eitaa logo
پدربزرگ خوانده
10.6هزار دنبال‌کننده
623 عکس
230 ویدیو
0 فایل
به لطف الهی، بالغ بر یک دهه فعالیتهای اجتماعی در حوزه کودکان نیازمند خانواده داشتم برشی از گذشته، شرحی از جاری و چشم اندازی از فعالیت‌های آتی را اینجا منتشر میکنم ارتباط: @farzandkhandeh امید عابدشاهی فعال اجتماعی در حوزه حقوق کودک #بهرویش
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی موقع بیرون رفتن همزمان با روسری سرکردنم روسری می خواست و همزمان با چادر سرکردنم چادر سر می کرد، وقتی موقع نماز سجاده اش رو کنارم پهن می کرد و چادر نمازش رو کج و کوله به سرش مینداخت، شبی که برای اولین بار توی تکبیر شب ۲۲بهمن ریتم الله اکبر گفتن روی پشت بوم رو یاد گرفت و مثل یه طوطی ناز تکرار می کرد، وقتی دیگه به جای آره خیلی شیرین می گفت بله، وقتی به جای این می گفت ایشون، وقتی ... و من همه ذوق بودم و ذوق🥰 حتی آپشن های عاطفی گل گندم روز به روز فعال تر می شد، آپشن بوسیدن، در آغوش گرفتن، کلمات محبت آمیز گفتن و...😍😍 اما واقعیت یه جاهایی هم ترس برم می داشت، ترس اینکه منِ بنده ی پر از خطا و اشتباه بخوام بشم الگوی یه بنده ی پاک و بی گناه😢 ترس اینکه اصلاً تو قواره ی الگو شدن نیستم😔 دعا و تلاش هم سپر ایمنم در مقابل این ترس ها بود، دعا به درگاه خدای کاملِ بی عیب و نقص برای کمک گرفتن ازش در اصلاح عیب هام و الگوی درستی بودن و تلاش در این مسیر و مسیر یادگیری🤲 و قطعاً خدای گندم سادات حاضر و ناظر و پشتیبان این قسمت از داستان بهم گره خورده ی زندگی ما بود ❤️ ✍️روایت مادرمیزبان کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
سلام عزیز دلم امروز دقیقاً یکسال هست که مهمان خانه‌ی ما و صاحب قلبمان ❤️ شده ای.... یادش به خیر روزی که پا به کلبه مان گذاشتی.. پسری خنده رو و شیرین زبان با چاشنی شیطنت و سر نترس کوچولویی که درکی از خانه و اسباب آن نداشت... یادش بخیر وقتی میخواستم اولین غذای با تو بودن رو آماده کنم خودت رو به سرعت برق به گاز رسوندی و دست انداختی تا شعله آبی اون رو لمس کنی و خوشحال میگفتی که چقدر قشنگه و منی که در کسری از ثانیه دست کوچولوت رو گرفتم و درون خودم سوختم که چرا یه کوچولوی شیرین تو سن سه ساله و نیمی داره اولین ها رو تجربه می‌کنه تو درکی از خیابان نداشتی و اون رو فضای بزرگی برای دویدن می‌دونستی و منی که از ترس دستت رو محکم می‌گرفتم و شکایت های تو که دستم درد گرفت و .... تویی که گاهی من رو خانم و خاله صدا میکردی و حالا زبون می‌ریزی و میگی مامان جون و عشقم ... تویی که تو هر مهمانی، دست یکی رو می‌گرفتی و عزم رفتن میکردی و حالا دلتنگ میشی .... تویی که خودت رو با اسم و فامیل زیستی معرفی میکردی ولی حالا با اسم و فامیل قلبی .... تویی که ....... و حالا بعد از گذشت ۳۶۵ روز پرفراز و نشیب و وجود چالش های زیادی که هنوز باهاشون دست و پنجه نرم می‌کنیم تو تکه‌ای از وجودم شدی و هر روز برایت دعای عاقبت بخیری میکنم حتی بیشتر از فرزندان زیستیم🥹... تو امانتی فراتر از لیاقت من هستی که خدا نصیبم کرد.... ✍️روایت مادرمیزبان 🌱 کودکان مهمان، هرکدوم ماجرا وداستان خاص خودشون رودارن،شرایط زندگی شون یکسان نیست و گاهی پیش میادکه بعضی مهمانی ها دورانش طولانی ترازبقیه میشه. کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
«ایرانِ جان… سرزمینِ ریشه‌ها، خانهٔ امیدها و گهوارهٔ مهربانی.🇮🇷 📷 ارسالی ازمادرمیزبان » 🌱 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
💫 خدایی که همین نزدیکی هاست روزتحویل بود🥺 مادرمیزبان تو اتاق بازی بامهمون کوچولو منتظر نشسته بودن... آخه تحویل نهایی همیشه تواتاق بازی ودرکنار خانم مشاور انجام میشه... به حالش غبطه خوردم‌.. چه آرامش قشنگی داشت... درکمال آرامش تمام عادات و خلق و خوی فرشته کوچولو رو توضیح می داد...برای مادرش نامه نوشته بود که چیزی ازقلم نیفته... با کنترل احساسات💔 بدون ریختن قطره اشکی🥲 ماشاءالله داشت 👏 زیرلب براشون ذکر لاحول ولا قوه الا باللّه خوندم.... این آرامش قطعا لطف خداست... خدای مهربانی که ازروح ومحبت خودش در قلب مادر دمیده💖 خدای مهربانی که مهربان ترازمادره... خدای مهربانی که نذاشت این کودک هیچ وقت بدون مادر بزرگ بشه... همیشه یه مادری بالای سرش بود فقط از وسط قلب یک مادرو کانون توجه یک خانواده به یک قلب و کانون توجه دیگه انتقال پیداکرد... وخدایی که همین نزدیکی ها ست🥹 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
541.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادت باشه حضور هیچ کس در زندگی تو بی دلیل نیست ! 🌺🌺 تمام کسانی که پاتواین مسیر میزارن وقتی برمیگردن وبه عقب نگاه میکنن دست مهربان ونوازشگر خدا رو میبینن که بدرقه ی راهشونه💖🥹 حتی شمایی که تواین کانال هستین نگاه ومهربانی خداوند شامل حالتون شده... و هیچ چیز در این دنیا بی حکمت نیست🌱 رسالت شما اینجا درکنار تیم بهرویش چی میتونه باشه؟؟ ﷽فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ « و در هر حال، خداوند بهترین حافظ و مهربانترین مهربانان است» [سوره یوسف آیه 64] کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
سلام من تندیس هستم ولی مامان قشنگم بهم میگه (مِمول) منم براش ذوق میکنم☺️ اینجا داریم میریم کاردرمانی مامانم دید موهام دو رنگه حیفه عکس نگیره😅 خدادادی موهام هایلاته داماد نمیخواد خرج اضافه کنه 😍☺️ کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
اینجا هم صندلی انتظار کاردرمانیه مامانم هر دفعه اینجا ازم عکس میگیره تا پیشرفت نشستنم رو با عکس ثبت کنه🥹 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
بالاخره منم بعد از ۴۵ سال دختر دار شدم 🩷🩷🩷 ایرن خانوم و عروسکش تی‌تی جان مهمون اول ما یکسال و نیمه بود 🩵 مهمون جدیدمون ۶ ساله 🩷 اگر میزبانان عزیز می‌دونستند که مهمون بزرگتر چقدر راحت‌تر و شیرین‌تر و البته به محبت وتوجه نیازمندتره🥺 حتما یکبار امتحان می‌کردند. ✍️روایت مادرمیزبان کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
روزی که مرتضی جان رو به من تحویل دادن دقیقا لحظه ای بود که جنگ شروع شد و ما شیرخوارگاه آمنه بودیم حس غریبی داشتم هم ترسیده بودم و هم خوشحال بودم ازاینکه اونجا بودم و سریع کارهامون انجام شد و مرتضی جان رو گرفتم بهمون گفتن مرتضی نسبت به سنش مشکل کلامی داره و باید بره گفتار درمانی ☹️🥺 اما مرتضی وقتی اومد توی خونه ما تقریبا ۱۰ روز بعد بود که کامل صحبت میکرد 😳🥹 و ما هم اصلا استرس جنگ و همه چی یادمون رفت 🫠 از برکت وجودش هم که نگم براتون ماشالله 🥰 روحیه خودمم که خیلیییی تغییر کرده خداروشکر و اگر روزی مرتضی جانم از پیش ما بره من این راهو تا جایی که توان داشته باشم ادامه میدم🌱💖 ✍️روایت مادرمیزبان 🌱 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
سند شش دانگ قلب پدر❤️❤️ نمی دونم چرا وقت هایی که همسرم راه می رفتن و از اعماق قلبشون برای خانم کوچولو آواز سر می دادن که : 《عشق منی تو💖 چطوری یه روز ازت جداشم؟ جون منی تو 🥹 چطوری دوستت نداشته باشم؟》 اونم با بغض و حلقه اشک🥺😳 مرتب یاد خاطره ی آخرین قرار ملاقات قبل از محرمیت و عقدمون میفتادم!! 👈 حتماً دارید فکر می کنید چون احتمالا اون روز هم آوازی از این دست رو با همین پوزیشن عاشقانه برای بنده سر داده بودن!! 🙈 خیر 😶 پاسختون کاملاً اشتباه بود❌ چون ایشون تا قبل از این اصلاً اهل خوندن آواز عاشقانه اونم از نوع اونور آبیش نبودن، اصلاً... استغفرالله...🤐 تنها خاطره ی آوازخوندن شون متعلق به همون روز بود... روزی که رفتیم آخرین و مهم ترین حرفهای زندگی مون رو بزنیم و نهایتاً داشته ها و هنرهامون رو برای هم فهرست کنیم😅 با هنرنمایی در زمینه ی مداحی، زنگ تفریح مجلس دونفرمون رو رونق دادن🤨 اونم مداحی با موضوع سوال و جواب شب اول قبر👻 البته شاید تازگی و روی بورس بودن اون مداحی هم تأثیری روی این انتخاب داشت، اما در هر صورت، بگذریم...🤯 خواستم بگم اگه مهمونِ دخترِ دلبرِ شیرین زبون قسمتتون شد، انتظار شکوفا شدن یهوییه انبوه استعدادهای درخشانِ عاشقانه در همسرتون رو داشته باشید 😄🥰 بروز استعدادهایی از قبیل لاک زدن حرفه ای 💅 و شانه و سشوار در حد براشینگ مجلسی که جای خودش🙋‍♀ ✍️روایت مادرمیزبان کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
769.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صبح قشنگ تون بخیر مامان گلی هایی که ازکله ی سحر به خاطر مهمون کوچولوها به ناچار سحرخیزید☺️🥴 ولی همون یه لبخند کوچولوش همه ی خستگی هارو میشوره میبره مگه نه؟ 🥹 بریم یه چندتا عکس کله سحری ببینیم... کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi