eitaa logo
پدربزرگ خوانده
10.7هزار دنبال‌کننده
624 عکس
230 ویدیو
0 فایل
به لطف الهی، بالغ بر یک دهه فعالیتهای اجتماعی در حوزه کودکان نیازمند خانواده داشتم برشی از گذشته، شرحی از جاری و چشم اندازی از فعالیت‌های آتی را اینجا منتشر میکنم ارتباط: @farzandkhandeh امید عابدشاهی فعال اجتماعی در حوزه حقوق کودک #بهرویش
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/abedshahi/1210 خاطرات یک مادرخسته در برابر یک گودزیلای نیم‌متری! بعضی‌ها توی خانه‌شان دکوراسیون کلاسیک دارند، بعضی‌ها مینیمال؛ اما سبک دکوراسیون خانه‌ی ما «پسازلزله‌ی هشت ریشتری» است! و طراح ارشد این دکوراسیون، کسی نیست جز یک وروجکِ نیم‌متری به نام کامی جون که معتقد است هیچ دری در این دنیا نباید بسته بماند.🤪 روز ما با بازرسی دقیق کابینت‌ها شروع می‌شود. آشپزخانه برای او حکم یک آزمایشگاه پیشرفته را دارد. صدای «تق… بام… خش‌خش» یعنی آقا مشغول مهندسی مجددِ ظروف پلاستیکی و قابلمه‌هاست.👷‍♂️ اصلاً چیدمان من را قبول ندارد؛😬 معتقد است درِ قابلمه باید توی سبد پیازها باشد و کفگیرها زیر مبل پذیرایی!😵‍💫 درحین کار دوتا گازهم از پیازها میزنه😐🧅 اما جذاب‌ترین بخش آشپزخانه برای این کاشف کوچک، سطل زباله است. سطل آشغال برای او حکم صندوقچه گنج دزدان دریایی را دارد. تا چشم از او برمی‌دارم، سطل را وسط آشپزخانه چپه کرده و با چنان دقتی پوست موز و قوطی خالیِ رب را آنالیز می‌کند که حس می‌کنم در حال آماده کردن رساله‌ی دکترای بازیافت زباله است!🧑‍🎓🧑‍🏫 عملیات‌های فوقِ سری اما جای دیگری اتفاق می‌افتد: دستشویی! وای از آن روزی که درِ دستشویی حتی یک میلی‌متر باز بماند. مثل یک نینجای آموزش‌دیده، در کسری از ثانیه خودش را به آنجا می‌رساند. تا به خودم بیایم و به صحنه جرم برسم.....بگذریم.... ولی از همه‌ی این‌ها گذشته، بزرگ‌ترین بحران دیپلماتیک ما ماجرای همسایه‌هاست. کافی‌ست همسایه‌ای در بزند یا چیزی بیاورد؛ آقا چنان می‌زند زیر گریه و به در چنگ می‌اندازد که انگار ما اینجا در سیاه‌چال حبسش کرده‌ایم و همسایه به عنوان فرشته‌ی نجات آمده تا به او پناهندگی بدهد! 😰با اشک و التماس می‌خواهد برود خانه‌ی آن‌ها. همسایه هم با یک نگاهِ «آخی، طفلکیِ معصوم» نگاهم می‌کند و من در دلم فریاد می‌زنم: «فقط نیم ساعت ببرش خانه‌ات تا ببینی این طفلکیِ معصوم چطور مبل‌هایت را شخم می‌زند!»🤨 بگذارید از تخصص‌های مهندسی‌اش در بخش لوازم خانگی هم برایتان بگویم. ماشین لباسشویی و ظرفشویی برای من وسیله‌ی نظافت‌اند، اما برای او پنل کنترلِ یک سفینه‌ی فضایی! کافی‌ست یک لحظه غفلت کنم؛ چنان دی‌جی‌وار تمام دکمه‌ها را با هم می‌زند و برنامه‌ها را به هم می‌ریزد که ماشین لباسشویی بیچاره هنگ می‌کند و نمی‌داند الان باید لباس‌ها را بشوید، خشک کند یا پرواز کند!🤯 یخچال هم که دیگر مرزهای امنیتی‌اش کاملاً شکسته شده است. کافی‌ست درِ یخچال فقط یک ثانیه — تاکید می‌کنم، فقط یک ثانیه — باز بماند؛ مثل یک نینجایِ نامرئی از غیب ظاهر می‌شود، یک گوجه‌سبز می‌قاپد و با چنان سرعتی فرار می‌کند که انگار شمش طلا از خزانه‌ی بانک مرکزی زده است! 😫 البته تغذیه‌ی ایشان فقط به گوجه‌سبز ختم نمی‌شود. او یک علاقه‌ی عجیب به تست کردنِ طعم تکنولوژی دارد! سیم شارژر گوشی را چنان با ولع توی دهانش می‌گذارد و می‌جود که آدم شک می‌کند نکند جریان برقِ برق طعم شیرکاکائو می‌دهد و ما بی‌خبریم! وقتی هم که سیم را از دهانش می‌کشم بیرون، طوری نگاهم می‌کند که انگار شیشه شیرش را گرفته‌ام.🤨 اما اوج درامِ ماجرا وقتی است که می‌خواهم در آشپزخانه کمی کار کنم یا غذا بپزم. ناگهان این گودزیلایِ خرابکار تبدیل به یک کوالایِ بی‌نهایت غمگین می‌شود! محکم به پاهایم می‌چسبد 🦥 آویزان می‌شود و چنان با سوز و گداز گریه می‌کند که هر کس صدایمان را بشنود فکر می‌کند من در حال اعزام به خط مقدم جبهه هستم و او دارد برای آخرین بار با من وداع می‌کند!😰😭 با یک دست پیاز هم می‌زنم و با پایی که یک بچه‌ی ده کیلویی به آن آویزان است، در آشپزخانه قدم برمی‌دارم. خلاصه که اگر کسی از من بپرسد شغل تو در خانه چیست، می‌گویم من نه خانه‌دارم و نه مادر🤷‍♀️؛ من یک «بادیگاردِ تمام‌وقتِ در حالِ دویدن» هستم!🥷 از کله‌ی سحر تا آخر شب کارم این است که با سرعت نور این‌طرف و آن‌طرف بدوم و با چنگ و دندان از جانِ شخصِ عزیزی محافظت کنم که خودش با پشتکارِ بی‌نظیر و به صورت شبانه‌روزی، در تلاش است تا به خودش آسیب بزند! 😖😣 با همه‌ی این دویدن‌ها، خستگی‌ها و کوالا شدن‌هایش، وقتی وسط آن‌همه شلوغی یک‌دفعه می‌خندد و دو تا دندانِ موشی‌اش معلوم می‌شود، حس می‌کنم تمام دنیا را به من داده‌اند...🥹 البته تا قبل از اینکه دوباره به سمت سطل زباله خیز بردارد! وشب‌ها اما، وقتی بالاخره باتری‌اش تمام می‌شود و با آن قیافه‌ی فرشته‌گونه به خواب می‌رود، کنار تختش می‌نشینم. به دست‌های کوچکش نگاه می‌کنم که امروز ده‌ها بار درِ کابینت را باز کرده‌اند و با خودم می‌گویم: «فردا سطل زباله را می‌گذارم روی کابینت، درِ دستشویی را هم سه قفله می‌کنم…» اما هر دو خوب می‌دانیم که فردا باز هم همین آش است و همین کاسه، و من دیوانه‌وار عاشق این خرابکارِ کوچکم!😍🫠🥹 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
https://eitaa.com/abedshahi/1210 سلام وقت بخیر در مورد چالش و خاطرات گودزیلای نیم متری باید بگم تا خوندمش با تک تک جملاتش کلی خندیدم 🤭😂 چون مرور خاطرات روزانه من با گودزیلای خودمون بود که البته دختر هست .👧 خدا این گودزیلاهای خوردنی رو برامون حفظ کنه که چقدر حال و هوای خونه رو تغییر دادن با ورودشون . ما حتی پله آشپزخونه میز تلویزیون و... رو فوم چسبوندیم که مبادا این گودزیلا موقع سقوط چیزیش بشه و هر کی وارد خونه میشه با تعجب اطراف رو نگاه میکنه. و تا در باز میشه در خونه همسایه رو میزنه و میخواد بره مهمونی و با ذوق میگه سلااااام 🙋‍♀️ بله ما هم یک نمونه گودزیلای جذاب و دوست داشتنی داریم. 🌱خداگودزیلاهای خونه تون رو زیاد کنه انشاءالله😊 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
https://eitaa.com/abedshahi/1210 سرآشپز کوچولو🧑‍🍳 گل پسر ما پنج ساله است... اون تجربه خیلی از غذاها رو نداشته مثلا شله زرد ،فرنی ،کشک بادمجان، ته چین مرغ و... خلاصه صبح که از خواب بیدار میشیم درحال میل صبحانه ،می پرسه سام داریم ؟ میگم مامان شام برای شبه ،ظهر ناهار میخوریم . بالحن کودکانه می پرسه ناهال چی دالیم😍 میگم مثلا ته‌ چین مرغ . گل پسرم تمام مدت رو صندلی داخل آشپزخانه می ایسته واز دور تماشا می‌کنه .گاهی داد میزنم بیا کنار ببینم چی ریختی تو غذا .... هر روز ناهار و شام تو آشپزخانه با نظارت سرآشپز کوچولو انجام میشه .... وبا ذوق برای بقیه تعریف می‌کنه ❤️ اون روز میگرنم اوج گرفته بود دیدم سکوت داره، فهمیدم درحال طراحی نقشه است... دیدم سرآشپز تو لیوان آب ریخته گذاشته روی شعله گاز ،پرسیدم چی کار می‌کنی با دست به کمر گفت بیات شایی دم میکنم😍😍😍 گفتم عزیزم با لیوان شیشه ای .... گفت تصقیر توست که کتری رو بالا گذاشتی قدم نرسیده😂 خدا سرآشپز قشنگ مارو حفظ کنه❤️ 🌱این «سرآشپز کوچولو» که با آن جدیت و دقت مراحل پخت‌وپز شما را زیر نظر دارد، در واقع در حال یادگیری مهم‌ترین درس‌های زندگی است: صبر، مشارکت و کشف دنیای رنگارنگ مزه‌ها. این‌که او با وجود سن کم، پیگیر وعده‌های غذایی است و با آن لحن شیرین کودکانه و استدلال‌های منطقی (مثل همان ماجرای کتری و قدش!) شما را به چالش می‌کشد، نشان‌دهنده هوش هیجانی بالا و کنجکاوی فوق‌العاده‌اش است. کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همایش شیرخوارگان حسینی ویژه خانواده های میزبان موسسه بهرویش🌱 محرم ۱۴۰۵ باهمکاری شیرخوارگاه شبیر اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ · وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ · عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) · ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ · وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ. کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با دل‌هایی پر از عشق به علی‌اصغر(ع)، قدردان مهر ومحبت مادران میزبان در مراسم شیرخوارگان حسینی هستیم. کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رباب جان، امروز دل مادرانه‌ی ما به دل تو شبیه شد؛ آغوشی برای نوزادان، چشمی پر از اشک🥺 و قلبی که با نام علی‌اصغر(ع) می‌تپد.💔 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
https://eitaa.com/abedshahi/1210 کم کم داشت نوبت واکسن دوماهگیش میشد،این سومین میزبانیم بود. خیلی زیاد بیقرار بود و گریه میکرد ولی نمیدونم چرا به شدت دوستش داشتم🥹خیلی تو دل برو بود همه دوستش داشتن. کارهای خونه مونده بود😣 بیشتر از یک ماه بود که حتی نمیرسیدم جارو بزنم. سعی میکردم با بغل کردن و بوسیدن و قرآن خوندن و دعاخوندن آرومش کنم. گاهی ساعت ۴ بعدازظهر میتونستم به بچه هام که هر سه زیر ۱۰ سال هستن نهار بدم. وقتی میخوابید وقت رو غنیمت میشمردم و فوری نهارو شام رو آماده میکردم. گاهی وقتی نمیتونستم آرومش کنم با آقا صاحب الزمان صحبت میکردم و گریه میکردم، از حضرت زهرا میخواستم کمک کنن تا بچه آروم بشه و این موقعیت هم من و هم کوچولوی ناز رو به منبع نور وصل میکرد.💫 اون روزها توفیق بیداری سحر و نماز صبح اول وقت روداشتیم که جایزه و برکتی از طرف خدا بود. کم کم بیقراری های دختر کوچولو تموم شد بازی و خنده و لذت جای روزهای سخت رو گرفت🥰 و ما خوشحال از اینکه آغوش گرم و پرمهری برای دختر کوچولو شدیم تا بیقراری هاش تبدیل به خنده و خوش اخلاقی شد. و من هر روز برای خوشبختی و عاقبت بخیریش دعا میکردم🤲 روزی که زنگ زدن و برای دختر کوچولو دیدار گذاشته بودن یک لحظه چنان دست و پامو گم کردم که یادم رفته بود دخترکوچولو مهمان ماست و باید بره🥲 مثل همیشه با خودم ژست مادر عروس گرفتم و حمامش کردم و سعی کردم قشنگترین لباسهارو تنش کنم که خواستگار بپسنده و روز تحویل سعی کردم خوشحال باشم و با رضایت و شکرگزاری بفرستمش پی خوشبختی🥹🤲 تا ابد دوستش دارم و براش دعا میکنم❤️ کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«ارزشِ معنوی و مسئولیتِ اجتماعی در پناه دادن به کودکان» پیامبر مهربانی ها فرموده‌اند: کسی که دل کودکی را شاد کند، در بهشت به جایگاهی خاص و ویژه دست می‌یابد. و چه زیباست این وعده برای همه کسانی که مهربانی را در دل یک کودک می‌کارند؛🌱❤️ پدر و مادرها، خیرین، مربیان، معلمان… هر کسی که با عشقش کودکی را به لبخند می‌رساند.👩‍👦 وقتی با ساده‌ترین توجه، کودک شاد می‌شود و چنین پاداش بزرگی دارد، پس ارزش تأمین مهم‌ترین نیاز او داشتن یک خانواده‌ی امن و پرمهر چقدر بیشتر است؟ این پاداش ها نشون دهنده اهمیت ویژه ای هست که خدا برای کودکان قائل شده👌 خانواده‌های فرزندپذیر و میزبان، فقط یک خانه نمی‌بخشند؛ آنها امید، آغوش، هویت و آینده می‌بخشند.❤️‍🩹 خداوند کودک را عزیز می‌دارد، و مهر به کودک را از عزیزترین عمل‌ها شمرده است. شما که لبخند کودکی را زندگی می‌کنید… در حقیقت به رحمت خدا پیوند خورده‌اید. کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
امسال مراسم معنوی شیرخوارگان حسینی در شیرخوارگاه شبیر حال و هوایی متفاوت داشت؛ مراسمی گرم و صمیمی که با حضور و همراهی پرمهر خانواده‌های میزبان مؤسسه بهرویش رنگ و بویی ویژه گرفت. در این جمع صمیمی، بار دیگر معنای واقعی خانواده شکل گرفت؛ خانواده‌ای بزرگ به نام بهرویش 🌱 که هر روز با مهر، مسئولیت و همراهی اعضایش بزرگ‌تر و پررنگ‌تر می‌شود.❤️ حضور خانواده‌های میزبان در کنار کودکان، نشان داد که رسالت مؤسسه بهرویش فقط حمایت نیست؛ بلکه ساختن پیوندهایی عمیق از عشق، امنیت و امید است. پیوندهایی که دل‌های کوچک را آرام می‌کند و آینده‌ای روشن‌تر برایشان می‌سازد. خانواده‌ی بهرویش هر روز گسترده‌تر می‌شود و دل‌های بیشتری را زیر یک سقف از مهربانی کنار هم جمع می‌کند. به امید روزی که با همراهی دل‌های مهربان، هیچ کودکی در این سرزمین بی‌خانواده نماند و همه‌ی کودکان سهمی از گرمای یک آغوش امن داشته باشند. 🔗 برای دیدن تصاویر بیشتر و گزارش کامل مراسم، به لینک زیر مراجعه کنید. https://behzisti.ir/x3CHv کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
سلام وقتتون بخیر در حرم امام رضا به نیابت همه شما خوبان، خانواده های میزبان و همچنین فرشتگان الهی در شب علی اصغر امام حسین الهی که تمامی بچه ها زیرسایه امام زمان و خانواده ها باشن🙏🙏 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi