قلدُر کوچک
توی خونهی ما یه موجود کوچولوی قلدر زندگی میکنه که اسمش آیسانه.
هیچ چیزی توی این خونه پیدا نمیکنی که آیسان بهش کاری نداشته باشه! از گوشهی مبل گرفته تا دمپاییهای دمِ در… همه باید از فیلتر خانم کوچولو رد بشن.
تازه چند وقته یه اخلاق جدید
هم پیدا کرده؛
سینهشو میده جلو، چونهشو میگیره بالا، یاعلی مدد😄
انگار که میخواد بگه:
«ببینم کی جرأت داره به من چیزی بگه!»
اما شاهکارش وقتیه که اخم میکنم…تا ابروهام میره بالا،
سریع دستاشو میذاره جلوی چشماش،بعد از لای انگشتاش یواشکی نگام میکنه که ببینه هنوز اخم دارم یا نه!🫣
انگار میگه: «من که نمیبینمت… پس تو هم منو نمیبینی!»
و ما هم هر بار با همین شیطنت کوچیک، دلمون آب میشه.
آیسان هشتمین مهمان کوچولوی خونهی ما بود.
ولی یه جور خاصی توی دلمون
جا باز کرد.
اون روزی که گفتن
براش خانواده پیدا شده...
با اینکه باید خوشحال میشدیم…
همهمون گریه کردیم.🥺
خونه یههو ساکت شد.
برای دیدار که میبردنش،
دستاشو سمت ما دراز میکرد،اونجابود که دلم لرزید
تیم مددکاری بهرویش🌱
تصمیم گرفتن چندباردیگه هم براش دیدار بزارن،تا کمکم دلها عادت کنه به رفتنش،تا جدایی آرومتر بشه.👌
خلاصه که هرچقدر هم شیطون باشه،هرچقدر هم قلدر و سینهسپرکرده
آیسان یه شیرینیِ عجیبی داره…
یه نمک خاص که نمیذاره فراموشش کنی.
حالا فقط دعا میکنیم:
خدایا، هم به ما دلِ صبر بده،
هم به آیسان کوچولوی ما دلِ آروم…
که این جدایی براش سخت نباشه،
و توی خونهی جدیدش،
همینقدر شیطون،همینقدر شیرین،و همینقدر دوستداشتنی بمونه. 🤲🥹✨
✍️روایت مادرمیزبان
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی دل بسوزد، تن طاقت میآورد…
السلام علیک یا علیاصغر (ع)💔
پرستش خانم در حال سینهزنی در روز عزای حضرت علیاصغر (ع)…
جالب اینجاست که در حالت عادی اگر دستش را تکان بدهی، از درد ناراحت میشود؛
اما وقتی پای روضه و نام علیاصغر (ع) در میان است، انگار دردها رنگ میبازد 🥹
عشق اهلبیت (ع) نیرویی میدهد فراتر از توان جسم.💫
#حضرت_علی_اصغر
#حب_الحسین #روضه
#کودکان_نیازمند_به_درمان
#بهرویش 🌱
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
#چالش
🤝 چالش «دستهایی که امن هستند»
تاحالا به آرم بهرویش دقت کردین؟
در کنار آرم مؤسسه بهرویش که با تصویر دو دست معنا پیدا کرده، میخواهیم این بار
«داستان دستهای واقعی»
شما را روایت کنیم.
از خانوادههای عزیز میزبان و فرزندپذیر دعوت میکنیم:
📸 یک عکس از دست خودتان در کنار دست کودک مهمان یا فرزندتان
✍🏻 به همراه یک خاطره کوتاه، یک جمله ماندگار یا احساسی که آن لحظه برایتان معنا داشته است🥹
برای ما ارسال کنید تا در کانال منتشر شود.
این چالش فرصتی است برای:
● ثبت لحظههای امن و صمیمی
● یادآوری تأثیر حضور شما در زندگی یک کودک
● و الهامبخش بودن برای خانوادههای دیگر
بیایید نشان بدهیم «امنیت»، گاهی فقط در گرمای یک دست خلاصه میشود.
📩 ارسال به @farzandkhandeh
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
۵ ماهه که قدم های کوچولوت اومده تو زندگی مون
ماه رمضون ،شبهای جنگ، تجمعات، مشهد، تولدم، محرم
همه این روز و شبها کنارم بودی
دروغ چرا خیلی استرس تلفن روز دیدار رو داشتم🥺
بالاخره نوبت منم رسید...
عزیزِ من تو عادت داشتی تو بغل من بخوابی💔🥺
ولی وقتی امروز لب خندون رفتی پیش مامانت و بعد خوابیده برگشتی تو بغلم آروم شدم 🥹
دوست داشتم پیشم بمونی و نری
ولی تو حق خانواده ای هستی که سال های سال منتظر قدم های یک فرزند تو خونه شون بودن
تو حق همون مامانی هستی که با ذوق اومد پیشم و میگفت لباس سایز چند بخرم براش؟؟؟
شیر خشک چی بگیرم؟؟؟
دلبری های الانت قهقه های الانت سهم مامانته
خوشحالم که قراره کنار خودش تو چهار دست و پا بری
قراره با دستای خودش تو رو تاتی تاتی کنه و راه رفتن بهت یاد بده
قراره کنار پدر مادرت بهترین روزها رو بگذرونی عزیزِ دلِ من🫀
#آناشید #فرزند_خوانده
✍️روایت مادر میزبان
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
#چالش
https://eitaa.com/abedshahi/1239
دختر قشنگم❤️
قرار بود ما پشتیبان تو باشیم و آرامش دلت ❤️🩹
اومده بودیم تا برات تکیهگاه بسازیم، اما نمیدونستیم خدا تو رو فرستاده تا بشی پناهِ دلِ ما.🤱
تو با اومدنت و با اون نورِ زلال و نابی که به خونهمون آوردی💫
تمام خستگیها رو شستی و آرامش رو به ما هدیه دادی.
حالا فهمیدیم که عشقِ واقعی یعنی همین پیوندِ قشنگِ بین روحهای ما.
تو برای همیشه بندِ دلِ ما و نوری در تاریکیهای زندگیمون باقی میمونی💞💫
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
#چالش
https://eitaa.com/abedshahi/1239
همیشه دستمو بگیر
نور زیبای زندگی من 💫
زندگی من با نور تو زیباتره
ولی خواهشا کمتر گریه کن 😢
#کودکان_نیازمند_به_درمان
#کودک_مهمان
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
#چالش
https://eitaa.com/abedshahi/1239
دوباره کفشهای آهنینمون رو پوشیدیم...
برای طی کردن مسیر اداری، فرمها و امضاهای بیپایان...
اما اینبار تنها نیستیم؛
دستهامون رو محکم به
هم گره زدهایم.🤝
دست در دست پسر کوچولو مون که قراره خودش شاهد مسیر خواهر/برادر دار شدن باشه🥹
ما دوباره راه افتادیم...
برای آغوشی که هنوز جای خالی داره، اما از حالا عاشقشه.💞
این بار سه نفره با دستهای بهم گره خورده، در مسیر چهار نفره شدن.
❤️ ❤️ ❤️ ❤️
📷 عکس از محوطه شیرخوارگاه علی اصغر مشهد
🌱«مسیرهای سخت، همیشه به زیباترین مقصدها ختم میشوند؛ وقتی که امید، سوختِ راه باشد.»
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
#چالش
https://eitaa.com/abedshahi/1239
سلام به مامانهای گل و پرانرژی؛ دستهاتون همیشه تو دستِ هم، وسرشار از مهر.
زندگیِ ما با ورودِ دوتا پسرای ناز و دوستداشتنیام، غرق در نور و زیبایی شده؛ انگار یه نورافکنِ پرقدرت تو خونهی ما روشن شده!🌟
درسته که داشتنِ دو تا گلپسر یعنی خونه همیشه شلوغ و پر از هیاهوست، اما همین شلوغیِ شما، قشنگترین اتفاق زندگی ماست.🌞
فقط… گلپسرِ کوچکم، عزیزِ دلم، لطفاً زودتر راه بیفت که دیگه دلمون برای قدمهات ضعف رفته و لحظه شماری میکنیم!✨
🌱چقدر خوبه که اینقدر قشنگ قدردانِ این شلوغیهای شیرین هستین. انشاءالله بهزودیِ زود شاهدِ اولین قدمهاش باشید؛ این روزها خیلی زود میگذرن، از تکتکِ ثانیههاش لذت ببرید👌
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
#چالش
https://eitaa.com/abedshahi/1239
مردان کوچک امروز وبزرگ مردان فردا
فرشته های زیبای زمینی من 🥰
از خدا ممنونم که شما فرشتههای کوچولو رو به ما داد😍
ورود شما سه تا گل پسر خونه مارو
روشن ونورانی کرده،
با تمام چالش ها وروزمرگی هایی که کنار هم داریم، وقتایی که خیلی خیلی خسته ام یک لحظه بغل کردنتون، یه مامان گفتنون وحتی یه نگاه پراز محبتتون، انگیزه دوچندان بهم میده 😍😍
امیدواریم هر روز برایتان رویایی باشد در دست نه دوردست...
عشقی باشد در دل نه در سر...
و علتی باشد برای زندگی
نه روز مرگی ❤️
پسرانم مراقب باشید ، اینجا زمین است. اینجا زمین گاهی خشک و سخت، و گاهی نرم و نمناک است. اما باید طوری زندگی کنید که همیشه ردپای بودنتان برای جهان و جهانیان بماند. نگذارید زمین و آسمان سرنوشت شما را تعیین کنند و باید این را بدانید که نه آمدنمان دست خودمان است و نه رفتن مان!! اما آمدن و رفتن دو نقطه اند، اینکه چگونه بهم وصل میشوند، هنر آدم بودن و آدم ماندن ماست.💞
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
#بهرویش
https://eitaa.com/abedshahi/1239
گاهی یک دست، فقط یک دست نیست...
اولین بار که دستش را در دستم گذاشت، انگار بین ما یک قول نانوشته شکل گرفت؛ قولِ کنار هم بودن، گوش دادن و ساختن لحظههایی که بوی امنیت و آرامش میدهند.
امروز هر بار که دستهای کوچک و گرمش را میگیرم، بیشتر از همیشه باور دارم که کودکان، بیش از هر چیز، به آغوشی امن و دستی مطمئن نیاز دارند.
🤍 این عکس، فقط تصویر دو دست نیست؛ روایت اعتمادی است که آرامآرام ساخته شد و هنوز ادامه دارد.
#دست_هایی_که_امن_هستند #بهرویش #فرزندپذیری #مهر #امنیت
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پایان مهمانی آناشیدکوچولو
دختر خوش اخلاق و خوش خندهی من
نمیدونم تو جواب کدوم کار خیر من بودی که خدا منو لایق نگهداری از تو دونست.
این چند ماه سعی کردم فقط از مسیر کنار تو بودن لذت ببرم و با ثانیه و ثانیهات عشق کنم
و به روز جداییمون فکر نکنم
تو نه تنها برای من بلکه برای اطرافیانم هم درس بودی، درس بزرگ دل کندن
این رو امروز از زبون مامانم شنیدم که داشت از زیر قرآن ردت میکرد و تو گوشت آیه الکرسی میخوند.
تو گوشه ای از قلب منو برای خودت کردی و از الان به بعد همیشه برات دعای عاقبت بخیری میکنم
سپردمت دست حضرت فاطمه
خوش اخلاقِ من ❤️
✍️روایت مادرمیزبان
🌱برای آرامش دل مادرمیزبان آناشید،وهمه ی مامان هایی که قراره مهمونی شون به زودی تموم بشه یه صلوات بفرستین🙏
اینهاخیلی دل های بزرگی دارن وقطعا لطف خدا شامل حالشون بوده که پا تو این مسیر گذاشتن
ومدام دل کندن رو تجربه میکنن🥺
اجرتون باحضرت زینب (س)🤲
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi