و چشم اندازی از فعالیت‌های آتی را اینجا منتشر میکنم ارتباط: @farzandkhandeh امید عابدشاهی فعال اجتماعی در حوزه حقوق کودک #موسسه_بهرویش
مشاهده در ایتا
دانلود
📷 دهمین محفل صمیمی خانواده های بهرویش و جشن روز مادر 🗞 بازتاب خبر 👇 خبرگزاری فارس: ✏️https://fna.ir/pahz آستان قدس رضوی: ✏️https://aqrt.ir/portal/?p=77148 سایت سازمان بهزیستی: ✏️https://behzisti.ir/x3pj7 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اکثرِ ما نوزاد دوست داریم. شیرینی خاص خودش را دارد. مخصوصاً وقتی کم‌کم شناخت پیدا می‌کند. معنادار می‌خندد. ذوق می‌کند. گریه‌های الکی می‌کند تا بغلش کنی. همه‌چیز، شیرین است. اما خانواده‌های کمتری دلشان می‌آید میزبانِ یک کودک بزرگ‌تر باشند. نه خیلی بزرگ؛ یک کودک پنج‌ساله یا حتی شش‌ساله. حتی آن‌هایی هم که متقاضی این سن هستند، اغلب خودشان کودک هم‌سن دارند و می‌گویند: «با هم هم‌بازی می‌شوند.» فارغ از اینکه بازی، برای کودکی که خانواده نداشته، وقتی معنا پیدا می‌کند که اول احساس امنیت کند. فارغ از اینکه کودکِ آسیب‌دیده وقتی هم‌بازی می‌شود که قبلش طعمِ ماندن را چشیده باشد. کودک پنج‌ساله خیلی کوچک است. اما گذشته‌ای دارد که روی ذهنِ لطیفش سنگینی می‌کند. بارِ تلخِ گذشته روانش را ناآرام کرده، با این حال آغوش می‌خواهد. مادر می‌خواهد. پدری که تکیه‌گاهش باشد. بی‌قرار است. پرخاشگر شده. خواب‌هایش پر از کابوس است. گاهی افسرده. از بیرون رفتن می‌ترسد. بی‌اشتها می‌شود. و این‌ها دردهایی است که زبانِ گفتن ندارد. ظرفیت کودکانه‌اش تابِ حملِ این‌همه را ندارد، پس خودش را این‌طور نشان می‌دهد. این کودکان هم خانواده می‌خواهند تا اول امن شوند، بعد قوی شوند تا کم‌کم حالشان بهتر شود. فقط خانواده کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
میزبانی از کودکی که می‌فهمد گاهی ترس از میزبانی یک کودک ۴-۵ ساله، ریشه در یک حقیقت دارد: این کودک دیگر یک نوزاد نیست که همه چیز را از نو با او شروع کنیم. او می‌فهمد. از نبود پدر و مادرش می‌فهمد. از جدایی می‌فهمد. شاید حتی شاهد چیزهایی بوده که هیچ کودکی نباید ببیند. این “فهمیدن”، هم می‌ترساند و هم نقطه شروعِ هر ارتباط صادقانه‌ای است. چون قرار نیست ما با یک “طرح خالی” روبرو باشیم؛ قرار است با تاریخچه‌ای از رنج، که نیاز به شنیدن دارد، همراه شویم. اولین قدم برای میزبانی، پذیرش همین “کودکِ فهمیده” است. پذیرشی که نه قضاوت می‌کند، نه می‌گریزد؛ فقط می‌گوید: حرفت را می‌شنوم. کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
از آسیب تا امنیت آسیب روانی یک کودک، زخمی است که بر جانش نشسته. مثل دردی که گاهی در کلامش می‌جوشد، گاهی در سکوتش پنهان می‌شود، و گاهی در کابوس‌های شبانه‌اش فریاد می‌زند. درمان این زخم، نسخه فوری ندارد. نیاز به زمان دارد. نیاز به تکرار دارد. نیاز به چیزی دارد که شاید از همه داروها ضروری‌تر است: یک آغوشِ باثبات. خانواده میزبان، آن آغوش امن است. نه یک مرکز درمانی موقت، که خانه‌ای باثبات که کودک در آن، برای اولین بار بعد از مدت‌ها، می‌تواند مطمئن باشد فردا هم کسی هست که صدایش را بشنود. این ثبات، خودِ درمان است. کانال پدربزرگ‌خوانده @abedshahi
صبوری در بلاتکلیفی سخت‌ترین بخش میزبانی، شاید همان “بلاتکلیفی” باشد. وقتی آینده کودک در دستان یک پرونده قضایی است و تو، به عنوان خانواده میزبان، فقط می‌توانی کنارش بایستی. این ایستادن، نامش “صبوری” است. صبوری در برابر فرآیندهای دقیق مددکاری و حقوقی. صبوری در برابر روزهایی که کودک بین گذشته و آینده سرگردان است. صبوری در پذیرش این که تو “مالک” این کودک نیستی؛ پناهنده‌اش هستی. اما همین صبوری، معجزه می‌کند. به کودک می‌آموزد که حتی در ناپایداری‌های زندگی، می‌شود روی محبتِ انسانی حساب کرد. از همین رو، در ادامه، داستان‌هایی از همین “ایستادن‌ها” و “صبوری‌ها” خواهم نوشت. داستان‌هایی که نه راهنمای عملی، که آینه‌ای برای خودشناسی هستند. اگر امروز قدم میزبانی را برنمی‌دارید، این داستان‌ها را بخوانید و سفیر آگاهی باشید. گاهی یک آگاهی، سرنوشت یک کودک را تغییر می‌دهد. کانال پدربزرگ‌خوانده @abedshahi
صبوری کنید همه پیام‌ها پاسخ داده میشه
خانوادهٔ بزرگ بهرویش، بی‌ادعا مردانگی را در قابی دیگر تصویر کردند🌱 روز مرد را باید فراتر از جنسیت تبریک گفت؛ به مردان و زنانی که مردانگی را نه در عنوان، بلکه در مسئولیت‌پذیری، ماندن پای کار و عملِ بی‌ادعا معنا کرده‌اند. کودکان بی‌سرپرست، بیش از هر چیز به آدم‌هایی نیاز دارند که واقعاً باشند؛ نه آن‌هایی که حضورشان بیشتر در قاب است تا در عمل. قابِ تزویر، هرچقدر هم پررنگ، ماندنی نیست.